کلیک هوشمند گیلان

یک کلیک . برای ورود به دنیای مجازی

مشاوره های تحصیلی و آموزشی

پدر و مادر محترم

شما در حین تریبت فرزند خود به مشکل بر خورده اید؟

آیا فکر می کنید به راحتی می توانید از عهده ی این مشکلات فائق آیید؟

آیا راه حل های شما باعث اصلاح رفتار کودکتان شده است؟

آیا این تغییر رفتار مقطعی نبوده است؟

آیا فکر نمی کنید با مشاوره با یک مشاور متخصص به نزدیکترین راه حل های علمی خواهید رسید؟

عدم تشخیص و درمان به هنگام اختلالات یادگیری منجر به ناهنجاری هایی در رفتار دانش آموز می شود که جبران آن بسیار مشکل و گاه ناممکن می گردد

با استفاده از مشاوره با متخصصان این زمینه با کمترین خسارت تربیتی و اخلاقی به نتیجه ی مطلوب خواهید رسید

 

**اختلالات یادگیری شامل دانش آموزانی ست که از هوش طبیعی برخوردار بوده ولی ظاهرا از یادگیری و درک یک یا چند درس ناتوانند از قبیل :

_ ناتوانی در خواندن و غلط خواندن

_ انواع غلطهای نوشتاری و بد خطی

_ انواع مشکلات ریاضی

**اختلالات رفتاری ناهنجاری های رفتاریست که در زمینه ی ارتباط با والدین و یا دوستان به وجود می آیند از قبیل:

_پردازش های تخیلی( به اشتباه دروغگویی نامیده می شود)

_ پر جنب و جوشی( به به اشتباه شیطنت نامیده می شود)

_گوشه گیری ، کمرویی و خجالت

_عدم اعتماد به نفس در تصمیم گیری و برنامه ریزی های درسی و رفتار با همبازی ها

_ بی نظمی مانند به هم ریختگی وسایل شخصی

 

 

زیر نظر جناب آقای  حسن نوروزی

کارشناس ارشد و متخصص تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان

مشاور تحصیلی و تربیتی دانش آموزان

رئیس انجمن معلمان روانشناسی استان گیلان

مدرس تربیت معلم و دانشگاه

 

برای طرح سوالات خود می توانید از طریق فرم تماس با ما و یا پست الکترونیک norouzi@guilanps.com مشکلات خود را بیان نمایید و در بخش  مشاوره های غیر حضوری پاسخ خود را مطالعه نمایید

برای جلوگیری از اتلاف وقت و ارائه ی خدمات بهتر از جانب ما لطفا موارد زیر را در نظر داشته باشید:

سن:

جنسیت:

مقطع تحصیلی:

میزان تحصیلات والدین:

سعی کنید مشکل مورد نظر را تنها در یک خط توضیح داده (مانند دوربین فیلمبرداری هرچه مشاهده می نمایید بیان کنید)و از بیان نظرات شخصی ، تفسیر،علت یابی،تجزیه تحلیل و پیدا کردن و محکوم کردن مقصر اصلی خودداری فرمایید

 

چنانچه نیاز به مراجعه ی حضوری دارید می توانید از شماره تماس 09111345794 جهت هماهنگی استفاده نمایید

توجه نمایید که مراجعه حضوری در حال حاضر تنها در شهر رشت انجام می گیرد

برپایی کلاسهای آموزشی فنون تربیت برای والدین و اختلال یادگیری برای معلمین (مدارس و مهد کودک) با هماهنگی قبلی در استان گیلان امکان پذیر می باشد

 

* مشاوره های غیر حضوری انجام شده

* مقالات

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:49  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

راه رفتن با چشمان نیمه باز

خوابگردی و حرف زدن در خواب، جزو اختلالات خوش‌خیم خواب هستند که در هر سنی ممکن است بروز کنند. در سنین کودکی تا بزرگسالی امکان بروز و ادامه این مشکلات وجود دارد.

معمولا کودکان بدون هیچ مشکل و استرس خاصی می‌خوابند اما در نیمه‌های شب ممکن است در مرحله خواب عمیق شروع به حرف زدن و یا راه رفتن در خواب کنند. برخلاف تصور اغلب مردم که معتقدند برای افراد خوابگرد اتفاقی نمی‌افتد و آنها حین خواب مراقب خود هستند، این‌گونه نیست و باید مراقب کودکان و بزرگسالان خوابگرد بود و امنیت کامل خانه را تامین کرد. چه بسیار اتفاق افتاده که در حین خوابگردی کودکان و بزرگسالان در منزل را باز کرده و از منزل خارج شده‌اند و یا پنجره را باز کرده و دچار مشکل شده‌اند. بنابراین باید مراقب بود در صورتی که کودکی در منزل دچار این اختلال است، وسایل تیز و برنده از کف اتاق برداشته شود تا کودک در حین خوابگردی دچار هیچ حادثه‌ای نشود. صحبت کردن در خواب در هر سنی ممکن است دیده شود معمولا حرف زدن در خواب با استرس‌های روزانه تشدید می‌شود.

روزهایی که کودک استرس بیشتری را تجربه کرده است، امکان دارد دچار خوابگردی و حرف زدن در خواب شود. معمولا صحبت‌هایی که در حین خوابگردی بیان می‌شود، مسایل روزمره زندگی است و معمولا افراد اسرار خود را حین حرف زدن در خواب افشا نمی‌کنند. در اختلال حرف زدن در خواب هم مانند اختلال خوابگردی که در حین مراحل عمیق خواب رخ می‌دهد، کودک و بزرگسال فردای آن روز خاطره‌ای از این مساله به یاد نمی‌آورد، بنابراین صحبت کردن راجع به این مساله با کودک که در حین خواب راه می‌روی و حرف می‌زنی مشکلی را حل نمی‌کند. به یاد داشته باشیم خوابگردی و حرف زدن در خواب، اختلال شایعی است که معمولا به درمان‌های طبی و دارویی نیاز ندارد. در مراحل مربوط به خواب عمیق که دو تا سه ساعت بعد از خواب شروع می‌شود، خوابگردی و حرف زدن آغاز می‌شود.

با کودک خوابگرد چه باید کرد؟

خوابگردی جزو اختلالات خوش‌خیمی است که مشکلی را برای کودک و بزرگسال ایجاد نمی‌کند و فقط امن کردن منزل، ضرورت دارد. لزومی به کنترل بچه‌ها نیست و فقط خوابگردها باید در محیط امنی قرار گیرند تا از بروز حادثه برای آنان جلوگیری شود. معمولا یک دوره کوتاه دارد که به طور دقیق نمی‌توان مشخص کرد چه مدت طول می‌کشد اما پس از اتمام دوره فرد به سر جای خود برگشته و می‌خوابد. در مورد حرف زدن در خواب هم که شامل جیغ زدن و صحبت کردن می‌شود بعد از اتمام خواب عمیق و شروع مراحل دیگر خواب این اختلال به پایان می‌رسد. آمار دقیقی در مورد شیوع حرف زدن در خواب و اختلال خوابگردی وجود ندارد اما حرف زدن در خواب شیوع بالاتری دارد. معمولا اختلالات خواب جنبه فامیلی و خانوادگی دارند و در سایر افراد درجه اول نیز ممکن است دیده شود. همان‌طور که گفتیم، استرس به‌طور خاص موجب تشدید این اختلال می‌شود.

از تمرین مثبت استفاده کنید. در طول روز راه هایی که کودک می تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلا" کودک می تواند با فکر کردن درباره صحنه های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل، و یا با تکرار حروف الفبا و یا خواندن ترانه های کودکانه این کار را تمرین کند.

اگر چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالت خواب و در حین راه رفتن دیده‌اید تعجب نکنید، چرا که این اختلال در میان برخی کودکان دیده می‌شود. خوابگردی مساله‌ای شایع در بین کودکان است، با این حال اغلب خوابگردها فقط گاهی این کار را انجام می‌دهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولاً خوابگردی از بین می‌رود.

خوابگردی؛ چرا و به چه علت؟

خوابگردی در بچه‌ها نسبت به بزرگسالان بسیار رایج‌تر است چون اغلب خوابگردی‌ها با بزرگ شدن و رسیدن به سال‌های اولیه نوجوانی از بین می‌روند. این مساله ممکن است در بین نسل‌ها ادامه پیدا کند. عوامل دیگری که ممکن است موجب خوابگردی شوند، عبارت‌اند از:

خواب ناكافی، محرومیت از خواب یا خستگی یا برنامه نامنظم خواب، • خواب از هم گسسته، • بیماری یا تب ،• برخی از داروها،  • استرس (خوابگردی به ندرت به علت یک مشکل روانی یا هیجانی اساسی رخ می‌دهد) ،• پر بودن مثانه

خوابیدن در محیطی شلوغ و پرسروصدا

چه علایمی دارد؟

برخاستن از رختخواب و راه رفتن در اطراف در حال خواب آشکارترین نشانه خوابگردی است ولی خردسالان خوابگرد ممکن است، در خواب صحبت کنند، بیدار شدن‌شان مشکل باشد، گیج به نظر برسند، وقتی با آنها صحبت می‌شود پاسخ ندهند، در رخت‌خواب بنشینند. همچنین چشم‌های خوابگردها باز است، اما مانند موقع بیداری‌شان همسان نمی‌بینند و اغلب فکر می‌کنند که در اتاق دیگری از منزل هستند یا در مجموع در مکانی دیگر هستند.

توصیه‌ هایی به والدینی که کودک‌شان خوابگرد است

1در حال خوابگردی او را بیدار نکنید زیرا این کار ممکن است او را بترساند. در عوض به آرامی او را به طرف رخت‌خواب‌اش راهنمایی کنید.

نه تنها پنجره‌ها و در‌های اتاق بچه را، بلکه در بقیه اتاق‌ها را نیز قفل کنید. می‌توانید از قفل‌های اضافی یا قفل امنیت کودک هم برای درها استفاده کنید. سوییچ ماشین هم باید همیشه خارج از دسترس این بچه‌ها باشد.

یک روش که پیش از به خواب رفتن کودک خردسال بسیار مهم است، حضور یکی از والدین در کنار او است که با خواندن داستان و یا حرف زدن صورت می گیرد. به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند .حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است معمولا این روش در ایجاد خواب مناسب در کودک بسیار موثر است. اما مراقب باشید به عادت و وابستگی تبدیل نشود.

اگر کودک از استحمام لذت می برد می توان از آن به عنوان وسیله ای برای کسب یک خواب خوب استفاده کرد.

به کودکتان روش های آرام سازی (نفس عمیق، کشش و آرام سازی عضلات بدن) را آموزش دهید. سعی کنید قبل از خوابیدن، کودک این روش ها را انجام دهد. به کودک اجازه دهید تا زمانیکه خواب آلوده و خسته نشده بیدار بماند و سپس او را به رختخواب ببرید.

از تمرین مثبت استفاده کنید. در طول روز راه هایی که کودک می تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلا" کودک می تواند با فکر کردن درباره صحنه های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل، و یا با تکرار حروف الفبا و یا خواندن ترانه های کودکانه این کار را تمرین کند.

برای زمان خواب کودکتان برنامه تعیین کنید. برنامه های خانواده و خواسته های کودک را نیز در نظر بگیرید. انعطاف پذیر باشد، ولی برخورد قاطع با کودک را تمرین کنید. الگویی راکه تصمیم به ادامه آن ندارید، شروع نکنید. برنامه شبانه باید در کل روز موجب احساس امنیت و نزدیکی میان افراد خانواده شود.

اختلال خوابگردی که در حین مراحل عمیق خواب رخ می‌دهد، کودک و بزرگسال فردای آن روز خاطره‌ای از این مساله به یاد نمی‌آورد، بنابراین صحبت کردن راجع به این مساله با کودک که در حین خواب راه می‌روی و حرف می‌زنی مشکلی را حل نمی‌کند.

برای پیشگیری از سقوط کودک، به او اجازه ندهید در یک تخت‌خواب‌ تاشو یا مرتفع بخوابد.

چیزهای شکستنی یا تیز را از اطراف بستر بچه دور کنید. اشیای خطرناک را نیز دور از دسترس قرار دهید.

موانع را از اتاق فرزندتان و سایر اتاق‌های منزل بردارید تا از سکندری خوردن او جلوگیری کنید، به خصوص اشیا برنده را از کف اتاق خواب کودک یا اتاق بازی او بردارید.

در‌های حفاظتی در خارج از اتاق فرزندتان و یا در ورودی بالای هر پلکان نصب کنید.

برای به حداقل رساندن وقایع خوابگردی فرزندتان می‌توانید با گوش دادن به کاست‌های آرامش بخش یا ترانه های کودکی به فرزندتان در هنگام خوابیدن آرامش بخشید.

یک برنامه خواب و چرت زدن روزانه منظم تنظیم کنید که در آن هم زمان خوابیدن و هم بیدار شدن لحاظ شده باشد.

زمان خوابیدن فرزندتان را زودتر قرار دهید. این کار می‌تواند خواب آلودگی مفرط را بهبود بخشد.

به فرزندتان اجازه ندهید در شب مایعات زیادی مصرف کند و مطمئن شوید که فرزندتان قبل از رفتن به رخت‌خواب دست‌شویی رفته است.

اجازه ندهند كودك هنگام خواب خیلی خسته و متشنج به خواب رود.

از مصرف کافئین در نزدیکی وقت خواب اجتناب کنید.

مطمئن شوید که اتاق خواب فرزندتان ساکت، راحت، گرم و نرم و مساعد برای خوابیدن است.

اگر فرزندتان را نیمه‌شب سرگردان دیدید، وحشت نکنید. او را با آرامش و امنیت به رخت‌خوابش برگردانید.

كودك را برای چند شب تحت نظر بگیرند (چه موقع از خواب بیدار می شود و چه مدتی خواب گردی می كند).

بعد از چند شب، كودك را 15 دقیقه قبل از خواب گردی شبانه اش بیدار كنند. كودك را 5 دقیقه بیدار نگه دارند (با او كمی حرف بزنند و یا كمی آب به او بدهند).  این كار را به مدت یك هفته انجام دهند.

از مصرف داروهای خواب آور خودداری كنید.

والدین، خواهر‌ها و برادرها و اعضای خانواده بهتر است كودكی را كه زیاد دچار خوابگردی می‌شود، دست نیندازند و اذیت نكنند زیرا او نسبت به این رفتار خود هیچ آگاهی‌ ندارد و به‌طور كلی چیزی به یاد نمی‌آورد.

سلامت

بانک اطلاعات پزشکی پاراسات

مادران امروز

فرآوری و تنظیم : کهتری

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:49  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

دومين اختلال رفتاري كودكان دبستاني( خجالت)

نتايج يك مطالعه نشان داد:
در بسياري از كلاس‌هاي درس دبستان‌ها، حداقل يك يا دو كودك آرام و خجالتي نشسته‌اند كه در زندگي روزانه خود اغلب اوقات فقط با اعضاي خانواده و يا همسالان آشنا بازي مي‌كنند و از ارتباط با غريبه‌ها تا حد ممكن فرار مي‌كنند. اين درحالي است كه شرم و خجالت اين كودكان مي‌تواند آنها را از به‌دست آوردن مهارت‌ها و آمادگي‌هاي لازم براي بسياري از فعاليت‌هايي كه براي رشد شخصيتشان ضروريست، باز دارد. با اين وجود‌معمولا كمتر اتفاق مي‌افتد كه اين گروه كودكان به عنوان موارد حاد اختلال رفتاري و بخشي از مشكلات مدارس بر شمرده شوند.
بررسي <رفتار انزواطلبي دانش‌آموزان دبستاني در مدارس پسرانه مناطق 20 گانه شهر تهران> نشان مي‌دهد كه رفتار <انزواطلبي> بعد از اختلال رفتار <پرخاشگري> بيشترين ميزان را در بين اختلالات رفتاري كودكان دبستاني دارد، امادرواقع به دليل اينكه اين دانش‌آموزان آزارشان به ساير دانش‌آموزان نمي‌رسد و غالبا با عواطف و روِياهاي خود مشغول هستند، ناراحتي كودك در موقع كناره‌گيري و انزوا براي معلمان كمتر قابل تشخيص يا توجه است و اين عدم توجه ممكن است زمينه پيدايش مشكلات رواني ــ رفتاري ديگري را براي آنها فراهم كند.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه گاهي اوقات رفتارهاي انزواطلبي كودكان به اين علت است كه آنها به خوبي نمي‌دانند در موقعيت‌هاي گروهي و اجتماعي چه كاري را بايد انجام دهند تا تعامل آنها با همسالانشان تسهيل شود، چرا كه مهارت‌هاي كافي براي اين كار را نياموخته‌اند.درواقع اين كودكان به دليل اينكه اغلب اوقات خود را در محيط خانواده و با بزرگترها گذرانده‌اند، چگونگي تعامل با ديگر كودكان و همسالان را به خوبي ياد نگرفته‌اند. نگاهي به روابط دانش‌آموزان منزوي با ديگر دانش‌آموزان نيز نشان مي‌دهد كه كودكان منزوي و افسرده در بين همسالان خود كمتر مورد علا‌قه قرار دارند، يعني دانش‌آموزان ديگر به تعامل با كودكان منزوي چندان علاقه‌اي نشان نمي‌دهند و در كارهاي خود از آنها كمك نمي‌گيرند.
لازم به ذكر است كه ميزان شركت اين دانش‌آموزان در فعاليت‌هاي فوق برنامه به‌جز در زمينه علايق و گرايش‌هاي مذهبي به طور كلي ضعيف است. مطالعه ساخت خانواده‌هاي اين دانش‌آموزان نيز نكات جالبي راآشكار مي‌كند مثلا‌ اين مطالعه نشان مي‌دهد كه در 64/9 موارد، پدر در خانواده تصميم‌گيري مي‌كند و اعضاي خانواده از او اطاعت مي‌كنند. حتي سوابق بهداشتي اين كودكان نشان دهنده اين است كه تعداد قابل‌توجهي از آنها در زمان قبل از تولد وضعيت طبيعي و عادي نداشته اند، به طوري كه در /2‌17 درصد موارد، مادران اين دانش‌آموزان يك بيماري جسمي داشته اند، /4‌9 درصد دچار ناراحتي رواني بوده‌اند، /4‌9 درصد در طول دوران بارداري اعتياد داشته اند، 50 درصد آنها تمايلي به بارداري نداشته وحتي /1‌11 درصد آنها اقدام به سقط جنين كرده‌اند. اين وضعيت حاكي از وجود نوعي نابساماني و اضطراب مادران كودكان انزوا طلب در طول دوران بارداري است.
در مورد وضعيت جسمي خود بچه ها هم اين مطالعه نشان مي دهد 72 درصد اين دانش‌آموزان قبل از 5 سالگي نوعي بيماري جسمي جدي داشته‌اند و از بين اين كودكان بيمار 1/26 درصد آنها در بيمارستان بستري شده‌اند. درمجموع مي‌توان گفت كه اختلال در روابط عاطفي با مادر باعث ايجاد اضطراب اساسي در كودك و ايجاد احساس منزوي شدن، بيچارگي و بي‌پناهي مي‌شود كه اين اضطراب مي‌تواند ناشي از بي‌تفاوتي و يا رفتار بي‌ثبات مادر نسبت به كودك باشد، از سوي ديگر وجود نابساماني‌هاي قبل از تولد در كودك نيز نشانه‌هايي دال بر وجود آن است.
منبع: ايسنا

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:48  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

چرا کودکان دزدی می‌کنند؟

کودکان وقتی به سن 6 تا 7 سالگی می‌رسند رفتارهایی از خود بروز می‌دهند که برای والدین تعجب‌ برانگیز است.

یکی از این رفتارها برداشتن اشیا و اموال دیگران است‌ که درعرف به آن دزدی می‌گویند. این رفتار نیز چون بقیه رفتارهای کودکان دلایلی دارد. دلایل دزدی به 3دسته مادی، روانی و اجتماعی طبقه‌بندی می‌شود:

علل مادی

علل مادی شامل نیازهای مادی است. برخی از کودکان که زندگی فقیرانه‌ای دارند یا این برداشت را از گذران خود دارند و نیازهای اولیه آنان در حد مطلوبی ارضا نمی‌شود دست به دزدی می‌زنند. در این حالت عدم‌ارضای نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناکافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب بازی موجب می‌شود که خردسال این نیازها را از طریق دزدی جبران کند. در یک موارد مشاوره، کودکی به خاطر نداشتن پول توجیبی مناسب و متعارف دیگر همکلاسی‌ها، از کیف دیگر دوستانش پول یا خوراکی برمی‌داشت، به شکل قرض، از دیگران وجوهی می‌گرفت و گاه خوردنی از بوفه می‌گرفت و مدعی می‌شد که پولش را داده است و این وضعیت کم‌کم به منزل خود و نزدیکان نیز تسری یافت و به شکل عادی و متداول درآمده بود و حالا در سن 30‌ سالگی نمی‌توانست این عمل را ترک کند؛ حتی هم‌ اکنون که نیاز مادی برطرف شده، نیز بی‌دلیل از خانه اطرافیان و همسر نیز اشیایی را می‌ربود. پدر و مادرانی که دائماً از وضع اقتصادی خود شکایت می‌کنند، فرزند را غیرمستقیم به دزدی تشویق می‌کنند. در این وضعیت، انگیزه تملک، کودکان را به دزدی مجبور می‌کند.

علل روانی

ناکامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرارگرفتن در خانواده موجب می‌شود که کودک به نوعی به واکنش در برابر این کمبودها دست بزند. این موقعیت در فرزندان میانی و خانواده‌هایی که اولاد متعدد و زیادی دارند و مجال کافی برای ابراز علاقه نداشته و به نوعی کودک دیده نمی‌شود و نوازش کافی دریافت نمی‌کند بیشتر به چشم می‌خورد. وقتی سرقت با لجبازی و دروغگویی همراه باشد، واکنش نسبت به ناسازگاری کودک با محیط خانواده و انتقام‌جویی از والدین محسوب می‌شود. گرسنگی عاطفی به گرسنگی فیزیولوژیک دامن می‌زند. با دزدی و خوردن خوراکی متنوع یا پوشیدن و استفاده از وسایل مختلف این گرسنگی عاطفی را پوشش می‌دهد.

محرومیت از محبت موجب اضطراب می‌شود، جبران احساس حسادت، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونت‌آمیز والدین در منزل، وجود ناپدری و نامادری، انتقال از پدر یا مادر، آرزوی به دست‌آوردن اشیا پرزرق ‌وبرق که جز از طریق دزدی، رسیدن به آنها ناممکن است، صدمه زدن به دیگران به‌ منظور تخلیه عقده‌های روانی و محدودیت قائل شدن و سختگیری‌های والدین همگی در این مقوله معنا می‌یابد.

یافته‌های بالبی، روانشناس برجسته حاکی از آن است که محرومیت از مهر مادر و جدایی‌های نسبتاً طولانی از او در سنین خردسالی تأثیر بسزایی در بی‌بند و باری و دزدی نوجوانان دارد.

‌علل اجتماعی

کودک دزدی را یاد می‌گیرد و والدین نخستین الگو و سرمشق کودک هستند. چنانچه آنان مرتکب این عمل شوند و یا حتی به شوخی از انجام آن سخن بگویند، طفل آن را می‌آموزد. همچنین آنان سرقت را از دوستان، همبازی‌ها و همسایگان خود یاد می‌گیرند. ضعف مذهبی، سقوط ارزش‌های اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، عدم‌کنترل رفتار کودک، قحطی، بحران‌های حاصل از جنگ، زلزله و آتشفشان، زندگی در محل‌های جرم‌زا، مهاجرت، اعتیاد والدین، میل به ‌خود نمایی و جدایی از پدر و مادر گرایش کودک را به دزدی تشدید می‌کند.

برای درمان این پدیده، باید علل و انگیزه‌های آن مشخص شود. دزدی معلول است و علل متفاوتی دارد. برخورد و مبارزه صرف بامعلول نه ‌تنها مؤثر نیست بلکه گاه آن ‌را شدت می‌بخشد. درمان آن باید براساس محبت و در محیطی آرام انجام شود.

ناکامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرارگرفتن در خانواده موجب می‌شود که کودک به نوعی به واکنش در برابر این کمبودها دست بزند

در ذیل مواردی برای حل و درمان این عمل ذکر می‌شود که براساس تجربیات متعدد اغلب کارساز بوده است:

1- سعی نکنید کودک را در موقعیت اعتراف به ‌دام بیندازید. نگویید تو پول را برداشته‌ا‌ی‌‌؟‌ زیرا جواب، دروغ و انکار خواهد بود. سعی کنید آنچه منجر به دزدی شده را بیابید. با فرزندتان جدی در خلوت صحبت کنید. مثلاً بگویید: از کیف من پول کم شده و می‌بینم که تو خوراکی‌ای که پولش را نداشتی، خریده‌ای. او را مسئول رفتارش بدانید.

2-‌ بچه‌ها دزدی می‌کنند چون چیزی را می‌بینند، می‌خواهند آن‌ را داشته باشند و از عواقب رفتارشان اطلاعی ندارند. این فرصتی عالی است تا به فرزندتان برخی درس‌های ارزشمند اجتماعی را بیاموزید.

3- به نیازهای فرزندتان به پول نگاهی بیندازید و ببینید آیا پول توجیبی او به اندازه نیازهای اصلی او هست یا باید هماهنگی بیشتری ایجاد کرد. به عبارت دیگر آیا پول دریافتی او در حد متوسط دیگر همسالانش در طبقه اجتماعی شماست یا نه. لطفاً برای خساست خود به‌ دلیل و انکار روی نیاورید.

4- صادقانه بیندیشید. آیا شما پدر یا مادر سهل‌گیری نبوده‌اید؟ بچه‌هایی که عادت دارند همه چیزهایی را که می‌خواهند به دست آورند، تصور می‌کنند که باید هر چه را که می‌خواهند داشته باشند. شاید زمان آن رسیده باشد که کم‌کم به او نه بگویید.

5- با کودک صادقانه صحبت کنید. بدون برچسب دزدی زدن با استفاده از داستان‌های جذاب، الگوهای مناسب رفتاری را به او معرفی کنید. در این راه، گفتن قصه‌های مذهبی و آموزش رویه‌های دینی به شکل امیدواری و تشویق‌کننده و نه ایجاد ترس از خدا و عذاب جهنم کارساز خواهد بود.

6- وسایلی که کودک را به دزدی وسوسه می‌کند مانند پول را از چشم‌ او دور کنید و تسهیلاتی برای تفریح و سرگرمی بیشتر او فراهم آورید.

7- او را از مشاهده فیلم‌هایی که در آنها دزدی انجام می‌شود باز ‌دارید.

8- اگر فرزندتان لباس، زینت‌آلات، ماشین‌های برقی و مانند اینها را دزدیده، شاید انگیزه‌اش این بوده که شبیه دیگر همسالانش شود. کودکی که در کنار همسالانی با امکانات زیاد رشد می‌کند، شاید سعی کند ظاهر وسایلی مانند آنان داشته باشد. حتی برای بزرگسالان هم مشکل است که درک کنند عده‌ای در این دنیا بیش از حد دارند و عده‌ای از نیازهای اولیه خویش نیز محرومند. سعی کنید مدرسه و دوستانی برایش انتخاب کنید که از لحاظ اقتصادی تفاوت زیادی با شما نداشته باشند.

9- به او بیشتر توجه کنید، خصوصیات خوب اخلاقی او را مورد توجه قرار داده و ذکر کنید. راه‌هایی برای افزایش عزت نفس او بیابید. آرامش و شادی را در محیط خانه ایجاد کنید. از توانمندی‌های او به جای زیبایی‌های فیزیکی‌اش یاد کنید و او را با استعدادها و توانایی‌هایش آشنا کنید.

10- در کیف مدرسه‌اش حتماً در حد امکان خوراکی‌هایی را که دوست دارد بگذارید و مقداری پول توجیبی معین مناسب سن، روزانه، هفتگی یا ماهانه در اختیارش قرار دهید تا درصورت تمایل برای خود چیزهایی را خریداری کند.

11- اگر فرزندتان دزدی را همراه با رفتارهای ناراحت‌کننده دیگر توأمان انجام می‌دهد حتماً از یک متخصص کمک بگیرید.

بسیاری از خانواده‌هایی را با امکانات مالی کم می‌شناسیم که کودکانشان سرشار از شادی، عزت نفس و رفتارهای صحیح اجتماعی‌ هستند. تنها سرویس‌های مادی نمی‌تواند فرزند ما را متعادل و قانونمند سازد. با اصلاح روش‌های اخلاقی و زندگی، ایجاد محیط امن و شاد و نشان‌دادن توجه و ارائه نوازش‌های مثبت در موقعیت‌های مناسب، ذکر خصوصیات و کفایت‌های جسمی، فکری و اخلاقی و تشویق آنان به ورزش، هنر، همکاری و دلسوزی در منزل و داشتن دلبستگی عمیق خانوادگی می‌توان درستکاری آنان را تضمین کرد. از حاشیه‌ها و امکانات، نگاهمان را بیشتر به عاطفه و توجه صرف کنیم. قول می‌دهم این هم برای من و شمای پدر و مادر بهتر است، هم برای فرزندمان.

منبع: همشهری آنلاین

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:48  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

پسرم ناخواسته متولدشد (اختلال سلوک)

سرم ناخواسته متولد شد. نه من و نه پدرش آمادگی داشتن فرزند جدید را نداشتیم. رفتارهای عجیبش از هفت سالگی شروع شد. هر روز به خاطر خرابكاری های او مجبور هستیم، به مدرسه برویم. دعوا، خشونت و حتی آسیب های جدی در حد خفگی به همبازی ها و همكلاسی هایش دلایلی هستند كه هر روز ما را در برابر دوستانش و خانواده هایشان شرمگین می كند. مدیر مدرسه اش می گفت: خودم دیدم كه حتی به گربه ها و گنجشك ها رحم نمی كند و به وحشیانه ترین شكل آنها را می آزارد. مشاور مدرسه اش مشكل رفتاری(اختلال سلوك) را برای او تشخیص داده و از من خواسته برای درمان و رفع این مشكل، پسرم را نزد یك متخصص روانشناس ببرم...
اختلال سلوك به یك سری از رفتارهای پایدار و تكراری اطلاق می شود كه در آن حقوق اساسی دیگران و قوانین اصلی اجتماعی متناسب با سن نادیده گرفته می شود. اختلال سلوك ممكن است بسیار زود و در حوالی ۵ یا ۶ سالگی شروع شود، ولی به طور معمول در اواخر كودكی و یا اوایل نوجوانی آغاز می شود. شروع این اختلال پس از ۱۶ سالگی نادر است. در بیشتر افراد این اختلال با رسیدن به بزرگسالی تخفیف پیدا می كند. بسیاری از افرادی كه اختلال سلوك دارند، به ویژه از نوعی كه شروع آن در نوجوانی است و كسانی كه نشانه های كم و خفیفی دارند، در بزرگسالی به سازگاری اجتماعی و شغلی مناسب دست می یابند. باید در نظر داشت كه در ایجاد اختلال سلوك عوامل محیطی و ژنتیكی، هر دو دخالت دارند.

در این مقاله سعی بر این است كه با یك طبقه بندی كامل و علمی، خوانندگان را نسبت به تشخیص احتمالی این اختلال حدوداً آشنا كنیم :

رفتار پرخاشگری كه موجب و یا تهدیدی برای آسیب بدنی به سایر اشخاص و یا حیوانات است كه كودكان و نوجوانانی كه این اختلال را دارند اغلب آغاز كننده رفتار پرخاشگری بوده و با پرخاشگری به دیگران واكنش نشان می دهند. زد و خوردهای مكرر راه می اندازند، اسلحه یا وسیله ای مانند چماق، آجر، بطری شكسته، چاقو یا تفنگ به كار می برند كه می تواند آسیب جدی بدنی ایجاد كند؛ نسبت به دیگران ستمكاری بدنی می كنند. با حیوانات با بیرحمی رفتار می كنند. دست به سرقت می زنند و با قربانیان درگیر می شوند (مانند جیب بری، قاپ زنی، اخاذی یا سرقت مسلحانه)

رفتار غیر پرخاشگری كه باعث اتلاف یا صدمه به اموال می شود. یعنی فرد مبتلا دست به آتش افروزی عمدی با هدف وارد آوردن خسارت جدی و یا شكستن شیشه های ماشین ها یا تخریب اموال مدرسه می زند

تقلب و سرقت كه در این اختلال شایع است و امكان دارد، شامل ورود بدون اجازه به خانه، ساختمان یا اتومبیل دیگران باشد و یا دروغگویی مكرر یا بدقولی برای به دست آوردن اشیا یا جلب حمایت و توجه و یا برای خودداری از پرداخت بدهی یا انجام تعهدات (مثل جلب اعتماد مردم و فریب دادن آنها) و یا دزدیدن اشیایی كه ارزش چندان كمی ندارند، بدون مواجهه با قربانی(مثل دزدی از فروشگاه ها، جعل و تقلب)

گــــــــــــــــروه چهـــــارم :

تخلف جدی از قواعد و افرادی كه این اختلال را دارند، به ویژه از قواعد و مقررات(مدرسه یا والدین) به طور جدی تخلف می كنند.:

اختلال سلوك تنها زمانی مطرح می شود كه رفتار مورد نظر نشان دهنده یك اشكال بنیادی در فرد بوده و صرفاً به عنوان عكس العملی در برابر بافت اجتماعی (مثلاً در برابر تهدید، فقر و...) نباشد. به علاوه مطرح كردن اختلال سلوك در مورد جوانانی كه از كشورهای جنگ زده مهاجرت كرده اند و سوابق رفتارهای پرخاشگرانه داشته اند كه ممكن است، این نوع رفتارها، برای زنده ماندن در محیط قبلی ضرورت داشته است، لزوماً مناسب به نظر نمی رسد.

نشانه های اختلال سلوك با افزایش سن، قدرت بدنی و بلوغ جنسی تغییر پیدا می كنند. رفتارهایی با شدت كمتر(مانند دروغگویی، دزدی از فروشگاه و نزاع و كتك كاری).

اختلال سلوك به ویژه نوعی كه شروع آن در دوره كودكی است بین پسران بیشتر دیده می شود. همچنین انواع خاصی از مشكلات سلوك در پسران و دختران متفاوت است. در پسران اغلب كتك كاری، دزدی و ویرانگری و مشكلات انضباطی در مدرسه مطرح است و در دختران مبتلا به اختلال سلوك بیشتر دروغگویی، گریز از مدرسه، گریز از خانه، مصرف مواد غیرقانونی و روسپی گری دیده می شود.

به نظر می رسد كه شیوع اختلال سلوك در دهه های گذشته افزایش یافته است. معمولاً در محیط های شهری بیش از روستایی است. تحقیقات آماری نشان می دهد كه در بین بچه های زیر ۱۸ سال، پسران حدود ۱۰ درصد و دختران حدود ۵ درصد با این مشكلات روبه رو هستند.


WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:47  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

مقايسه كودكان داراي ناتواني يادگيري با كودكان دير آموز

مقايسه كودكان داراي ناتواني يادگيري با كودكان دير آموز

تنظيم:  علی اکبرزارع مقدم کارشناس مرکز اختلالات یادگیری -ام البنين مرادي ثاني مدير مركز اختلالات يادگيري نيشابور

ویژگی های کودک استثنایی

کودک استثنایی را می توان به عنوان فردی تلقی کرد که به طریقی از گروه بهنجار متفاوت است با توجه به تعریف فوق تعداد زیادی از کودکان استثنایی خواهند بود .

از نظر آموزشی ، کودکی استثنایی در نظر گرفته می شود که نیازمند برنامه آموزشی ویژه باشد .

حال جهت آشنایی با این دسته از کودکان به گروه ها و طبقه بندی کودکان استثنایی می پردازیم .

گروه های کودکان استثنایی

1- تفاوت های هوشی : شامل کودکانی می شود که از نظر هوشی برترند و (کودکان سرآمد ) و یا کودکانی که در یادگیری کند پیش می روند (کودکان کم توان ذهنی )

2- تفاوت های ارتباطی : شامل کودکانی است که در زبان و گفتار دارای نقص هستند و کودکان دارای ناتوانی های یادگیری

3- تفاوت های حسی : کودکانی که دارای نقایص بینایی یا شنیداری هستند .

4- تفاوت های رفتاری : کودکانی با آشفتگی هیجانی یا سازش نایافته اجتماعی را شامل می شود .

5- تفاوت های جسمانی : مشتمل بر ناتوانی های غیر حسی که بر کودکانی که از نظر بدنی و حرکتی دارای معلولیت هستند دلالت می کند .

6- معلولیت های شدید و چندگانه (چند معلولیتی ) : شامل کودکانی با نقایص مرکب (فلج مغزی و عقب ماندگی ذهنی یا نابینا و ناشنوا یا ... )

تعریف ناتوانی یادگیری ( اختلالات یادگیری )

ناتوانی یادگیری به معنای وجود اختلال در یک یا چند فرایند روان شناختی پایه بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری و یا گفتاری مربوط می شود و می تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن و هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود . این اصطلاح شرایطی چون معلولیت های ادراکی ، آسیب دیدگی مغزی ، نقص جزئی در کارکرد مغز ، نارساخوانی و آفازی رشدی را در بر می گیرد . از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده را که به واسطه معلولیت های دیداری ، شنیداری یا حرکتی ، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت های محیطی ، فرهنگی و اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده اند را شامل نمی شود .

انواع ناتوانی های یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یک یا چند مورد از زمینه های زیر دچار مشکل باشند : اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب . به عبارتی ممکن است کودکی در همة زمینه های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد. شمار دانش آموزان دارای اختلال یادگیری بین 4 تا 12 درصد تخمین زده شده است .

در یک گروه بندی کودکان دارای ناتوانی یادگیری به ناتوانی یادگیری تحصیلی و ناتوانی یادگیری تحولی طبقه بندی می شوند . الف) ناتوانی یادگیری تحصیلی شامل اختلال در خواندن – نارسانویسی و اختلال در ریاضی می باشد .

ب) ناتوانی یادگیری تحولی که عبارتند از اختلالات حافظه ، ادراک ، دقت و توجه ، زبان شفاهی ، تفکر و ... .

ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری

1- شباهتهای این کودکان با کودکان عادی بسیار بیشتر از میزان تفاوتهای آن ها با این کودکان است ، بنابراین در بررسی ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری باید به دنبال توصیف برخی از ویژگی های خاص بود .

2- مبتلایان به ناتوانی یادگیری معمولاً در زمینه ای دچار مسأله و مشکل هستند که این مشکل در یادگیری تحصیلی جلوه می کند . ریاضیات ، خواندن ، بیان نوشتاری و ... زمینه هایی هستند که به عنوان محمل ظهور ناتوانی یادگیری تلقی می گردند .

3- ناتوانی در تغییر وضع موجود علی رغم تلاش و ارادة او نیز به شکل گیری تصویر منفی از خود منجر می گردد و تنها با ارائه یک سیستم خدمات مشاوره ای سازمان یافته می توانیم بهداشت روانی چنین کودکانی را حفظ کنیم و از بروز عواقب بعدی جلوگیری نماییم .

4- بهترین راه توصیف این کودکان توصیف ویژگی های خاص این کودکان است

الف) ناتوانی در خواندن از رایج ترین زمینه اختلالات یادگیری است و می تواند ناشی از عادت خواندن ، بازشناسی کلمه یا درک ، بازگویی و تولید سمبل های نوشتاری به آوایی و ... باشد .

ب) ناتوانی در یادگیری ریاضیات می تواند ناشی از عدم توانایی در تمیز اشیاء از جهت اندازه ، دسته بندی کردن آنها ، درک علایم ریاضی و .... باشد .

ج) مشکل مربوط به زبان می تواند به طور عمده مربوط به درک زبان و بیان آن باشد .

5- اختلال ادراکی زمینه دیگری است که باید به آن اشاره کرد و در زمینه های ادراک بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و ... ظهور می کند .

6- اختلال حرکتی از دیگر ویژگی های این کودکان است که در زمینه های عدم هماهنگی عصب عضلانی ، فعالیت بیش از اندازه ، فعالیت کمتر از میزان طبیعی ، نبود کنترل عضلانی و ... بروز می کند .

7- کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در روابط اجتماعی خود دچار مشکل هستند .

8- اغلب این کودکان در فرایندهای حافظه ، دقت و توجه دارای نقایصی می باشند .

9- ویژگی کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری فراگیر نیست و گروه های کوچکتری را در بر می گیرد که ممکن است تنها بخشی از این ویژگی ها را داشته باشند .

علل بروز اختلالات یادگیری

علل بروز اختلالات یادگیری نسبتاً مبهم هستند ، با این حال در پژوهش های مختلف تأثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات ذکر شده اند هر چند همواره تأثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است .

الف) عوامل فیزیولوژیک :

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی می باشد .

ب) عوامل ژنتیکی

شواهدی در دست است که نشان می دهد اختلالات یادگیری احتمالاً در برخی خانواده ها بیش از دیگران دیده می شود . مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه ای حاکی از نشانه های عمل ژنتیکی است . از جمله این مطالعات می توان به یافته های " واکر " ، "کول " و " ولف"  اشاره کرد که به پیوند اختلالات یادگیری با الگوهای خانوادگی پی برده اند .

ج) عوامل بیوشیمیایی

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالات یادگیری می شوند . برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده است عبارتند از : هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولین و کم کاری تیروئید

عوامل آموزشی

به اعتقاد برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید . به نظر می رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری هرگز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته اند .

روش های بازپروری و آموزشی کودکان با نارسایی های ویژه در یادگیری

1- روش ادراکی – حرکتی : طرفداران این روش (کپارت ، گتمن ، برچ ) معتقدند که یادگیری حرکتی مبدأ یادگیری است و فرایندهای ذهنی پس از رشد متناسب سیستم حرکتی و سیستم ادراکی و همچنین پیوندهای ارتباطی میان یادگیری حرکتی و ادراکی به وجود می آید . کپارت  یکی از مشهورترین پیشتازان در این روش اعتقاد دارد که یادگیری های حرکتی بر هوش و تحصیلات مؤثر است .

وی یادآور می شود که پیش نیاز تمامی رفتارها اساساً حرکتی است .

کپارت معتقد است که رشد ذهنی کودک با  کنترل حرکات شروع می شود و مراحلی چون کشف منظم ، ادراک مسائل ، تکمیل و ترکیب دریافتهای حسی و در پایان تشکیل مفاهیم را طی می کند . او می گوید هر مرحله از مرحله پیشین کامل تر و پیچیده تر است و کودکان عادی این مراحل را به سادگی و با ترتیب درست طی می کنند . اما در مورد دانش آموزان با نارسایی های ویژه ممکن است در مراحل رشد انقطاعی رخ دهد . برنامه ریزی آموزشی – روانی برای بازسازی روند رشد کودک با نارسایی های ویژه در یادگیری بر اساس نتایج آزمون هایی چون آزمون ادراکی – حرکتی کپارت ، آزمون ادراک بینایی فراستیگ ، آزمون توانایی زبانی – روانی ایلینوی و آزمون تشخیص شنیداری وپمن صورت می پذیرد .

2- روش چند حسی :

مربیان و متخصصان بسیاری برای ترمیم و تقویت یادگیری های کودکان با نارسایی های یادگیری به استفاده از حواس مختلف این کودکان و تحریک آن ها پرداخته اند . از جمله روش های معروف چند حسی می توان به روش " تعقیب حسی " دکتر فرنالد اشاره کردکه در آن توازن و تعادل برای استفاده از مسیر بینایی ، شنوایی و حس لامسه به صورت همزمان مد نظر بوده است . علت نامگذاری آن تعقیب با انگشتان به حواس بینایی و شنوایی برای یادگیری اضافه می گردد .

3- روش سازماندهی مجدد اعصاب مرکزی

این روش توسط دلاکاتو برای ترمیم و اصلاح نارسایی های کودکان با نارسایی های یادگیری پیشنهاد شده است . وی معتقد است با این روش که مبتنی بر شناخت و سپس اصلاح فعالیت های حاصل از مغز و اعصاب می باشد می توان مشکل کودکان با نارسایی های یادگیری را که اغلب از نامنظمی سیستم اعصاب مرکزی ناشی می شود ، مرتفع ساخت .

رشد سیستم عصبی در افراد طبیعی که به تدریج ادامه می یابد ، دارای نظم قابل پیش بینی است . در انسان ، این رشد از مراحل پایین که از مشخصات حیوانات پست تر است شروع می شود و تا مراحل بالاتر که صرفاً مختص انسان است ادامه می یابد . اگر به دلایلی ، مرحله ای از مراحل پیچیده رشد سیستم عصبی دچار وقفه شود ، این تأخیر در مراحل بعدی رشد عصبی با فقدان فعالیت در مرحله رشد نیافته مشخص می گردد و ممکن است به صورتهایی همچون تأخیر در تکلم ، لکنت زبان ، نارساخوانی و ... بروز نماید . روش های ترمیمی دلاکاتو شامل تمرینات مختلف با تأکید برخزیدن ، چهار دست و پا رفتن ، حرکات تقاطعی دست و پا می باشد . وی معتقد است با برقراری نظم مجدد در سیستم اعصاب مرکزی و جبران مرحله رشد نیافته در آن ، علائم مرضی نارسایی های ویژه در یادگیری نیز از میان می رود  و یادگیری فرایند طبیعی خود را باز می یابد .

4- روش تغییر رفتار

باید بخاطر داشت که روش های تغییر رفتار ، بیشتر برای کسانی بکار گرفته می شود که مشکل اساسی آنان نابهنجاری های رفتاری است اما در بسیاری از موارد نارسایی های یادگیری ، تکنیک ها و روش هایی از تغییر رفتار چون " شرطی شدن فعال "، "بازی نقش ها " ، " الگوهای رفتاری " و " اقتصاد امتیازی " را نیز می توان در پیوند یا همراه روش های ویژه آموزشی و تربیتی به کار برد .

مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات یادگیری

به مرکزی اطلاق می شود که در آن دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری در کنار تحصیل در مدارس عادی برای رفع مشکلات خاص یادگیری از خدمات ویژه پاره وقت بهره مند می شوند . این مرکز در هر استان زیر نظر مدیریت آموزش و پرورش استثنایی به فعالیت می پردازند .

دانش آموز دیرآموز (مرزی ) و تفاوت این دانش آموزان با کودکان ناتوان در یادگیری

دانش آموزان دیرآموز برخلاف دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری که از هوش عادی یا بالاتر از عادی برخوردارند دارای هوش متوسط پایین تا مرزی می باشند . بدین ترتیب نمره هوش دانش آموز دارای اختلال یادگیری 85 یا بالاتر از آن می باشد . در صورتی که نمره هوشی دانش آموز دیرآموز بین 70 تا 85 می باشد . علاوه بر نمره هوشی دانش آموزان دیرآموز دارای کنش های شناختی پایین و ضعف در کلیه دروس نسبت به دانش آموزان هم سن و سال خود می باشد در حالی که دانش آموزان ناتوان در یادگیری دارای کنش های شناختی متوسط یا بالاتر بوده و معمولاً در یک یا دو درس دارای مشکل می باشند .

ویژگی های کودکان دیرآموز در مدارس :

1- این دانش آموزان در کلاس معمولاً در تمامی دروس نمرات ضعیفی کسب می کنند .

2- برخی از این دانش آموزان در یک یا چند پایه از تحصیلات مردود می شوند .

3- اغلب این دانش آموزان دارای توجه و تمرکز پایینی می باشند و خیلی زود دچار حواسپرتی می شوند . معمولاً مدت توجه این دانش آموزان به درس نیز کوتاه می باشد .

4- معمولاً این دسته از دانش آموزان در پاسخ دهی به سؤالات دارای تأخیر و کندی می باشند .

5- این دانش آموزان معمولاً گرایش به انجام فعالیت هایی دارند که عینی و ابتدایی هستند.

6- معمولاً این دسته از دانش آموزان بیش فعال و تکانشی هستند و در مقابل ناملایمات تحمل کمی دارند .

7- از دیگر ویژگی های این کودکان اعتماد به نفس پایین و ترس می باشد .

8- نوسانات خلقی نیز از دیگر ویژگی های این دانش آموزان است و معمولاً خلق غیر قابل پیش بینی دارند .

توصیه های آموزشی برای کودکان دیرآموز

لازم به یادآوری است که کودکان دیرآموز معمولاً در کنار دانش آموزان عادی و در مدارس عادی ادامه تحصیل می دهند . جهت بهبود وضعیت تحصیلی این دانش آموزان توصیه هایی شده است که به مهمترین آن ها اشاره می کنیم :

1- هیچ گاه نگذارید که کودک شکست بخورد .

2- با ارائه بازخورد مناسب او را از درستی پاسخ آگاه کنید .

3- پاسخ های صحیح را سریع تقویت کنید .

4- سطح مناسب کودک را بدست آورید .

5- از آموزش قدم به قدم (از ساده به مشکل ) بهره گیرید .

6- امکان تکرار و تمرین را برای تثبیت یادگیری فراهم آورید .

7- بین دفعات تکرار یک موضوع فاصله قرار دهید .

8- با ارائه محرک در ابتدای آموزش به یادگیری کمک کنید .

9- تجربیات موفقیت آمیز را فراهم آورید .

10- کودک را در فعالیت ها شرکت دهید .

11- به علایق کودک توجه کنید .

12- تفاوتهای فردی را مورد توجه قرار دهید .

13- از تشویق بیشتر استفاده کنید .

14- مدت زمان آموزش باید کوتاه و تعداد دفعات آن باید زیاد باشد .

15- وظایف یادگیری را با اشیاء و موقعیت های زندگی مرتبط کنید .

16- خانواده باید بطور مؤثر همکاری کند و معلم از این همکاری استقبال کند .

17- کلاس های این کودکان باید دارای دانش آموزان کمتری باشد .

18- به شخصیت کودک احترام بگذارید و از خشونت بپرهیزید .

19- به کودک اجازه دهید اشتباهات خود را اصلاح کند .

20- از اعمال و بازده کار ارزشیابی مستمر داشته باشید .

21- در آموزش به کودکان صبور باشید .

22- هرگز این کودکان را با دیگران مقایسه نکنید .

23- فعالیت های حرکتی (ورزش ) را مورد توجه قرار دهید .

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:47  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

غلط های املایی دانش آموزان دوره ی دبستان

غلط های املایی دانش آموزان دوره ی دبستان
نوشته ی جمیله ماشینی - زهرا اباذری
خواندن و نوشتن زبان فارسی از اهداف اصلی دوره ی ابتدایی محسوب می شود. اما تعداد قابل توجهی از کودکان در یادگیری این دروس، به ویژه درس املاء فارسی با مشکلات اساسی روبرو هستند. اولیای دانش آموزان و معلمان برای رفع مشکل معمولاً از روش های قدیمی و گاه منسوخ کمک می گیرند که نه تنها کمکی به یادگیری نمی کنند، بلکه موجب یأس و سرخوردگی و خستگی دانش آموزان نیز می شوند. شناخت نوع اختلالات یادگیری می تواند در رفع مشکل مؤثر واقع شود.
در این مقاله با بررسی ورقه های املای 6111 دانش آموز دوره ی ابتدایی منطقه ی 5 تهران در سال تحصیلی 76-77، سهم غلط های املایی دانش آموزان در 10 گروه نارسانویسی، حافظه ی دیداری، حساسیت شنوایی، آموزشی، دقت، حافظه ی شنوایی، حافظه ی توالی دیداری، تمیز دیداری دقت، وارونه نویسی و قرینه نویسی تعیین شده است.
این مقاله را خانم جمیله ماشینی و زهرا اباذری از پژوهشگاه منطقه ی 5 تهران تنظیم کرده و در اختیار فصلنامه قرار داده اند که بدین وسیله از آنان قدردانی می شود.
در ضمن، مطالعه ی این مقاله به عموم علاقه مندان، به ویژه معلمان دوره ی ابتدایی و برنامه ریزان و مدرسان مرکز آموزش ضمن خدمت معلمان توصیه می شود. «فصلنامه»
مقدمه
شمار دانش آموزانی که دچار برخی از مشکلات رفتاری یا تحصیلی هستند، قابل توجه است؛ به طوری که همه ساله گروه زیادی از دانش آموزان به دلیل همی ن اختلالات یادگیری در امتحانات مردود شده مجبور به تکرار پایه یا ترک تحصیل می شوند. در سال تحصیلی 75-76 بیش از یک میلیون و چهار صد هزار نفر از چهارده میلیون دانش آموز دوره ی آموزش و پرورش عمومی (ابتدایی و راهنمایی) مردود شده و بیش از 400 هزار نفر از آن ها ترک تحصیل کرده اند.
معلمان مدارس و والدین کودکان غالباً برای حل مشکلات آنان ا زروش های قدیمی و گاه منسوخ کمک می گیرند که علاوه بر صرف انرژی و وقت فراوان نه تنها حاصل چندانی به دنبال ندارد، بلکه ممکن است موجب یأس، دل مردگی، سرخوردگی و عصبیت والدین و خستگی و از بین رفتن علاقه ی دانش آموزان شود.
شناخت نوع اختلالات یادگیری و ریشه یابی آنها به ویژه در دوره ی دبستان و در درس های اصلی می تواند در رفع این مشکل کمک مؤثری باشد.
خواندن و نوشتن زبان فارسی از اهداف اصلی دوره ی دبستان محسوب می شود و معمولاً به این درس ها توجهی خاص مبذول می گردد. بر اساس جدول ساعات هفتگی دانش آموزان - مصوب پانصد و هفتادمین جلسه ی شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 1373/5/13 - حدود 36 درصد از کل ساعات تحصیل دانش آموزان دوره ی دبستان را دروس املاء، انشاء و قرائت زبان فارسی تشکیل می دهد که بیانگر توجه ویژه ی برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزش و پرورش به این درس ها می باشد. از سوی دیگر، بر اساس مصوبه ی جلسه ی 148 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش (76/11/7) دانش آموزان دوره ی دبستان در صورت احراز معدل 10 و 12 - به رغم داشتن یک یا دو نمره ی زیر ده - قبول شناخته می شوند. البته درس های فارسی و ریاضی استثنا شده است و باید دانش آموزان نمره ی حداقل 7 را برای استفاده از تک ماده در این دروس به دست آورند. در این پژوهش درس املای فارسی دوره ی دبستان برای بررسی انتخاب شده است.
تعریف مسأله
بسیاری از دانش آموزان در درس املاء دچار مشکل هستند و به نسبت تعداد غلط هایی که مرتکب می شوند، نمرات کمتری دریافت می کنند. معمولاً معلمان و والدین برای اصلاح دیکته ی آنها به راه های زیر متوسل می شوند:
1. به کودک پند و اندرز می دهند و از آنان کوشش بیش تری را طلب می کنند.
2. کودک را تحقیر، سرزنش و مؤاخذه می کنند.
3. به سرزنش و انتقاد از معلم می پردازند.
4. هر کدام از والدین، عضو دیگری از خانواده را مقصر می شمارد.
5. میزان تکالیف خانه و مدرسه را که به نوعی به درس املاء مربوط می شود، افزایش می دهند.
6. از کودک می خواهند شکل صحیح کلماتی را که در نوشتن آن مرتکب اشتباه شده است، بارها بنویسد.
7. از دانش آموز می خواهند یک جمله بنویسد و در آن شکل صحیح کلمه ای را که در املاء غلط نوشته است، به کار برد.
8. از او می خواهند واژه ی درست مورد نظر یا حرفی از آن واژه را که قبلاً غلط نوشته شده است، با رنگ قرمز یا هر رنگ مشخص دیگری، چند بار بنویسد تا در ذهنش باقی بماند.
کار شناسان علوم تربیتی معتقدند انواع اشتباهاتی که کودک مرتکب می شود از یک نوع نیستند تا بتوان با اتخاذ یک روش، همه ی آن اشتباهات را از بین برد و به پیشرفت او اطمینان یافت. برای دست یابی به یک راه حل ساده و امیدوار کننده، بهتر است اشتباهات دیکته ها ی دانش آموز را از روی دفتر دیکته او یادداشت کرد و علت یا علل آن اشتباهات را یافت.
ضرورت و اهمیت پژوهش
اگر شناسایی دردها و دشواری ها پیش نیاز هر گونه درمان و چاره جویی باشد، اختلالات یادگیری نیز همانند دیگر مسائل مبتلا به زندگی روز مره قبلاً باید شناخته شود ومورد تحلیل قرار گیرد؛ آن گاه بر مبنای علت ها برای درمان و چاره جویی آنها اقدام شود.
هر گونه برنامه ریزی ابتدا با تحلیل وضع موجود جهت شناسایی مسائل و نیازها آغاز می شود و در مراحل بعد ضمن پیش بینی خط مش ها و برنامه ریزی های مناسب، طریقه ی رفع دشواری ها و تأمین نیازها پیشنهاد می گردد. با توجه به اهمیت درس فارسی در دوره ی دبستان، در این پژوهش غلط های املایی دانش آموزان دوره ی ابتدایی شناسایی می شود.
هدف تحقیق
شناخت غلط های املایی رایج در بین دانش آموزان دوره ی ابتدایی منطقه ی 5 آموزش و پرورش شهر تهران.
تعریف عملیاتی
بر اساس موضوع مورد پژوهش، غلط های املایی دانش آموزان به صورت زیر دسته بندی می شود:
1. نارسانویسی Dysgraphia - مفهومی که در این جا از نارسانویسی مدّنظر قرار می گیرد، شامل قسمت های زیر است: کج نویسی، راست نویسی، پر فشار نوشتن، کم رنگ نوشتن، زاویه دار نویسی، نامرتب نویسی، فاصله گذاری بیش از حد.
2. حافظه ی دیداری - یعنی کودک به خوبی قادر نیست تصویر حرف مورد نظر را به خاطر بیاورد؛ مثلاً واژه ی سطل را به شکل ستل می نویسد.
3. حساسیت شنوایی - یعنی کودک در شنیدن صداها حساس نیست؛ مثلاً واژه ی مسواک را مسباک می نویسد.
4. آموزشی - یعنی دانش آموز از آموزش کافی و صحیح برخوردار نبوده است؛ مثلاً واژه تجربه ها را به صورت تجربها، بندگان را به شکل بنده گان، شده ام را به شکل شوده ام می نویسد.
5. دقت - کودک به علت کم دقتی، نقطه و سرکش را اضافه یا کم می گذارد؛مثلاً واژه نهفته را به شکل نهنفته یا شغال را به شکل شعال می نویسد.
6. حافظه ی شنوایی - هنگامی که کودک واژه ای را در دیکته نمی نویسد و به قول معروف جا می اندازد.
7. حافظه ی توالی دیداری - هنگامی که در یک کلمه جای بعضی حروف جا به جا می گردد؛ مثلاً مادر به شک لمارد نوشته می شود.
8. تمیز دیداری دقت - هنگامی که در کلمه جای نقطه ها جا به جا می شود؛ مثلاً واژه ی خانه را به شکل جانه می نویسد.
9. وارونه نویسی - مثلاً بابا به شکل [وارونه] ، آدم به شکل [وارونه] نوشته می شود.
10. قرینه نویسی - مثلاً دید به شکل [آئینه ای]، آدم به شکل م د آ نوشته می شود.
روش تحقیق
این پژوهش از نوع توصیفی است و بر این اساس، از آمارهای توصیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شده است.
جامعه ی آماری
تمامی دانش آموزان پایه های دوم، سوم و چهارم ابتدایی مدارس منطقه ی 5 در سال تحصیلی 76-77 (در مجموع 58246 نفر) جامعه ی آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. برای انتخاب نمونه ی آماری در هر پایه، دانش آموزان یک کلاس از هر مدرسه به صورت تصادفی انتخاب گردید و مورد بررسی قرار گرفت. به این ترتیب، تعداد 3037 دانش آموز پسر و تعداد 3047 دانش آموز دختر برای مطالعه انتخاب شد. در جدول شماره ی 1، تعداد دانش آموزان نمونه ی آماری بر حسب جنس و پایه ارائه شده است.
جدول شماره ی 1 - تعداد دانش آموزان نمونه ی آماری بر حسب جنس، پایه و نوع مدرسه
ابزار گردآوری اطلاعات
طی نامه ای از کلیه ی مدارس ابتدایی منطقه ی 5 تهران خواسته شد نمونه ای از اوراق امتحان کلاسی املای پایه های دوم، سوم و چهارم دبستان (از هر پایه یک کلاس) را بدون آن که تصحیح شود، به پژوه شگاه معلم ارسال دارند. آن گاه اوراق امتحانی به وسیله ی خود محققان، با توجه به دسته بندی نوع غلط ها، تصحیح گردید.
در مواردی که در تشخیص نوع غلط ابهام وجود داشت، کار تصحیح ورقه به صورت جمعی انجام شد.
یافته های پژوهش
در این پژوهش اهم مشکلات دانش اموزان در ارتباط با درس املاء شناسایی شد. برای این کار تعداد 6111 برگ املای دانش آموزان تصحیح و غلط های آنها دسته بندی گردید و نتایج زیرحاصل شد:
* بیش ترین غلط های املایی دانش آموزان کلیه ی پایه های دوره ی دبستان مربوط به غلط های آموزشی است. این امر به طور مسلم از عدم برخورداری دانش آموزان از آموزش کافی و صحیح ناشی می شود. در مجموع 36 درصد غلط های املایی پسران و 40 درصد غلط های املایی دختران را غلط های آموزشی تشکیل می دهد. جدول زیر درصد غلط های آموزشی را، به تفکیک جنس و پایه ی تحصیلی، نشان می دهد.
جدول شماره ی 2 - سهم غلط های آموزشی دانش آموزان (درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 30 37
سوم 42 44
چهارم 36 39
جمع 36% 40%
* غلط های املایی ناشی از بی دقتی دانش آموزان دوره ی دبستان، بعد از غلط های آموزشی بیش ترین درصد غلط ها را تشکیل می دهند؛ به طوری که در مجموع 25 درصد غلط های املایی پسران و 24 درصد غلط های املایی دختران به دلیل بی دقتی آنها رخ می دهد. جالب توجه است که 33 درصد غلط های املایی دانش آموزان پسر دوم دبستان به دلیل بی دقتی آنها می باشد.
جدول شماره ی 3 - سهم غلط های ناشی از بی دقتی دانش آموزان (درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 33 22
سوم 20 24
چهارم 22 25
جمع 25% 24%
* ضعف حساسیت شنوایی کودکان عامل دیگری است که در پایین آمدن نمره ی املای آنان مؤثر است؛ به طوری که 14 درصد غلط های املایی پسران و 15 درصد غلط های املایی دختران را موجب می شود. جالب توجه است که حدود 20 درصد غلط های املایی دختران پایه ی دوم دبستان به ضعف حساسیت شنوایی آنها مربوط می شود.
جدول شماره ی 4 - سهم غلط های ناشی از ضعف حساسیت شنوایی( درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 13 20
سوم 15 12
چهارم 15 13
جمع 14% 15%
* سهم غلط های دانش آموزان به دلیل ضعف حافظه ی دیداری برای پسران و دختران 13 درصد است. نکته ی حایز اهمیت آن است که نقش این عامل با ارتقای دانش آموز به کلاس بالاتر رفته رفته افزایش می یابد؛ به طوری که در مورد پسران از 8 درصد در پایه ی دوم به 18 درصد در پایه ی چهارم و در دانش آموزان دختر از 10 درصد در پایه ی دوم به 16 درصد در پایه ی چهارم افزایش می یابد.
جدول شماره 5 - سهم غلط های املایی ناشی از ضعف حافظه ی دیداری (درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 8 10
سوم 13 13
چهارم 18 16
جمع 13% 13%
* نارسانویسی حدود 5 درصد غلط های املایی پسران و 4 درصد غلط های املایی دختران را به خود اختصاص می دهد.
جدول شماره 6 - سهم غلط های املایی ناشی از نارسانویسی (درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 5 5
سوم 5 5
چهارم 5 3
جمع 5% 4%
* عامل دیگری که درکاهش نمره ی املای دانش آموزان، به ویژه دانش آموزان پسر، تأثیر دارد، ضعف حافظه ی شنوایی است که موجب جا انداختن برخی از کلمات توسط آنها می شود. 6 درصد غلط های املایی پسران و 2 درصد غلط های املایی دختران از ضعف حافظه ی شنوایی آنها ناشی می شود. نکته ی جالب توجه اختلاف درصدها در مورد پسران و دختران است. از سوی دیگر، بررسی نشان می دهد که غلط های املایی ناشی از ضعف حافظه ی شنوایی دانش آموزان پسر با ارتقای آنها به کلاس بالاتر کاهش می یابد؛ به طوری که از 11 درصد در پایه ی دوم به 4 درصد در پایه ی چهارم تنزل یافته است.
جدول شماره ی 7 - سهم غلط های املایی ناشی از ضعف حافظه ی شنوایی (درصد به کل)
جنس
پایه پسر دختر
دوم 11 3
سوم 5 1
چهارم 4 3
جمع 6% 2%
* سهم سایر عوامل از قبیل وارونه نویسی، قرینه نویسی،حافظه ی توالی دیداری، تمیز دیداری دقت در مجموع 1 درصد است و عملاً نقشی در غلط های املایی دانش آموزان ایفا نمی کند.
پیشنهادهای پژوهش
با توجه به یافته های تحقیق می توان موارد زیر را به عنوان پیشنهاد ارائه داد:
* برگزاری کلاس های ضمن خدمت برای معلمان دوره ی دبستان (و بازنگری در برنامه های درسی دوره های تربیت معلم) در زمینه ی نحوه ی آموزش زبان فارسی، با تأکید بر درس املاء (با توجه به این که حدود 40 درصد غلط های املایی دانش آموزان از عدم بر خورداری آنها از آموزش کافی و ضحیح ناشی می شود).
* برگزاری کلاس های ضمن خدمت برای معلمان دوره ی دبستان در زمینه ی آشنایی با اختلالات یادگیری و ملزم کردن کلیه ی معلمان دوره ی ابتدایی به گذراندن این دوره (با توجه به این که بیش از 60 درصد غلط های املایی دانش آموزان غلط های غیر آموزشی است که با روش های معمول معلمان قابل حل نیست).


جدول شماره ی 1 - تعداد دانش آموزان نمونه ی آماری بر حسب جنس، پایه و نوع مدرسه

جمع چهارم سوم دوم پایه و جنس
جمع دختر پسر جمع دختر پسر جمع دختر پسر جمع دختر پسر نوع مدرسه
3019 1645 1374 974 542 432 1097 614 483 948 489 459 دولتی
2158 998 1160 751 391 360 696 257 439 711 350 361 نمونه دولتی
934 431 503 296 150 146 312 135 177 326 146 180 غیر انتفاعی

6111 3074 3037 2021 1083 938 2105 1006 1099 1985 985 1000 جمع

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:46  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.

از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:

  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:

  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:

  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:44  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري

راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري
( حافظه شنيداري ، ديداري ، ادراك ديداري ، درمان بازپروري دلاكاتو ،......... )
حافظه شنیداری :
تمرینهای زیربرای تقویت حافظه شنیداری بسیارمفید می باشد:
1- سه کلمه برای کودک بیان کنیدوازوی بخواهید پس ازاینکه هرسه کلمه راگفتید،آنها رابازگوکند.سپس چهار کلمه وبه همین ترتیب پیش برویدتامطابق رشد سنی وطبیعی خویش ازحافظه شنوایی برخوردار شود.
2- یک جمله برای کودک بگو.یید واز او بخواهیدآن راتکرار کند.سپس دو جمله بگویید تا آنها را تکرار کندوبه همین ترتیب پیش برویدتاتوانایی وی به حد هنجار وطبیعی برسد.
3- تمرینات 1و2 راانجام دهید،امااین بار دانش آموز ترتیب گفتن کلمات راهم حتما رعایت کند.دراین صورت توانایی توالی شنوایی اونیز تقویت خواهد شد.
4- چند دانش آموز راکنار هم بنشانیدواز آنها بخواهید این بازی راترتیب دهند.نفراول یک کلمه بگوید،نفردوم همان کلمه را تکراروکلمه دیگری که مناسب است به آن اضافه کند،نفرسوم دوکلمه قبلی رابگویدوکلمه دیگری راکه مناسب است به آن اضافه کندوبه همین ترتیب پیش رود.
به عنوان مثال نفراول: من،نفردوم: من در،نفرسوم :من درحیاط....
5-همان بازی راترتیب دهیداما این باربه جای استفاده ازیک کلمه ،دانش آموزان ازیک جمله استفاده کنند.
به عنوان مثال نفراول:من درحیاط مدرسه بازی کردم. نفردوم:من درحیاط مدرسه بازی کردم وبعد به کلاس رفتم. نفر سوم:.....
6- به کودک چند دستور بدهید واز وی بخواهید آن دستورات را به ترتیب اجرا کند.این تمرین علاوه برحافظه شنوایی،توانایی(حرکتی-شنوایی) ونیز(توالی شنیداری )رابا هم تقویت می کند.
7-یک کلمه بیان کنید وپس از 30ثانیه ازاوبخواهید آن راتکرارکند. درتمرینهای بعدپس ازگذشت چند ثانیه ازاوبخواهیدکه نام شئ مخفی شده رابگوید.این تمرین را آنقدر ادامه دهید تابتواند درحدود 30 ثانیه شئ رادرحافظه کوتاه مدت خویش نگه دارد.
8-ابتدا برای او قصه های بسیار کوتاه بگوییدسپس داستانهای بلندتر بگوییدوبعدازاوبخواهید قصه های شما راتقلید کند وسرانجام خودش قصه بسازد.
9-ازاوبخواهید اشیای پیرامونش را نشان داده ونام ببرد.
10-کودک رایاری دهید تاتعدادی عدد یا لغات ساده را به خاطر بسپارد.
11-یادگیری لالایی ها،اشعار،مثل ها،.....
12-به کودکان دستورالعملهایی بدهید که قبل از اجرا آن را باخودتکرارکنند.
13-تعدادی حروف بی معنا رابرای کودکان تکرار نمایید تاآن رابه حافظه خودبسپارند.مثل حروف بابابابا ،ساساساسا،نانانانا...
14-کودکانت راتشویق کنید که با چشمان بسته به مترادفهای شنوایی گوش دهند،مثل بادوشاد
15-دستورالعملهایی که شامل مراحل متعدد است به کودکان عرضه نمایید.
16-کودکان راتشویق کنید که شماره تلفن بعضی ازموسسات خدماتی،مثل آتش نشانی وساعت گویا رایاد بگیرندوبه خاطر بسپارند.
17-تعدادی ازکلمات را برای کودکان با آهنگی خاص بخوانیدوازآنها بخواهید هرکلمه شنیده شده رابگویند.
18-ازدستورالعملهای شفاهی استفاده بکنید،به این ترتیب که پرتقالها راروی میز بگذار،سیب هارازیر میزبگذارومکعب های زرد را بالای میز بگذار.
19-یک برنامه تلویزیونی را انتخاب کرده،اجازه دهید که کودک آن رامشاهده کند.سپس ازاوسوال نمایید که صفحه تلویزیون چه تصویری را نشان می دهد.



حافظه دیداری:

تمرینهای زیربرای تقویت حافظه دیداری بسیارمفید می باشد:
- به کودک اجازه دهیدکه کلمه ای راباصدای بلند تکرارکندوسپس شمامی توانیدشکل کلمه رابصورت یک طرح برجسته ترسیم نمایید.
- ازکارتهای نوری که حروف تصاویر برروی آنها حک شده است استفاده کنید.بانزدیک کردن این کارتهای رنگی توجه کودک رابه تصاویر ریزوکوچک جلب نمایید.پس ازمشاهده ازاوبخواهیدتا شرح دهدکه چه چیزهایی راروی کارت نوری دیده است.
- ازکودکان درخواست کنید که به طرف پنجره کلاس رفته،محیط خارج را مشاهده کندونام سه شئ را که در بیرون موجود است برای آموزگار بازگوکنند سپس آموزگارسه شئ مزبور راروی تخته ترسیم کرده از کودکان درخواست می نماید که آنها رارنگ آمیزی کنند.
- تصاویرازاشیاء،حروف شماره هاراتهیه کرده،تعدادی ازآنها رادر جلوی کودک قراردهید تاوی آنها را خوب مشاهده کند.سپس ازوی بخواهید تاروی خود رابرگرداندویاچشمان خودراببندد.شما می توانید یک تغییر کوچک درجای تصاویرصورت دهیدوازکودک بخواهیدحدس بزند شما چه تغییری رابه وجود آورده اید.درمرحله بعد شما می توانید یک شکل خاص را به کودک نشان داده سپس او را ترغیب نمایید که تصویرآن شکل رادربین تصاویر مختلفی بیابد.
- دربازی به خاطر آوردن شماره یک تلفن که معلم تکرارکرده است وآن رامی نویسد،کودک نیز می تواند آن راتکرارکند وازروی نوشته معلم کپی کند.
- به کودک فرصت دهید که خطوطی را ازبالا به پایین وبالعکس رسم نماید.آموزگارمی تواند باحمایت کودک درزمینه ترسیم خطوط به هماهنگی حس لامسه وبینایی وی کمک نماید.
- یک طرح هندسی چهارگوش رابه کودک نشان داده;آن رادربین حروف وکلمات واعداد جاسازی نمکایید تاکودک آن راپیدا کند.
- تعداداشیاءرادرسبدبه کودک نشان دهیدوسپس بابستن چشمان کودک(بایک نوار)ازوی بخواهید تاهرشئ راکه شمانام می بریدبالمس کردن، ازسبد بیرون بیاورد.
- یک مقوای باریک راکه قسمت بندی شده است درجلوی کودک قرار دهید وسپس تعدادی ماشین اسباب بازی در اختیار وی قرار داده،ازکودک بخواهید که روی مقوای باریک،ماشینها راحرکت دهد.
- بازی بریدن حروف وچسباندن آن به یکدیگر:به کودک کلمه گل رانشان دهیدبعدباقیچی آن راازهم جداکرده بعد به هم بچسبانید.آنگاه کودک باید این فعالیت راازشماتقلیدکند.
- اشیایی راتهیه کرده ویکی یکی به او نشان دهیدوسپس پشت سرتان مخفی کنیدوبخواهید بلافاصله نام اشیای مخفی شده را بگوید.
- کودک رابا رنگهای مختلف آشنا کنید.اول رنگهای اصلی بعد رنگهای فرعی،برای این منظور می توانیدازمهره های پلاستیکی،جعبه مدادرنگی وامثال آن استفاده کرد.
- ابتدا چند سیم فلزي نازک باطولهای مختلف تهیه کنید،مثلا یک سیم به طول3 سانتی متر،دوسیم به طول5 سانتی متر،ویک سیم به طول 6 سانتی متر،حالا
- سیمها راروی هم بریزیدوازاوبخواهید بلندترین سیم ،کوتاهترین سیم وسیمهایی که طولشان مساوی است راپیداکند.سپس دو سیم مساوی را به شکل زیر کنار هم قرار دهید وازکودک سوال کنیداگرهرکدام ازاین خطها یک جاده باشد،مابخواهیم ازآن عبور کنیم کدام جاده کوتاهتر وکدام بلندتر است؟وقتی کودک جواب صحیح داد،سیم ها رابه شکل زیر قراردهیدوهمان سوال راتکرارکنید.

این آزمایشهاراآنقدرادامه دهیدتااومتوجه شودکه جابجایی سیم ها ونحوه قرارگرفتن آنهادرطول آنهاتاثیری ندارد.درمرحله بعدچندسیم باطول مساوی تهیه وبه شکل زیرکنارهم قراردهیدوبازهم سوال ها راتکرار نمایید. اگر کودک پاسخ صحیح دادسیم ها رامانند شکل زیرقراردهید وبازهم سوال کنید.
مشابه این آزمایش ها را آنقدرانجام دهیدتاکودک این نکته راکشف کندکه تغییرجهت سیم ها تاثیری درطول آنها نمی گذارد.درصورت شنیدن پاسخ صحیح از کودک،دوسیم باطولهای مساوی راانتخاب کرده ودرمقابل چشمان اویکی ازسیم هارابصورت مارپیچ خم کنیدودرکنارسیم دیگرقراردهید وازاوسوال کنیدکدام یک ازاین دوسیم بلندتر است؟ - ازتمرین 1 صفحه 48تاآخرتمرین11صفحه58-ازتمرین13صفحه59تاآخرتمرین14 صفحه60(کتاب اختلالات دیکته نویسی، دکترتبریزی)
رای اینکه تمرینهای گفته شده تاثیربسیارزیادی درحل مشکل دانش آموزداشته باشند،بایدبرای وی ایجاد انگیزه نمودتابارغبت به تمرینهای بیشتری بپردازد.درواقع همان حافظه طوطی واراست که به حافظه کوتاه مدت،سپس میان مدت وبعدبه بلندمدت تبدیل می شود.بسیاری ازاوقات اتفاق می افتد که حافظه دیداری تقویت می شود،اما بازهم دانش آموزمرتکب اشتباهاتی می شود که به ضعف حافظه دیداری یاکم دقتی نسبت داده می شود.درحالی که ممکن است وی درادراک دیداری دچارمشکل باشد.


ادراک دیداری:
ادراک بینایی شامل پنج زمینه است،که آزمون بینایی فراستینگ شامل تمرینهایی جهت تقویت واصلاح این زمینه هاست.این زمینه ها عبارتند از:
الف) توانایی هماهنگی حرکتی وچشمی ب)تشخیص شکل وزمینه ج)درک ثبات شکل د)ادراک فضایی ه)ادراک جزءوکل(تکمیل دیداری)
- جهت تقویت هماهنگی چشم ودست ازتمرینایی استفاده می شود که توانایی ترکیب وهماهنگ سازی حرکات بدنی ومهارت بینایی سنجیده وتقویت میشوددرآزمون بینای فراستیک تمرینهایی آمده که فاصله بین دو شئ به وسیله دو خط موازی مشخص شده ودانش آموز باید دوشئ انتهایی این دو خط موازی رابه هم متصل کند.به تدریج این دوخط موازی به هم نزدیکتر شده ودرنهایت دانش آموزخودش بین دوشئ خطی رسم می کند.
-درمورد ادراک شکل اززمینه نیز توانایی کودک درتشخیص تصاویراززمینه ارزیابی وتقویت می شود.همچنین توانایی کشف اشکال پنهان نیز سنجیده می شود.
- ثبات شکل بدان معنی است که شئ درهر حالتی همان شئ است.درآزمون فراستیک نیز تصاویری آمده است که دانش آموز را به این حقیقت برساند.کسب این مهارت دانش آموزراقادر می سازدکه بفهمدهر شکل صرف نظر ازاندازه،وضعیت،جنس،کوچکی یا بزرگی آن همان شکل است.درمورد کلمات نیز دانش آموزاین حقیقت را درمی یابد که کلمه چه بزرگ وچه کوچک ،چه چاپی وغیر چاپی و....همان کلمه است.
-ادراک فضایی:بطورخلاصه دانش آموزبااستفاده ازتمرینهای مختلف توانایی تعریف وضعیت خود رانسبت به اشیاء پیدا می کند.کودک در می یابد که شکلی رابه صورت وارونه یادرجهت مخالف نیزبه خوبی تمیزدهد.کودک در تشخیص نمادهای کلامی مخالف مانندb وd همچنین،محل نقاط حروف (درزبان فارسی) مانند"ب"و"ت"مهارت به دست می آورد.
- درمورد ادراک جزءازکل نیز کودک قادر به بازشناسی اشیاءونقص دراشکال وکلمات می شود.
تمرینهای زیادی جهت ترمیم واصلاح کودک باضعف ادراک دیداری ذکر شده است،که نمی توان آن رابه زمینه خاصی مربوط دانست.لازم به ذکراست که زمینه های ذکر شده باهم همپوشی دارندبه همین دلیل تمرینها جداسازی نشده است.
1-درکارتی که اشکال هندسی گوناگونی داردازکودک می خواهیم که دور شکل هندسی خاصی راخط بکشد(آزمون شماره دوفراستیک)
2-ازکارتهایی استفاده می کنیم که حروف الفبارادرجهات مختلف نوشته وازدانش آموزمی خواهیم حروف رابرای ما پیدا کند.
3-ازدانش آموزمی خواهیم شکل خاصی رادرزمینه ای مانند نقاشی درهم پیداکند.
4-ازکودک می خواهیم که دور حروف خاصی را دریک صفحه کتاب یابرگه روزنامه خط بکشد.
5-کودک درکارتهایی که واژه هارابصورت سایه دار وناقص نوشته واژه هارابازشناسی کند.
6-کودک شکل های مختلف هندسی راکه بخشی ازآن رسم نشده راکامل کند.
7-کودک طرح حیوانات را که یکی ازاندامهای آن حذف شده تکمیل کند.
8-کودک حروف ناقصی راکه درکارتها نوشته شده کامل کند.
9-کودک اشکال هندسی راکه بصورت نقطه چین نوشته شده کامل کند.
10-کارتهایی را که حروف الفبا درجهات مختلف نوشته به دانش آموزنشان داده وازوی می خواهیم بدون چرخاندن کارت،یکی ازحروفی که ماتعیین می کنیم راشناسایی یادور آن خط بکشد.
11-نقاشی یا طرحهایی راکه درآنها تصاویرپنهان وجود داردبه دانش آموزداده وازوی می خواهیم تصویر مورد نظر راپیدا کند.
12-کارتهایی مقوایی که حروف رابه صورت درهم نوشته دراختیار کودک قرارداده ازوی می خواهیم دورحروف خاصی راخط بکشد.
13-تمرین تن آگاهی : ازکودک می خواهیم اندامی راکه نام می بریم نشان دهد.
14- آدمکی که اعضای آن جداازهم هستندوبه وسیله دکمه به هم متصل شده اند رابه کودک نشان داده،پس ازحرکت دادن دست،گردن وسایر اندامهایش آدمک ازدانش آموزمی خواهیم حرکات راتقلید کند.
15-مربی روبروی دانش آموزایستاده حرکاتی راانجام می دهدودانش آموزتقلید می کند.
16-ازدانش آموزمی خواهیم که نقاطی راکه به اشکال گوناگون به هم متصل شده انددرپایین صفحه رسم نماید.(آزمون فراستیک)
17-ازتمرینهایی استفاده می کنیم که دانش آموزبامفهوم چپ وراست، بالاوپایین،زیرورو و...آشناشود.
18-ازآزمونهای فراستیک که دانش آموزشکلی متفاوت رادراشکال شبیه به هم پیدا می کنداستفاده می کنیم.
19-شکلهاوتصاویری ازاشیاءگرد،چهارگوش،سه گوش و...ازروزنامه درآورده به کودک نشان می دهیم سپس ازوی می خواهیم اشیاءووسایل هم شکل باآن طرحها رابیابدونشان دهد.
20-استفاده ازپازل
21-ازکودک می خواهیم اشکال هندسی مختلف بارنگهای مختلف که دراختیارکودک قرارداده رابرحسب رنگ یاشکل طبقه بندی کند.
22-می توانیم جهت درک بهتر دانش آموزهنگام نوشتن کلمات شکل آن رابه وی نشان دهیم.
- تمرینهایی جهت اصلاح ادرک شنیداری:
1-دستورالعملی به کودک عرضه می شود واز وی خواسته می شود آن را تکرار کند.
2-کودک رابرای شنیدن وتوجه تشویق می کنیم.
3-عرضه دستورالعملها به دانش آموزازیک دستورالعمل آغازشود.
4-داستانی رابرا ی کودک تعریف کرده ازجزئیاتش سوال می کنیم.
5-سه کلمه که دوتای آنها شبیه به هم هستندبه دانش آموزگفته وازدانش آموزمی خواهیم کلمه متفاوت را تشخیص دهد.
6-ازکودک می خواهیم جمله ناقصی را که می شنود تکمیل کند.

درمان وبازپروری دلاکتو:

- مرحله یک:
1-خزیدن یک طرفه:(5 دقیقه –حدود80 بار)
ازکودک بخواهید سینه خیز رفتن را تمرین کند.به این صورت که روی یک سطح صاف روی شکم بخوابد ودست وپایش را به جلو وعقب بکشد تا بتواند روی زمین سائیده شده وجلو برود.(رجوع به جزوه اختلالات خواندن دکتر تبریزیصفحه155)
2-الگوی مناسب خوابیدن:
هرشب چند بار خوابیدن او رابه شکل صحیح فرم دهید.اول عادتش دهید به روی شکم بخوابد بعد وضعیت بدن ودست وپای او رادرالگوی صحیح قرار دهید واین تمرین را هر شب یک بارانجام دهید.(صفحه157)
3-تمرین شنوایی(8 دقیقه)
ازدانش آموزبخواهید باانگشت یا پنبه سوراخ گوش راستش را ببنددتافقط با گوش چپ بشنود سپس به گونه ای بااوحرف بزنید تامجبورباشدپاسخ دهد.حالااین عمل راباگوش چپش انجام می دهیم.این تمرین را به مدت 1 دقیقه و4باردرروز انجام می دهیم کل زمان برای این تمرین 8 دقیقه است. (صفحه157)

4-تمرین بینایی:(8 دقیقه)
ازکودک می خواهیم با دست چپ چشم چپش را ببنددویک چراغ قوه یا یک وسیله جالب دیگردست راستش بگیردودرحالی که زاویه آرنج باز است ازاوبخواهیم که دستش رادرجهات مختلف بالا،پایین،دایره وار، طرفین وبازوایای مختلف حرکت دهدوهمزمان با حرکت دستش باچشم راستش نور را تعقیب کند.اوباید باچشم برترنور چراغ قوه را تعقیب کند وباتکرار این تمرین دست وچشمش راهماهنگ نماید.(صفحه158)
- مرحله دوم:
1-چهار دست وپارفتن با الگوی تقاطعی:(30 دقیقه)
برای انجام این تمرین برای کودک زانو بند وکفش نرم تهیه کنیدوچهار دست وپا رفتن صحیح رابه اونشان دهید سپس ازاوبخواهیدمانند شما عمل کند.(رجوع به صفحه159)
2-تمرین شنوایی:
کودک روی صندلی وسط اتاق بنشیندودرحالی که شما آرام آرام در اطراف اتاق قدم می زنیدبا او صحبت ومکالمه کنید،طوری که گاهی شما را ببیندوگاهی نتواند ببینداین تمرین را 4 دقیقه درروزانجام دهید.
3- تمرین بینایی:
چراغ قوه رابه دستی که می نویسد بدهیدتادرحالی که دستش کشیده وآرنج صاف است آن رابه هر سوحرکت داده وبه آن نگاه کند. (رجوع به صفحه160 )

-مرحله سوم:
1-راه رفتن با الگوی تقاطعی:(20 دقیقه)
الف-نخست خودتان به طرز صحیح راه بروید
ب-ازکودک بخواهید راه برودوبه او یاد دهید که باپای چپ یک گام برداشته وبادست راست به آن اشاره کند.
ج- سپس باپای راست گام برداشته وبا دست چپ به آن اشاره کند.
د-ازاوبخواهید که پنجه هایش را به سمت خارج هدایت کند.
س- پاها با هم برخورد نکنند و25 سانتی متر فاصله داشته باشند.
ش- سرعت را به تدریج کم کرده وبه سرعت طبیعی برگردید.
ص- تمرین راباپای برهنه یاجوراب انجام دهید.
تمرین را20 دقیقه دردوره های 10 دقیقه ای برای حداقل 3 هفته ادامه دهید.
2- تمرین شنوایی:
الف-تمرین باچشم بسته:چشم کودک را بسته روی صندلی دروسط اتاق بنشانید سپس درحالی که قدم می زنیددراطرافش،بااوصحبت کنیدتااوبه شمااشاره کندومحلی راکه هستید حدس بزند.
ب-تمرین با چشم باز:حالا درهمان موقعیت باچشمان بازپشت سرش بایستیم وازاوبخواهیم کلماتی راکه می گوییم تکرارکند.(رجوع به صفحه163)
3- تربیت بینایی:الف-دنبال کردن مسیر نور چراغ قوه با چشم
ب-دست خودراتانزدیک چشم کودک ببریم وکودک مسیر دست را با چشم خوددنبال کند.
ج-اشیاءاطراف رانام ببریم وکودک آنها رابا چشم ودیدن پیداکند.
4-هماهنگی عمومی:
باکودک درخارج خانه بازیهایی که او راوادار به پریدن ودویدن می کند انجام دهیم .مانند:دویدن،راه رفتن،پریدن،دوچرخه سواری،وبازیهای آزمون فراستیک
5-جهت یابی راست وچپ:
وقتی که کودک با الگوی تقاطعی راه می رود یا می دودبگویید به راست،راست ویا به چپ،چپ طوری رفتار کنید که قصد فریب وگول زدن او راداریداوباید سعی کند هوشیاری خودراحفظ کند.روزانه 10 دقیقه این تمرین را انجام دهید.
- مرحله چهارم:
• نکته:درزمان انجام تمرینهای این مرحله،گوش کردن به موسیقی،آوازخوانی وزمزمه کردن آهنگ رابرای کودک ممنوع کنید.کلیه فعالیتهایش ازجمله ورزش،ازیک طرف بدنش استفاده کند.
1-فعالیتهای برتری طرفی:
الف)خوردن:ازاوبخواهید که لوازم سفره رامانندقاشق،چنگال،لیوان و...رابادست برترش بگیرد.
ب)آشامیدن:لیوان رابادست برترش بگیرد.
ج) مسواک زدن:مسواک رادردست برترش بگیرد.
د)برداشتن اشیاء
ح)حس لامسه)چشمانش راببندد ویک شئ کوچک مانند کاغذ،سنجاق و...دردست برترش بگذاریدوازاوبپرسید نام شئ چیست.فقط ازطریق لمس کردن بگو.


2-نوشتن:
نوشتن باگچ وخط درشت روی تخته سیاه شروع وبه نوشتن بامدادروی کاغذ ادامه می یابدمدت10 دقیقه روزی4 بار.
3-پرتاب کردن:
توپ پلاستیکی رابا دست راستش گرفته وازبالای شانه به سمت شماپرتاب کند.(رجوع به صفحه168 )
4-برتری پا:
الف)برداشتن مهره با انگشت پایی که تصمیم به برترکردنش دارید.
ب)باقراردادن مدادبین انگشت شصت پاوانگشت بعدی ازکودک بخواهیم مطلبی روی کاغذ بنویسد.
5-برتری گوش:
گوش غیر برتر راببندیدونزدیک گوش برتر بنشینیدوبااوصحبت کنیدیاداستان بگوئید.به تدریج صحبتهاآرامترشودتا به شکل نجوا درآید.این تمرین روزی دو بار،هربار5 دقیقه انجام شود.
6-برتری چشم:
الف)برای برترکردن چشم، ازچشمک زدن،نگاه کردن ازروزنه استفاده میکنیم.این تمرین را4 بارهرباریک دقیقه.
ب)پاییدن:کاغذی رابه صورت لوله درست کرده چشم غیر برترراببندیدوباچشم برترازلوله به بیرون نگاه کند.
ج)نشانه گیری:یکx روی یک کاغذ سفید کشیده درانتهای اتاق نصب می کنیم چشم غیربرتر راببندیم تاکودک باچشم برترنشانه رادیده باانگشت سبابه یاتفنگ اسباب بازی به سوی هدف شلیک کند.(صفحه170 )
د)نگاه کردن ازروزنه:یک سوراخ دروسط کاغذ ایجادکرده کاغذ راازصورت دورنگه داشته ازسوراخ وسط کاغذ به بیرون واشیاءاطراف نگاه می کند.
-کارهایی که باتوجه به کتاب اختلالات دیکته نویسی دکتر تبریزی می توان انجام داد.
1- تن آگاهی:
دانش آموزبایداندامهارابشناسدبرای این کار اندامها رانشان می دهیم اونام می برد.
2-آدمکی بامقوادرست می کنیم که اندامهایش حرکت می کند.اندامهایش راحرکت می دهیم ودانش آموزتقلید می کند.
3-روبروی دانش آموز بایستیم وهرحرکتی انجام دهیم دانش آموزتقلید کند.
4-ازتصاویر1تا8 آزمون 5 فراستیک استفاده کند.(صفحه88 و92 آزمون فراستیک)
فعالیتهایی که جهت افزایش حس جهت یابی مکانی وفضایی می توان انجام داد.
1-تمرینات گام
2-تمرینات زمینی
3-تمرینات چوب موازنه
4-تمرینات حرکتی بزرگ
*تمرینات گام:
الف)گام به جلو ب)گام به عقب ج)گام به پهلو د)حرکات گوناگون ر)تقلیدراه رفتن حیوانات ز)تقلیدحرکت درفضا ف)راه رفتن متقاطع ق)عبورازروی نشانه ها
ک)بازی قوطی گ)گذشتن ازکنار خطوط ل)عبورازنردبان
*تمرینات زمینی:
الف)حرکت دادن دستها وپاها ب)سینه خیزرفتن ج)خزیدن بامانع
*تمرینات پرتاب کردن وگرفتن:
1-پرتاب به سوی هدف 2-گرفتن 3-بازی باتوپ 4-بازی باتیوپ تایر
*تمرینات هماهنگی چشم ودست:
1-ترسیم........ 2-کنترل آب 3-بریدن باقیچی 4-نمونه سازی
5-بندبستن 6-بازی وردنه یانورد 7-بازیهای ابتدایی 8-تمرینات مداد وکاغذ 9-آدمک خیمه شب بازی 10-گیره های لباس 11-کپی طرحها 12-تاکردن کاغذ
*تمرینات روی تخته سیاه:
1-تمرینات نقطه به نقطه 2-ترسیم دوایر 3-اشکال هندسی
4-حروف واعداد
*تمرینات حرکات چشم: کپارت می گویدقبل ازحرکات چشمی بایدبنیه قوی وکارکردحرکتی قابل قبولی داشته باشد.
1-گام به جلو 2-گام به عقب 3-گام زدن کناری 4-حرکتهای گوناگون
*تمرینات حرکتی بزرگ:
1-اسکیت برد 2-نشستن وبرخاستن 3-چرخ وپرش 4-لی لی کردن 5-تمرینات جستن وپیچ پیچک 6-گام های سرعت 7-پرش باجفت 8-بازیهای هوپ 9-مهارتهای طناب
*تمرینات تن آگاهی:
1-اشاره به اندامها 2-آدمک متحرک 3-بازی بابام می گه 4-اجزاءفراموش شده 5-معمای قطعات 6-نقاشی دراندازه طبیعی 7-شناخت اندامهای بدن 8-پانتومیم 9-پیگیری دستورات 10-پیچ وتاب حرکات 11-بیان چهره ای 12-بازی درآب 13-برآورد
............
1-استفاده ازدوتصویر شبیه به هم که دریک یاچندمورد جزئی تفاوت دارندودانش آموزتفاوتهای دوتصویررابیابد(باتصاویرمختلف)
2- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی به صورت ناقص (نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
3- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی نوشته شده باشد که قسمتی اضافه داشته باشد(نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
4-تصحیح دیکته دانش آموزان دیگر
5-درتمامی تمارین مختلف جهت برطرف کردن مشکلات دانش آموز (دقت وتوجه)جزءجدایی ناپذیرآن است لذاتمامی تمرینها درقسمتهای دیگردردقت وتوجه کودک موثراست.درتمامی فعالیتهای آموزشی کارهایی انجام دهیدکه باذوق وعلایق کودک همخوانی داشته باشد (نقاشی،خطاطی،ماهیگیری و...)
6-لازم است که درهنگام اجرای تکالیف،دانش آموزکارهایی راکه انجام می دهد بیان کند.
7-برای افزایش تاثیر آموزش بهتراست ازچندحس استفاده شود،تادقت دانش آموزدراجرابالا رود.
8-استفاده ازپازل های مختلف
9-استفاده ازقیچی وکاغذ
10-انواع تمارین تست فراستیک درتمرین دقت موثر است.
*دقت وتوجه:
- برنامه روزانه یکنواخت داه شود
-برنامه تدریس انفرادی(IEP)
- ایستادن پهلوی کودک،گذاشتن دست روی شانه،برقراری ارتباط چشمی وپرسیدن دائمی سوالات مستقیم ازاو
- دستورات اجرایی به کودک ساده ودقیق باشد
- دادن تکالیف درواحدهای کوچک وبعد افزایش آن
- استفاده اززمان سنج برای اجرای تمارین کلاسی و...مثلا5 دقیقه5 تمرین جهت هماهنگی ودقت بیشتر
- استفاده ازمکانهای حفاظت شده جهت دوری ازحواسپرتی(مثل کتابخانه ، جلوی میزونزدیک معلم،اطاقک مطالعه همراه بادوری ازاحساس جداسازی جهت تنبیه کودک ،به جهت خودپنداره بسیارپایین)
- ازوسایل اضافی درکلاس ،پوستروتجهیزات غیرضروری دوری شود
- فضای آزاداصلاتوصیه نمی شود
- استفاده ازتشویقهای فراوان مختلف درجهت پیش بردتوانایی کودک بسیار مهم است.زیراکه درجهت برطرف کردن ضعف خود پنداره گام برمی دارد.
*درمنزل:
- برنامه ریزی یکنواخت روزانه بسیاردقیق همراه بازمان
- درهنگام خواستن اجرای دستوری توسط والدین،بایدبا کودک ارتباط چشمی داشته ،اسم راصدازده تاعوامل حواسپرتی رادرآن لحظه ازیاد ببردوبعد به اودستورات مورد نظرراداد.(خاموش کردن تلویزیون یاجداکردن اوهنگام بازی جهت دادن دستور مورد نظر)
-هیچگاه به کودک نمی گوئیم اتاقت راتمیز کن بلکه این دستور رامرحله به مرحله به او می دهیم مثلا:لباسهایت راجمع کن،اسباب بازی هایت رادرکمد قراربده،رختخوابت رامرتب کن،....)
-نظارت براجرای دستورات وتکالیف باید بطور مداوم صورت بگیرد.
-درهنگامی که عدم دقت وتوجه بابیش فعالی همراه است دارو درمانی نیز باید اجراشود.

تمیزدیداری حافظه توالی دیداری(درمان اختلالات رياضي – اختلالات خواندن دكتر تبريزي)
*3 یا4 نفردانش آموزرامعرفی می کنیم سپس وی به ترتیب آنها رانشان بدهد.
*جلودانش آموزچندحرکت بدنی انجام می دهیم وازوی می خواهیم حرکتها رابه ترتیب انجام دهد.
*یک کارت مقوایی راکه روی آن 3 یا4 حرف نوشته ایم به وی نشان می دهیم سپس کارت رامخفی کرده وازوی می خواهیم حروفی که دیده بود به ترتیب ازسمت راست به چپ نام ببردوسپس کارت دیگر باحروف بیشترنشان می دهیم ومانند دفعه قبل عمل می کنیم.
* کارت مقوایی که روی آن3 کلمه نوشته شده رابه وی نشان می دهیم سپس آن رامخفی کرده وازدانش آموز می خواهیم کلمات رابه ترتیب بازگوکندوسپس کارتی باکلمات بیشتر تمرین می شود.
*پریدن دانش آموزروی موزائیکهایی که حروف الفبا روی آن نوشته شده است ودانش آموزان ترتیب حروف رابیان کنندجدول صفحه 82
*نقاشی سگ بالا کامل است نقاشی های دیگرراکامل کرده صفحه90
*برگهایی شبیه برگی که دردست داردپیداکند(ازمیان برگها)
*اشکال زیرصفحه رابریده وروی تصویر بالائی بچسباندصفحه94و97
*شکلهایی مثل شکل بالا راپیداورنگ بزندصفحه90
*شکلهای مشابه راپیداکند باتفاوتهای جزئی بین تصاویرصفحه96
*حرف آخرکلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف آخرکدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
* حرف اول کلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف اول کدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
*طبقه بندی کردن اشیاءدرریاضی وفارسی حروف وکلمات
*تشخیص مشابهت هادرشکلی مشابه سمت راست
*تشخیص تفاوتها(اشکال تقریبا مشابه هم)
*پازل-جورکردن تصاویر تکه تکه
*نقص تصویر
*ترتیب اشیاءبه مانند مدل بالا
*تناظریک به یک
*تطبیق تعدادباتصویر مربوطه
*تشخیص اندازه صفحه78
*تشخیص وزن صفحه78
- تمیز دیداری(دوز-زود)،(خانه- جانه)،(زور-روز)،(دوس-دوش)،(بتر-تبر)
-توانایی تشخیص(س-ش)
*تصاویر آزمون شماره4 فراستیک راالگو قرارداده شکل صفحه65و66
*اشکال هندسی رادریک صفحه می کشیم وازدانش آموز می خواهیم دورشکل راخط بکشد.
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت راست کارت یک حرف را می نویسیم آن حرف رادرسمت چپ بین حروف دیگر بیابید.صفحه67 اختلالات دیکته جدول
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت یککلمه می نویسیم آن کلمه رادرسمت چپ بین کلمات دیگر که تقریبا شبیه است بیابیدجدول صفحه67 اختلالات دیکته
-ادراک نقش درزمینه
*پیدا کردن "ت"درکلمات زیر(شستشو- مسبب- مستاجر- مستاصل)
*آزمون شماره 2 فراستیک راالگوقرار می دهیم،شکل خاصی که تعیین می کنیم دایره رسم کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف الفبا راروی آن درجهات مختلف می نویسیم بدون چرخاندن کارت حروفی که تعیین کرده ایم شناسایی نماید.صفحه69اختلالات ديكته
*تصاویر،نقاشی وطرحهایی تدارک می بینیم که یک یاچند تصویر خاص درآن پنهان شده است.تصویرموردنظررابیابید.صفحه 73 و70،71،72 اختلالات ديكته
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رادرهم می نویسیم دورحرف خاص دایره رسم کند.صفحه74 اختلالات ديكته
*دورحرف خاصی که نام می بریم دریک صفحه ازکتاب یاروزنامه دایره رسم کند.(یک متن درسی)
-اکمال دیداری
*کارتهایی تهیه می کنیم که واژه های سایه دارونسبتا ناقص درآن نوشته شده باشدکلمات رابازشناسی کندصفحه75اختلالات ديكته
*شکلهای هندسی که بخشی ازآن رسم نشده دراختیارکودک قرر می دهیم تا تکمیل کند.
*طرحهایی ازحیوانات مختلف را که تکمیل نشده است در اختیارکودک قرار می دهیم تاآنهاراتکمیل کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رابصورت ناقص روی آن می نویسیم وازدانش آموزمی خواهیم کامل کند.صفحه78
-هماهنگی دیداری حرکتی
*آزمون شماره 5 فراستیک راالگوقرارداده وازاو می خواهیم اشکال مشابه رارسم کند.صفحه79

تمیزشنیداری
اختلالات دیکته(مصطی تبریزی)
1-ساختن وسایل صداسازتاباانواع صداهاآشناشود.
-قرقره کوچک وبزرگ که بادکنک تکه تکه رابرداریدسپس هریک ازتکه ها رابه سرقرقره بکشیدوبه تنه قرقره ببندید.(صفحه90 اختلالات دیکته نویسی)
-اشیایی باگل رس بسازیدودربخشی ازآنها بااستفاده ازمیخ 2سوراخ ایجادکنید که به هم راه داشته باشند بافوت کردن به آن صداایجاد می شود
-چند وسیله صداسازدرست کنندوصدای آنها راباهم مقایسه نمایند
-قاشق چوبی ودوتار ساختن
-صدای حیوانات رادرنوارکاست ضبط کرده وگوش دهدوصداها راتشخیص بدهد ونام ببرد.
-صداهای مختلف مثل (گریه،خنده،سرفه،چک چک آب،انگشت به شیشه، برخوردتوپ بازمین )راضبط کنیم.صدای هرکدام راتشخیص دهد.
-چندقوطی خالی پلاستیکی یک شکل ویک اندازه تهیه می کنیم وچیزهایی ازقبیل(برنج،نخود،لوبیا سنگ)می ریزیم نوع صدا راتشخیص دهد.
-بااستفاده ازقوطی های جفت شده تشابه صدا راتشخیص دهد
-صداهای مختلفی رادرنوار کاست ضبط می کنیم وبرای هرصدا تصویری مناسب تهیه می کنیم دانش آموزباگوش دادن وتشخیص صداها باید تصویر مربوطه راجدا کند.
-چشمان دانش آموز رابسته واز همکلا سیهایش می خواهیم نام او رابگویندواوتشخیص دهد که چه کسی صدایش کرده است.
-تمرین بالا راازطریق تلفن انجام دهیم.(تشخیص صدا)
-صدای نتهای موسیقی رابنوازیدبعد یکی ازنتها رانواخته ازوی می خواهیم نت نواخته شده راتشخیص دهد.
-ازسخن گفتن بسیار بلندوبلند کردن صدای رادیو وتلویزیون درخانه ومدرسه خودداری شود.
-معلم به هنگام دیکته گفتن ازصدای معمول استفاده کندویک بارکلمات وجملات رابگوید.
-واژه هایی انتخاب شوند که حرف اول آنها ازحروفی باشد که کودک درشنیدن آن کاملا حساس نیست(کلمات راضبط وپخش می کنیم تاصدای اول آنها راتشخیص دهد)
-کلماتی که به صدای آنها حساس نیست(باران،قندان،گلدان)
-کلماتی که صدای وسط آنهاحرفی است که به آن حساس نیست.
-مثلا عدد3 راکه شنیدی دست بزن یاعلامت بده
کلمه ای که حرف"...."دارددربین کلماتی که برای اوتلفظ می کنیم تشخیص دهد.
-نام وسیله ای که دردست گرفته ایم غلط تلفظ کنیم اواشتباه هاراشناسائی کند.
-کلماتی که تمکایز شنیداری بیشتری دارندانتخاب کرده ابتدا تلفظ صحیح را می آموزیم وبعدبازی می کنیم،هرموقع اشتباه گفتم اصلاح کن. (کبریت- کربیت)،(دیوار-دیفار)،(عسک-عکس)،(ابو-ابرو)، (نق-نقل)، (یاحت-راحت)،(مزه-مژه)،(بب-لب)،(سام-شام)،(ششته-شسته)،(ترهان-تهران)
- گفتن کلماتی که صدای اول آنها مثل هم است دریک ردیف(باران –لب-بادام-گلدان)
-آزمون وپمن واستفاده ازکلمات آن جدول صفحه97 وکلمات جدول99
-ازصداهای آهسته وبلند استفاده شود درحالی که صدابلند است مستقیم وراست راه بروند ووقتی صدا آهسته شددولادولا راه بروند

-قطع ووصل کردن صدا:درزمانی که صدا پخش می شوددورصندلی بچرخندووقتی صدا قطع شد روی صندلی بنشینند.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:43  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

راهبردهای ترمیمی برای حل مشکلات نوشتن

راهبردهای ترمیمی برای حل مشکلات نوشتن

(نارسانویسی)

تهيه و تنظيم: زینب دلاوری

مرکز اختلالات یادگیری نیشابور

باور همگان بر این است که بیشتر مردم در امر نوشتن کاهلند و اغلب اموری را ترجیح  می دهند که خالی از تکلیف نوشتن باشد می توان گفت شکل نوشتاری زبان عالی ترین و پیچیده ترین شکل ارتباط است. در سلسله مراتب مهارتی زبان، نوشتن آخرین مرحله ای است که آموخته می شود، آموخته های بنیادی و تجارب مفید مهارتهای زبانی در گوش دادن، سخن گفتن، خواندن در واقع پیش نیازی برای نوشتن محسوب می شوند، باید افزود که برای داشتن پایه ای محکم در مهارتهای شنودی و تبحر در کاربرد زبان نوشتاری مهارتهای دیگری نیز لازم است، توانایی نگهداری اندیشه و یا سخن در مغز حافظه ی شنیداری تبدیل آن اندیشه و سخن به کلمات و الگو دادن نحوی مناسب ، طراحی فرم صحیح ترسیمی هر یک از حروف و کلمات در ذهن حافظه ی دیداری و به کارگیری مطلوب ابزار نوشتاری در ترسیم اشکال حروف، و یگانه سازی روابط پیچیده چشم و دست حافظه ی بصری و مهارتهای حرکتی کافی همه و همه از ضروریات امر کتابت یا عمل نوشتن است.

دست نویسی

دست نویسی یا خط، ملموس ترین صورت مهارتهای ارتباطی است. مثلاً دست خط کودک را می توان مستقیماً دید، ارزیابی کرد، و نگه داشت ،خط متفاوت از مهارت دریافتی خواندن است چرا که سنجش مهارت فهم خواندن اساساً به طور غیر مستقیم، یعنی از راه پرسش حاصل می گردد و کودک باید فهم خود را از موضوع را به صورت کلام در آورد تا بتوان درباره ی آنچه او خوانده است آگاهی یافت. دست نویسی همین طور با مهارت بیانی سخن گفتن نیز تفاوت دارد بدین معنی که سخن گفتن از نظر برون داد حالت ثابتی دارد در حالیکه نوشتن مستلزم مهارتهای بینایی و حرکتی است.

معمولاً اشکال در دست نویسی با نام مشکلات دیداری و حرکتی و نارسانویسی و اصطلاح دیس گرافی خوانده بروز می کند و این نقیصه بازگو کننده ی بسیاری از اختلالاتی است که در وراء آن وجود دارد. کودکان دارای مشکل دست نویسی ممکن است قادر به انجام کارآمد اعمال حرکتی مورد نیز یا رونویسی اشکال و حروف نباشند و همین طور نتوانند اطلاعات درون داد بینایی را تبدیل به اعمال حرکتی ظریف ، برون داد نمایند و ممکن است در سایر کارکردهای بینایی- حرکتی دچار ضعف باشند و نیز در فعالیتهایی که مورد نیاز برای تشخیص فضایی و واکنشهای حرکتی است واپس مانده باشند.

هیلدرث (1947) درباره ی ارتباط فراگرد روانی – حرکتی با دست نویسی گفته است، یادگیری نوشتن پاسخ بازتابی از نوع مکانیکی و یا فروددین نیست بلکه فراگردی فکری است آنچنان که متضمن فعالیت اعصاب نواحی مختلف مغزی است هماهنگی حرکتی متناسب چشم و دست، کنترل بازو و دست ، عضلات انگشتان در فراگرد یادگیری نوشتن و به ویژه در خوانانویسی ضرورت تام دارد. یادگیری نوشتن همچنین مستلزم نضج و هماهنگی کامل برای ادراک دقیق انواع نمادهاست.

نوشتن از حافظه مستلزم دارا بودن تصاویر ذهنی بازمانده از تجربیات بصری و حسی حرکتی است. آنسان که فرد بتواند اطلاعاتی را که از راه حواس دریافت کرده نه تنها در زمان حال بلکه برای هر وقتی بخواهد مورد استفاده قرار دهد. استعداد بیان ترسیمی نظیر نوشتن وابسته به عمل حرکتی انگشتان و هماهنگی آن با حرکات چشم است.

مقدمات نوروپسیکولوژی

فرایند نوشتن مراتب ظاهری با رونگاری طرحهای آزمون بندرد دارد مورد توجه روان شناسانی مانند کوریا قرار گرفته است لوریا ساز و کار این فرآیند را تا حد زیادی از لحاظ عصب ، روان شناسی روشن ساخته است.

او می گوید که عمل نوشتن با تجزیه و تحلیل آغاز واجها یا قراین شنیداری آغاز          می شود. مسئولیت تشخیص واجها را مناطق دوم سمت چپ قطعه گیجگاهی که با سایر قسمتهای ناحیه گفتار مغز، دارای ارتباطی نزدیک است بر عهده دارد. البته پیش از نوشتن هر کلمه ای ناآشنا افراد سعی می کنند معمولاً آن را تلفظ  یا هجی کنند تلفظ شمرده اصوات به روشن ساختن ساختار شنیداری کلمه، کمک می کند، ناحیه جداگانه ای از قشر مخ ، در منطقه مرکزی(حرکتی) نیمکره چپ، تلفظ شمرده اصوات گفتار را کنترل می کند پس از ارزیابی اصوات گفتار و تشخیص کلمه گام دوم برای نوشتن کلمه ، رمز گذاری واحدهای صوتی، به صورت واحدهای نوشتاری است در این گام سایر قسمتهای قشر مخ در مناطق بینایی و فضایی نیز به فعالیت می پردازند. بیمارانی که در قطعات پس سری و آهیانه ای آنان ضایعه وجود دارد در تجزیه و تحلیل اصوات گفتاری، از توانایی عادی برخوردارند اما در تشخیص و شکل بخشی حروف نوشتاری اشکالی جدی دارند، بعد باید این حروف، در زنجیره ی مناسبی قرار گیرند تا کلمه ای را پدید بیاورند این توانایی ها به فعالیت قسمت پیشین قطعه پیشانی مربوط می شود اگر ضایعه ای به این نواحی وارد شود حرکتهای موزون بدن و نوشتن حروف با ترتیب در سمت مختل         می شود و بالاخره شرط کلی دیگری نیز برای لازم است که همه دستگاه قطعه سوم یا قطعه پیشانی را در بر می گیرد همان طور که لوریا به خوبی توضیح داده است برای موفقیت در ترسیم کارتها، بخشهای مختلفی از مغز از جمله قطعه چپ گیجگاهی منطقه مرکزی حرکتی در نیمکره چپ قسمتهای قشر مخ در مناطق بینایی و فضایی و مناطق پس سری آهیانه ای و منطقه پیشانی در این فرآیند نقش دارند.

عوامل بدخط نویسی (نارسا نویس)

هیلدرث برخی از ضعفهای اساسی که در کار نوشتن اختلال به وجود می آورد را به این صورت بیان می کند:

1- ضعف در مهارتهای حرکتی ظریف که برای نوشتن ضروری است.

2- بی قراری و تند خوئی

3- خطا در ادراک بصری حروف و کلمات که این کودکان در آزمونهای ادراک بصری نمره پایین می آورند و معمولاً حروف را روی هم می گذارند – وارونه می نویسند و یا فاصله زیادی بین حروف می گذارد.

4- دشواری در نگهداشت تجارب و تأثرات بینایی (حافظه ی بصری)

5- مشکل در تبدیل و انتقال ادراک حس به حس از بینایی به حرکتی می باشد        (دیداری ـ حرکتی)

6- چپ دستی

7- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شیوه های آموزشی مطلوب به هنگام تعلیم کتاب  می تواند موجب ضعف و نارسایی فراگیر در کسب مهارت نوشتن گردد.

8- تن آگاهی و مفاهیم جهت ها

با توجه به عوامل بد خط نویسی نارسانویسی که ذکر گردید می توان به مهارتهای مورد نیاز برای خوانا نویسی را زیر گروه بندی و طبقه بندی نمود و راهبردهای درمانی برای هر گروه در نظر گرفت.

1- مهارتهایی که مربوط به فرآیندهای پایه ذهنی می باشد حافظه ی بینایی و ادراک بینایی و تن آگاهی و موقعیت و روابط فضایی

2- مهارتهای پیش از نوشتن: درک رابطه های بدن چون بالا و پایین ، رو، زیر ، جلو، عقب، و بازشناسی و مدل برداری از اندازه ها و شکلهای گوناگون درست گرفتن مداد، وضعیت کاغذ، طرز قرار گرفتن بدن از دیگر مهارتهای پیش از نوشتن است.

هماهنگی حرکتی ظریف برای درست نوشتن باید به حد کافی رشد کرده باشد در شماری از کودکان ناتوان در یادگیری برای رشد عضله های ظریف دست و انگشتان فاقد     تجربه ی کارکردن، چرخاندن ، گرفتن، درست فشردن، یا فشار آوردن بر اجسام هستند از این رو کار کردن با مداد و ماژیک برای این کودکان نومید کننده و دشوار است. برخی مداد را بیش از حد محکم به دست می گیرند در حالی که برخی دیگر بسیار شل .

برخی مداد را مشت می کنند و برخی آن را با دو دست می گیرند. بسیاری از این کودکان باید چگونگی صحیح  به دست گرفتن مداد و یا ماژیک را گام به گام آموزش ببینند. ناتوانی نسخه برداری از شکل های هندسی واحد، کاستی دیگر پیش از نوشتن است جوردن (1977) اظهار می دارد یکی از کاستی هایی که اغلب هنگام نسخه برداری از اجسام در این کودکان مشاهده می شود تمایل به ترسیم گوشه هایی در گوشه دایره ، مربع یا مثلث است.

سر هم نویسی

اشکال چند گانه حروف که در سر هم نویسی دیده می شود موجب سردرگمی کودک می شود برخی حروف هنگام سرهم نویسی بر حسب این که در کجای کلمه واقع شده باشد شکل شان تغییر می کند و بسیاری حروف سر هم به کل با حروف جدا متفاوتند. به طور دقیق تر  جوردن(1977) اظهار می دارد بسیاری از کودکان در به خاطر آوردن این که کجا کجا یک حرکت قوس دار و یا دایره وار را متوقف کنند چگونه به عقب بچرخند وچگونه خطوط موجود در شکلهای پیچیده ی حروف را به یکدیگر متصل کنند اشکال دارند. حرکتهای پیچیده در سر هم نویسی در دشواری این سبک نوشتن تأثیر دارد افزون بر خطوط عمودی، افقی، قوس دار که در جدا نویسی یافت می شود سبکهای سرهم نویسی نیاز مند حرکتهای ظریف و دقیقی است که لازمه ی آن هماهنگی حرکتی است. برخی کودکان در نوشتن بسیاری از حروف که بالای خط مبنا نوشته می شوند دشواری دارند. در حالی که بسیاری دیگر تنها در حروفی که پایین تر از خط مبنا می آیند مشکل دارند.

حروفی که از یک الگوی حرکتی واحد پیروی می کنند باید به صورت گام به گام آموخته شود و سرانجام باید یادآوری کرد که بسیاری کودکان در مقایسه با دیگران        نمی توانند پس از نوشتن حرفی بلافاصله به نوشتن حرف دیگر بپردازند.

مایکل با سمت(1967) توصیه می کنند که به کودکان مبتلا به شکل نوشتاری برای خواندن و نوشتن تنها یک شیوه آموخته شود و آنان آن شیوه را به طور کل فرا گیرند.

راهبردهای آموزشی برای کودک به کودکان در توسعه مهارتهای نوشتن

تمرینات زیر بیانگر روشهایی است که می تواند در کمک به فراگیری نوشتن کودکان مفید باشد.

با توجه به علت بدخط نویسی که ذکر گردید تمرینات مربوط به ادراک بصری حروف و تمرینات حافظه ای و تقویت مهارتهای پیش از نوشتن و تقویت مهارتهای دیداری حرکتی و هماهنگی چشم و دست فعالیتهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

تمرینات تقویتی عضلات دست مهارتهای قبل از نوشتن

1- تمرینات روی تابلو: این تمرینات ورزیدگی لازم پیش از شروع نوشتن به وجود می آورد. دوایر، خطوط، اشکال هندسی، حروف و اعداد را می توان با حرکات آزاد و گسترده دست و با به کارگیری عضلات بزرگ شانه، بازوها، دست و انگشتان روی تابلو طراحی کرد در حالیکه سایر کودکان در هنگام مدل برداری به غلط بخشی را حذف یا بخشی را به آن می افزایند. امکان دارد برخی از شکل ها بیش از حد کوچک یا بیش از حد بزرگ نسخه برداری شود.

3- مهارتهای مربوط به آموزش شیوه های درست آموزش خط نویسی:

شکل دادن به حروف گوناگون: برای بسیاری از کودکان دشوار است به طور کلی حروف از خطوط عمودی، افقی، قوس دار، ساخته می شوند به نظر می رسد که کودکان در شکل دادن به حروفی که تنها از خطوط افقی یا عمودی ساخته می شوند دشواری کمتری دارندمثل الف ـ  ر ـ د) بیشترین دشواری در شکل دادن به حروفی پدیدار می شود که خطوط راست و قوس دار با یکدیگر نزدیک می شوند برای مثال ح ـ ص ـ ض ـ ظ ) خطوط اصلی شکل دهنده ی اکثر حروف را می توان به طور تدریجی به کودک آموزش داد. هنگامی که این خطوط آموزش داده شد سپس باید نحوه ی اتصال خطوط اصلی مستقیم و قوس دار به آنها آموخته شود لارسن 1970 بر این باور است که بسیاری از حروف از حروف دیگر مشتق شده اند. وی اظهار می دارد حروفی را که از حرفهای دیگر مشتق میشوند باید در ابتدا آموزش داد ( ا ـ ب ـ د ـ ن) از جمله این حروف هستند.

مسأله ی دیگری که برای بسیاری از کودکان وجود دارد اندازه ی حروف گوناگون است لوئیس ولوئیس1965 پی بردند که در دست نویسی گروهی از کودکان کلاس اول متداول ترین خطایی که مشاهده می شود اندازه ی نادرست بزرگتر یا کوچکتر حروف است. حروفی که به پایین خط مبنا می آیند (ن ـ ق ـ ی و غیره) اغلب در اندازه های نادرست نوشته شده است به نظر می آید که بسیاری از مشکلات شکل دهدی حروف از عدم آمادگی کودک در استفاده از اندازه ها و شکلهای گوناگون مایه گرفته باشد. استفاده از تمرین های طولانی و ابزار نامناسب مداد کوتاه کاغذ بودن خط و غیره بدون تردید عامل دیگری است که باید مورد توجهه قرار گیرد.

جدانویسی

برخی از کودکان علاوه بر مشکلاتی که در شکل دادن به حروف دارن در جدا نویس با مسأله عدم رعایت روبه رویند کلمه ها را با فاصله ی نامنظم به روی کاغذ می آورند کلمه ها را با فاصله ی زیاد از هم می نویسند و یا به قدری نزدیک به هم می نویسند که خواندن کلمه ها مشکل می شود.

تمرین نقطه به نقطه

در این تمرین کودکان نقطه های روی تخته سیاه را با کشیدن خط به هم متصل می کند نقطه ها ممکن است در وضعیتها و تعداد مختلفی باشد و کودک باید خطوط اتصال را به صورتهای گوناگون ترسیم کند.

ترسیم دوایر: کودک می تواند دوایر بزرگی را با یک دست، دو دست، در جهت        عقربه های ساعت و یا بالعکس روی تخته سیاه ترسیم کند.

ترسیم اشکال هندسی: کودک تمرینات را با خطوط افقی، عمودی ، مایل انجام داده و اشکال مختلف هندسی را روی تخته سیاه رسم می کند در ابتدا وی می تواند از الگوهای پریده شده استفاده کند و بعد اشکال را از روی مدل کپی نماید.

2- پرورش حرکات نوشتن با دیگر وسایل:

نقاشی انگشتی یا نوشتن روی سینی خاکستر یا روی طبق ماسه در جهت حرکات مربوط به نوشتن تمرین مطلوبی است لایه ای از ماسه ، آرد ،نمک، خاک رس، را در ساج شیرینی پزی قرار دهید آنگاه از طرحهای مخصوص نقاشی انگشتی برای تمرینات دستی استفاده نمائید با انگشت ، یا قلم نقاشی می توان برای طراحی اشکال، حروف، اعداد استفاده کرد. همچنین برای تمرین دادن دست می توان از یک تکه ای مرطوب نیز برای طراحی روی تابلو سود برد.

3- بازی با خمیر بازی یا گل رس: خمیر بازی و یا گل رس در اختیار کودک قرار  می دهیم تا با آن بازی کند و وسیله هایی مانند دیگ، بشقاب، آدم و امثال آن درست کند.

4- مچاله کردن کاغذ باطله ها و روزنامه ها کاغذها و روزنامه ها را با دستی که می نویسد مچاله کند.

5- استفاده از قیچی: کاغذهای باطله را قیچی کند بهتر است برای امنیت بیشتر از قیچی نوک پهن استفاده نمود

6- باز و بسته کردن زیپ ، دکمه، بند کفش

7- حرکت دادن انگشتان دست و بازی های انگشتی، با اشاره ما دانش آموز انگشتانش را حرکت دهد همه آنها را یکی یکی حرکت دهد

8- باز و بسته کردن پیچ و مهره و قفل و کلید.

9- الگوها و قالبها (اشکال هندسی) حروف و اعداد را می توان به صورت الگوهای بریده از مقوا یا پلاستیک ارائه نمود.

برای جلوگیری از لغزش ، الگوها را با گیره به کاغذ محکم کنید به کودک بگویید که حدود شکل مورد نظر را با انگشت خود یا با مدادرنگی روی کاغذ ترسیم کند. شابلونهایی که در بازار هستند مناسب می باشند. طلق های بلا استفاده ی رادیوگرافی و ظروف پلاستیکی بهترین موادی هستند که می توان برای ساختن قالب و الگو از آنها استفاده کرد.

10- ترسیم از روی مدل (کپی کردن) اشکالی پر رنگ را روی یک صفحه ی کاغذ سفید بکشید بعد روی آن کاغذ نازکی قرار دهید از کودک بخواهید که از روی آن اشکال کپی کند. می توانید در بدو امر از خطوط مورب و دایره استفاه کنید و بعد خطوط افقی، عمودی، اشکال هندسی و بالاخره حروف و اعداد را به کار گیرند. کودک می تواند از مداد رنگی یا مداد زغالی هم استفاه کند . به کار بردن طلق شفاف هم سودمند است یک روش دیگر گذاشتن اشکال روی یک طلق شفاف و قرار دادن آن بر روی پروژکتور اورهد است و تصویر را می توان روی یک تابلو صفحه کاغذ بزرگ انداخت و از کودک خواست که از روی تصویر اشکال یا حروف را ترسیم کند.

11- ترسیم بین خطوط کودک وسط خطوط متوازی مختلف الشکل خط بکشد گذاشتن فلش و شماره برای نشان دادن جهت و املاء حروف مفید خواهد بود.

12- نقطه چین ها: طرح ساده ای را رسم کنید و آنگاه فرم نقطه چین همان طرح را نیز در کنار آن رسم کنید از کودک بخواهید که با وصل کردن نقطه ها آن طرح را کامل کند.

13- ترسیم با کاهش: یک حرف کامل یا عددی را بنویسید از کودک بخواهید که عین همان حرف یا عدد را بنویسید سپس قسمت اول آن عدد یا حرف را بنویسید و کودک باید آن را کامل کند در مراحل بعدی قسمتهای بیشتری حذف می شود تا بالاخره نامشخصی از آن باقی می ماند کودک باید بتواند با همان جزء حرف یا عدد فرم اصلی را طراحی کند.

14- حالت نشستن و وضعیت کاغذ: در هنگام نوشتن کودک باید 2 ساعد خود را روی میز قرار دهد و پاهای کودک با زمین تماس داشته باشد و با دستی که نمی نویسد کاغذ را نگه دارد.

وضعیت کاغذ: برای درست نویسی کاغذ بایستی راست و بدون کجی و موازی با لبه ی پایین میز تحریر قرار گیرد.

گرفتن مداد: مداد را بایستی بین انگشت شست و انگشت وسط قرار داد در حالی که انگشت اشاره روی مداد قرار بگیرد. مداد باید از سمت بالای تراشیده شده گرفته شود برای خوب گرفتن مداد دور آن گل رس گرفت بهترین روش گرفتن مداد همن روش سه پایه ای است.

تقویت مهارتهای هماهنگی چشم و دست

الف: انداختن توپ در حلقه مینی بسکت بهتر است از توپهای ابری استفاده شود تا از ایجاد سرو صدا و مزاحمت برای دیگران جلوگیری شود.

ب: کوبیدن میخ: بهتر است از وسیله چوبی یا پلاستیکی که به این منظور تهیه شده و قطعات استوانه ای چوب یا پلاستیک که نقش میخ را ایفا می کنند استفاده نمائید.

ج: ماهیگیری: ماهیگیری با استفاده از اسباب بازی ای که با روشن کردن آن صفحه گردان آن که در شیارهایش ماهی های پلاستیکی قرارگرفته است می چرخد و موجب باز و بسته شدن دهان ماهی ها شده و در همین زمان کودک باید با استفاده از قلاب ماهی ها را بگیرد.

د: تیر اندازی با تفنگ های پلاستیکی به سوی هدف

ت: انداختن توپ چسبناک به سوی هدف معین

چ: انداختن حلقه های پلاستیکی دور چوبی که به صورت عمودی قرار گرفته است

پ: بازی با توپ و راکت: بهتر است از توپ ابری استفاده شود.

ح: بازی بولینگ

خ: پیچاندن نخ به دور قرقره

ذ: حمل یک استکان آب به شکلی که هنگام راه رفتن آب آن نریزد

د: حمل یک زنگوله با راه رفتن آرام و سریع به نحوی که به صدا در نیاید.

ر: یک چوب به بلندی 20 سانتی متر انتخاب کنید و از کودک بخواهید سرچوب را روی انگشتش قرار دهد و آن را عمودی نگه دارد.

ز: چند شکل هندسی مثل دایره، مثلث، بیضی و امثال آن روی کاغذ رسم کنید و از کودک بخواهید با استفاده از قیچی آن شکلها را بریده و جدا نماید یا آسان ترین راه علامت گذاری حاشیه کاغذ است تا کودک در امتداد خطوط تعیین شده آن را ببرد

ژ: بازی پینگ پنگ

س: گرفتن و پرتاب کردن توپ

ش: تیله بازی

ص:بازی یک قل دو قل

ص: انداختن و گرفتن 2 پرتقال با یک دست

ط: دوختن

ترسیم با رد گیری : کودک باید با ردگیری خطوط، تصاویر ، طرحها، حروف، با اعداد آنها را روی کاغذ پوست پیازی و یا استنیل ترسیم کند. برای کمک به طفل ، گذاشتن فلش، نشانه های رنگی و اعداد ضروری است تا او بتواند به خوبی از عهده این کار برآید.

کنتره آب: ریختن آب به مقدار معین و حمل آن در کوزه یا ظروف مدرج از تمرینات مفید در این زمینه است با اضافه نمودن رنگ به آب این فعالیت جالب تر می شود.

آدمک خیمه شب بازی: آدمک گردانی و به حرکت درآوردن آنها فرصتی برای رشد هماهنگی چشم و دست فراهم می آورد حرکات موزون و حرکات ظریف انگشتان و دستها را توسعه می دهد.

گیره های لباس: تعدادی گیره لباس معین می کنیم که باید به یک بند و یا دور یک شکل هندسی چسبانده شود از کودکان می خواهیم که هر یک به این کار اقدام کنند و وقت مشخصی برای آنها تعیین می کنیم تعداد گیرنده های چسپانده شده از سوی هر کودک شمرده می شود.

تا کردن کاغذ

بازی وردنه یا نورد: نوارهای باریکی را روی یک نورد یا وردنه بچسبانید توپی را با یک نخ در تیررس چشم آویزان کنید و در پشت آن مقوایی با نوارهای رنگی نصب کنید توپ با یک قسمت از وردنه که نوار رنگی خاصی دارد زده می شود و به نقطه معینی در روی مقوا برخورد می نماید برای مثال به کودک گفته می شود که با قسمت قرمز وردنه توپ را به نحوی باید بزنی که توپ به نقطه سبز مقوا برخورد نماید.

بند بستن: استفاده از مقوا که روی آن نقشی با منگنه سوراخ شده و یا یک برد تخته میخ دار منقوش برای این کار مناسب است.

کودک با استفاده از بند بلند کفش ، نخ ، رشته سیم با گذراندن آن از داخل این سوراخها یا قلاب کردن آنها به دور میخ ها به یک شکل معین دست می یابد.

تقویت مهارتهای شیوه آموزش نوشتن

کاغذ خط دار: ابتدا با کاغذ بدون خط کار را شروع کنید سپس از کاغذی که خطوط باز ، با فاصله دارد استفاده کنید برای نوشتن حروف این کار به کودک کمک می کند تا دستش را برای نوشتن ورزیده کند. مرحله اصلی حروف آموزی یا نوشتن را می توان از خطوط راهنما که هر کدام رنگ خاصی دارند استفاده کرد. کاغذ معمولی را می توان با رنگهای راهنما در جهت کمک به نوشتن صحیح کودک خط کشی کرد در واقع ما       می توانیم به جای یک خط زمینه از 5 خط رنگی استفاده کنیم و حروف را به روش زیر آموزش دهیم.

بزرگترین حسن این روش علاوه بر دست نویسی، یکنواخت نویسی، عادت دادن به نظم و خوشنویسی به قاعده در آوردن اندازه حروف فارسی در آموزش آغازین است که این امر با خط زمینه واحد امکان پذیر نیست و نمونه آن بدخطی اغلب کودکان ایرانی در دوره ابتدایی است.

خطوط معیار: در مورد کودکانی که نیاز بیشتری دارند تا هنگام نوشتن از خط خارج نشوند بالا و پایین خطوط را می توان نوار چسبانید یا می توان برای راهنمایی کودک در دست نویسی، اندازه حروف را به صورت پنجره هایی بر روی یک صفحه مقوا برید. در پایین تصویر مقوایی که دارای 3 پنجره است آورده می شود.

حروف یک خطی: حروفی است که تنها در یک واحد مکانی جای می گیرند مانند ب ـ پ ـ ت ـ ث ـ هـ ـ ه  هـه ه ـ رز ـ  ژ ـ ف ـ و شکل کوچک اغلب حروف

حروف 2 خطی : شامل آن دسته از حروف می شود که 2 واحد مکانی را اشغال می کنند مانند اـ د ـ ذ ـ ن ـ م ـک ـ گ ـ و ـ ی ـ ط ـ ظ

حروف 3 خطی: شامل س ـ ش ـ ص ـ ض ـ  ج ـ  چ ـ ح ـ ع ـ غ ـ ق ـ  ل می شود.

حروف از ساده به مشکل : در آموزش حروف باید آن دسته از حروف که شکل ساده تری دارند در ابتدا آموخته شود همان روشی که امروزه در نگارش کتاب اول ابتدایی مورد توجه قرار گرفته است . نظریه دیگر مبتنی بر این تجربه است که صامت های بلند و کوتاه آ وای و ( اً  ِ  اُ ) زودتر از حروف دیگر آموخته میشود تا کودک بتواند ترکیبات متعددی با صامتها بسازد و مفهوم هجا و گشتار زبان را بهتر فرا گیرد این امر به رفع دشواریهای املاء نیز کمک فراوان می کند.

راهنمایی شفاهی: برخی از کودکان را با ارائه راهنمائی هایی در حرکات مربوط به نوشتن می توان یاری نمود. مثلاً با کلماتی نظیر (امتداد بده به طرف بالا) به طرف پایین، بپیچان به طرف راست یا پایین و ... باید مراقب بود که کاربرد این فن کودک را در نوشتن محدود کرده و نیازمند توصیه های دیگران نکند.

کلمات و جملات: پس از فراگیری نوشتن حروف ساده باید به آموزش نوشتن کلمه ها و جمله ها مبادرت شود. در این تمرینات بایستی مهارتهای فاصله گذاری اندزه پیچ و خم رعایت گردد

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:43  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

استفاده از غلبه دو طرفه و آموزش دو نیمکره ی مغز در بهبود حساب نارسائی

استفاده از غلبه دو طرفه و آموزش دو نیمکره ی مغز در بهبود حساب نارسائی

تهيه و تنظيم : زينب دلاوري كارشناس مركز اختلالات يادگيري نيشابور

با توجه به اینکه حدود 6 درصد کودکان در سنین مدرسه دچار اختلال ریاضی هستند و مشکلاتی در این زمینه دارند راهبردهای ترمیمی برای این نارسائی احساس می گردد.

ریاضی مناند هر مهارت دیگری در قسمتهای مختلف مغز پردازش می شود و فقط یک نمیکره حیطه های مربوط به حساب نارسائی را پردازش نمی کند بلکه هر دو نیمکره در آن دخیل هستند (نبسون 2003).

محاسبات سریع ذهنی و مفهوم سازی انتزاعی و مهارت حل مسئله و عملکرد نوشتاری در لب فرونتال انجام می گیرد عملکردهای شناختی و یکپارچه سازی و عملیات عددی و محاسبه ای 6-37 بر عهده لب آهیانه ای تجربیات دیداری و تمیز دیداری نمادهای نوشتاری ریاضی و محاسبات روزانه هندسی بر عهده ی لب اکسی پیتال پس سری است و مهارتهای ریاضی شامل ادراک شنیداری و حافظه ی کلامی بلند مدت و حافظه ی سریها. حقایق پایه ریاضی و گفتار بی صدا در طی حل مساله بر عهده لب تمپورال و گیجگاهی است (اوبرزات و هنید 1991 صص 5-554 .)

مهارتهای سازمان یافته ادارکی دیداری فضایی که برای نوشتن در ریاضیات به کار       می رود به وسیله ی نمیکره راست انجام می گیرد و مدارکی دال بر درگیری نیمکره ی راست در یادگیری پیش نیازهای مربوط به ریاضی وجود دارد.( مارتین 1999 صص 2-151 .)

متخصصان عصب روانشناسی به این نتیجه رسیده اند که نیمکره چپ در تشخیص خصوصیات و تقلیل مجموعه به عناصر تشکیل دهنده تخصص دارد و نیمکره راست در سازماندهی عناصر نقش دارد. به عبارت دیگر نیمکره ی چپ معمولاً از پردازش سریالی به معنی عنصر به عنصر در هر لحظه استفاده می کند و نیمکره ی راست از پردازش همزمان و براساس تشابه یعنی نوع پردازش نیمکره ی راست برای ادارک فضایی و    نیمکره ی چپ برای فعالیتهایی مانند زبان که از نظر زمانی سازماندهی شده اند مناسب تر است واضح است که فقط یک نمیکره  اطلاعات را پردازش نمی کند . برای مثال اطلاعات ریاضی فقط مربوط به نیمکره ی چپ نیست. دیویدسون نشان داد که دو نوع سبک ادارک مسائل برای ریاضی وجود دارد یکی اساساً سریالی و دیگری براساس شناسایی ساختارها استوار است تحلیل به صورت کلی در نیمکره ی راست و تحلیل به صورت سریالی و جز به جز با نیمکره ی چپ صورت می گیرد.

گلدبرگ و کاستا معتقدند که برتری نیمکره ی چپ در پردازش رمزها متداول است و نیمکره ی راست در موقعیتهای جدید و بدیع کارآمد است و در عین حال نتیجه می گیرند که همه ی کارکردهای مرتبط با زمان تنها در حیطه ی نیمکره ی چپ نیست و همچنین همه کارکردهای فضایی و دیداری صرفاً در حیطه ی نیمکره ی راست نیست و درگیری نسبی نیمکره ای راست – چپ است که در پردارش اطلاعات اهمیت دارد.              (خمسه 1385 ص 61)

با توجه به مطالب بالا چون در کودکان حساب نارسا سلولهای آسیب دیده ی مغزی وجود دارد بارودی و گینزبرگ به نقل از سرنر 1993 می توان با فعال کردن سلول های مشابه که همان کارکرد را انجام می دهند جانشینی به وجود آورد به این منظور می توان از روشهای مختلفی بهره گرفت یکی از این روشها آموزش دو نیمکره ی مغز و به کارگیری روشهایی برای تقویت مراکز مغزی هر دو نیمکره است با توجه به اینکه در عملکردهای فردی یکی از نیمکره های مغزی فعال تر است و تمایل به استفاده از یک سمت بدن به جای دیگری در فرآیند رشد مغز به وجود می آید. افراد نیمه ی غیر غالب را کمتر استفاده می کنند. در حالی که با توجه به موارد گفته  شده نیاز داریم که هر دو نیمکره ی مغز را رشد دهیم تا به عملکردهای هر دو نیمکره دسترسی پیدا کنیم. و نهایتاً اینکه بدانیم آموزشی که به اکثر نقاط مغز مربوط می شود مناسبتتر است و پیامهای چند رسانه ای عرضه تا میزان یادگیری و پایداری آن بالا رود برای ایجاد غلبه دو طرفه مغز و آموزش دو نیمکره مغز این فعالیتها در جلسات درمانی پیشنهاد می گردد.

آموزشها برای فعالیت دو نیمکره مغزی به صورت هماهنگ در جلسات درمانی

جلسه اول: معرفی اولیه تمرینات حرکتی مانند قدم زدن به  جلو – عقب – پهلوها و پریدن – سینه خیز رفتن – راه رفتن ریتمیک و شمارش مستقیم و معکوس پرش تقاطعی قرار دادن انگشت شست د مقابل هر یک از انگشتان .

جلسه دوم و سوم: کشیدن شکل و حروف روی قسمتهای مختلف بدن و حدس زدن ، پرتاب توپ به هدف به تناوب با هر دو دست ، پرتاب توپ به طرف یکدیگر همواره با نام بردن ، ضربه  به توپ با دست راست، چپ، هر دو دست.

جلسه چهارم و پنجم:

- تنفس عمیق به علاوه گوش دادن به موسیقی

- راه رفتن با چشم بسته و حدس زدن جای اشیاء

- چرخاندن میله و حرکات بالا و پایین رفتن با انگشتان

- تمرین چرخش مداد در دست با چپ و راست

-آموزش خلاقیت و تحریکات یکپارچکی حسی

جلسه ششم و هفتم

-گوش دادن به موسیقی با چشم بسته

- مچاله کردن کاغذ با هر دو دست و پرتاب آن

-گفتن لطیفه و به خاطر سپاری آن و

-آشنایی با چرتکه

- بستن چشم و پیدا کردن راه تمرین مداد شمعي

جلسه هشتم و نهم:

- بازی با چرتکه

- جمع اعداد یک رقمی به صورت بلند گفتن مراحل و نتایج

- آموزش خلاقیت

- بازی با شاقول بالا و پایین انداختن میله

جلسه دهم و یازدهم:

مرور جلسات گذشته

آموزش خلاقیت تمرین حرکات چشم با دنبال کردن چراغ قوه

گذاشتن چوب کبریت لای لبها و حرکت آن

خواندن داستان و گرفتن احساسات مختلف مربوط به داستان

راه رفتن با چشم بسته

جلسه دوازدهم و سیزدهم :

تاکید روی فعالیتهای دستی

لی لیب کردن با هر پا به صورت جداگانه

چرخاندن توپ روی بدن و بازی نقش

جلسه چهاردهم و پانزدهم:

تمرین ایستادن روی شانه ، پا ، دو چرخه ، راه رفتن با کتاب روی سر ، پرش ، آموزش مهارت اجتماعی ، تصور بدنی

جلسه شانزدهم:

ساختن طرح ، دادن شکل به فرد و ساخت جمله ، ضربه ریتمیک روی پا

منبع بر گرفته از :

فصلنامه و پژوهشکده کودکان استثنائی شماره 4 – زمستان 1386

مقاله: مقایسه اثر بخشی دو روش آموزش دو نیمکره ی مغز و آموزش موسیقی در بهبود عملکرد حساب نارسائی دانش آموزان دختر

دکتر مهناز استکی ، دکتر حسن عشایری ، دکتر احمد برجعلی ، دکتر مصطفی تبریزی ، دکتر علی دلاور.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:54  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

اختلالات يادگيري-تعريف انواع ناتواني هاي يادگيري، عوامل بروز اختلالات يادگيري ، تشخيص ، مراحل درمان

مقدمه :

مدتها طولاني دانش آموزاني را كه در يادگيري يك يا چند درس مشكلات جدي داشتند با اصطلاحات معلول ادراكي ، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي كردند . با توجه به يافته هاي جديد در مورد يادگيري ، در سال 1963 جمعي از متخصصين اصطلاح ، ناتوانيهاي يادگيري را جايگزين اصطلاحات قبل كردند از آنجا كه واژه ناتواني اصطلاحات ديگري مثل ناتواني جسمي يا ناتواني ذهني را تداعي مي كند ، يعني ناتوانيهاي كه تبديل به توانايي كامل نمي شوند ، اصطلاحي مايوس كننده مي نمايد و به نظر مي رسد اگر اصطلاح اختلالات در يادگيري و ( يا به نظر نگارندگان مشكلات يادگيري ) به كار گرفته شود، مناسب تر باشد . ( تبريزي – 1380 – ص 9 ) .

به بسياري از اينگونه دانش آموزان متاسفانه برچسب كودن ، كم ذهن ،
عقب مانده و امثال آن زده مي شود كه هيچكدام صحيح نيستند و با قاطعيت
مي توان گفت كه اگر اين مشكلات به موقع و به جا تشخيص داده شوند قابل درمان است ؛ افرادي چون آلبرت انشتين نابغه رياضي ، توماس اديسون مخترع و مبتكر و نابغه آمريكايي – اگوست رودين مجسمه ساز بزرگ فرانسه ، لئوناردو داوينچي و بتهون همگي دچار اختلالات يادگيري بودند.

از سال 1373 از سوي وزارت آموزش و پرورش مراكز آموزشي و توانبخشي دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري ايجاد گشت و در آن اينگونه دانش آموزان در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري از خدمات ويژه پاره وقت بهره مند مي شوند .

در استان مازندران نيز مركز مشكلات ويژه يادگيري فعاليت خود را از سال 1373 آغاز كرده و در حال حاضر فعاليت هايي را در جهت حل مشكلات اين گونه دانش آموزان انجام مي دهد .

در سال جاري مراكز مشكلات ويژه يادگيري در استان افزايش پيدا كرده ، اما به نظر مي رسد در كنار افزايش مراكز نياز است نگرش معلمان مدارس عادي نيز به تبع آن نسبت به اين مقوله توسعه يابد .

در اين راستا بر آن شديم كه جزوه ای را به مدارس ابتدائي استان ارسال كنيم .

تعاريف اختلالات يادگيري :

از دهه ي 1960 كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري توجه مطالعات رواني و آموزشي بوده اند و در واقع شاخه جديدي است كه به آموزش و پرورش ويژه افزوده شد .
هر چند كه ناتواني هاي يادگيري يك قلمرو نسبتا جديدي است لكن رشد مفهوم آن ظاهرا سريع بوده به طوريكه از طريق آميختگي پيشه هاي متعدد به صورت يك پيشه گسترده ميان رشته اي جلوه گر شده است . در كوشش هاي مكرري كه براي تعيين جمعيت كودكان ناتوان در يادگيري به عمل آورده ابعاد مختلف مساله مورد توجه قرار گرفته است و هر گروهي بر اساس ديدگاه خود و با شيوه متفاوتي مساله را بررسي و تعريفي از آن به دست داده است .
در سال 1968 يك تعريف به وسيله كميته مشورت ملي در مورد كودكان ناتوان در گزارش ساليانه آنها به كنگره به عمل آمد " كودكان ناتوان در يادگيري در يك يا چند فراگرد اساسي رواني در ارتباط با فهميدن يا كاربرد زبان شفاهي يا كتبي ناتواني نشان مي دهند تظاهرات اين ناتواني ممكن است به صورت اختلال در
گوش دادن ، فكر كردن ، سخن گفتن ، خواندن ، نوشتن هجي كردن يا حساب
باشد .
اين اختلالات را نتيجه شرايطي دانسته اند كه شامل نقائص ادراكي ، ضايعه مغزي ، اختلال جزيي در كاركرد مغز ، نارساخواني ، اختلال گويايي و غيره است ناتواني يادگيري اين كودكان از نوع مشكلاتي نيست كه بدايتا مربوط به بينايي ، شنوايي ، يا نقائص حركتي ، عقب ماندگي ذهني پريشاني عاطفي و يا كمبود امكانات محيطي باشد . ( فريار – رخشان ، 1367 ، صــ 24 تا 26 ) .

ناتواني يادگيري در اندام ظاهري كودك آشكار نيست كودك مبتلا به اين وضع مي تواند داراي بدني قدرتمند ، چشماني قوي ، گوشهاي تيز و هوش بهنجار باشد ، در عين حال ، چنين كودكي در عملكرد ناتوان است . نارسايي او به همان اندازه واقعي است كه ناتواني پاي فلج .
چه كساني داراي اختلالات يادگيري هستند ؟
افراد مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در تمام سطوح و در تمام پايه هاي كلاسي از آمادگي تا دانشگاه وجود دارند امتياز آن عده از كودكاني كه در سطوح دبستاني درس مي خوانند اصولا اين است كه تاكيد و علاقه به شناسايي و درمان اين گونه كودكان در اين دوره بيشتر است بنابراين در آينده از شمار مبتلايان به اين ناتواني در سطوح بالاتر آموزشي كاسته خواهد شد
( والاس – مك لافلين ،مترجم منشي طوسي ، 1373 ) .

انواع ناتواني هاي يادگيري :

تشابه اوليه كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ، عدم قدرت آنها در يادگيري است اختلاف ميان اين كودكان تنها زماني خود را نشان مي دهد كه انواع ناتواني هايي كه به آن مبتلايند طبقه بندي شود .
(والاس .مک.لافلین.ترجمه منشی طوسی )
چه عواملي باعث بروز اختلالات يادگيري هستند ؟

ثابت شده است كه علل بروز ناتواني هاي يادگيري نسبتا مبهم است برخي از مشكلات كنوني درباره ي مفهوم ناتواني هاي يادگيري بازتابي است از
ناتواني ما در اشاره ي دقيق به علل بروز ناتواني هاي يادگيري كه شاهدش هستيم. روشن است كه آگاهانه يا ناآگاهانه مساله علل بروز ناتواني هاي يادگيري را به فراموشي و بي توجهي مي سپاريم بر حسب درك ما از ناتواني هاي يادگيري و نگرش اوليه حرفه اي ما ( پزشكي ، روان شناسي ، تعليم و تربيتي ) نسبت به ناتواني هاي يادگيري ممكن است ما به علل خاصي توجه پيدا كنيم تا آن كه به رابطه ي علّي دشواري بپردازيم .

اما تجربه ي گذشته و عمل كنوني به ما ثابت مي كند كه ناتواني هاي يادگيري مفهومي چند رشته اي است و ارتباط بين متخصصان رشته هاي مختلف در اين امر بايد برقرار باشد .

الف) عوامل آموزشي

1- تدريس ناكافي و ناصحيح به كودكان

2- عدم فراگيري معلم از مهارت هاي لازم جهت تدريس درسهاي پايه در مدارس

3- توقعات فوق العاده بالا يا فوق العاده پايين معلمان

4- برنامه ريزي و طرح برنامه ي آموزشي ضعيف

5- عدم فعاليتهاي برانگيزنده

6- تدريس عملي ناصحيح

7- عدم آموزش مهارت هاي اجتماعي ، يادگيري و حركتي و جسمي و
عدم پرداختن به يادگيري هاي زبان شفاهي

8- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسي


ب) عوامل محيطي

عوامل محيطي بسياري وجود د دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد .
- تغذيه بهداشت سلامتي

انگيزش ضعيف توجه ناكافي و ضعف در انجام كار بر اثر گرسنگي و وجود رنگ ها و مزه هاي مصنوعي در غذاها طبق نظر فاين گولد روي تحرك بيش از حد كودك موثر است .

سرماخوردگي مزمن ، مشكلات تنفسي ، آلرژيها و … در ناتواني يادگيري كودك موثر است .

سقوط ، آسيب ديدگي مغزي ، ضربه وارد به سر و … در ناتواني يادگيري موثر است .

- تحريك حسي

كودك در حال رشد نيازمند درون دادهاي حسي است تا درباره محيط و خود و هر دو بياموزد يعني كودك به تجربه هايي نياز دارد تا بياموزد كه چگونه بياموزد .

- تحريك زباني

زبان به واسطه ي نقشش در تفكر و يادگيري ساير مهارتها در محيط زندگي كودك جايگاه ويژه اي دارد و ممكن است ناتواني كودك از نبود مدل هاي درست در اوايل رشد وي سرچشمه گرفته باشد .

- رشد اجتماعي و عاطفي

بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري مضطرب ، نامطمئن و بي اختيار و سركش هستند كه ممكن است اين رفتارها با فقدان امنيت طبيعي ، ثبات محبت و گرمي و پذيرش در منزل و محيط مدرسه پيوند داشته باشد .
ج) عوامل رواني

امكان دارد كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در عملكردهاي رواني پايه چون ادراك ، حافظه و شكل درون به مفاهيم اختلال داشته باشند .
د- عوامل فيزيولوژيكي

بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي و عمده ناتواني هاي يادگيري آسيب ديدگي مغزي ، شديد يا جزيي و صدمه وارده به دستگاه عصبي و مركزي است . ه- عوامل ژنتيكي

شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتواني هاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود در واقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد .
ز – عوامل بيوشيميايي

اختلال هاي گوناگون متابوليكي در حكم عواملي هستند كه موجب ناتواني هاي يادگيري مي شوند مثل هايپوگليسمي ، كم كاري تيروئيد و …
و- عوامل پيش ، هنگام و بعد از تولد


ژ- تاخير رشد

بندر ، دهريش ، جانسكي ، لانگ فود … اظهار مي دارند كه عدم ظهور علائم رشد برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ممكن است از تاخير رشد برخي اجزاي دستگاه عصبي مركزي سرچشمه گرفته باشد كه اين گونه كودكان پس از بزرگتر شدن بر اين مشكلات غلبه مي كنند .
چ- نقص جزيي در كار مغز

به نظر مي آيد هر گونه نتيجه گيري درباره ي حياتي بودن آسيب ديدگي مغزي در كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري در بهترين شرايط فقط جنبه تجربي و آزمايشي دارد .

سبب شناسي بيش از هر موضوع ديگر به موضوع پيش گيري تكيه دارد .
اختلالات يادگيري چگونه تشخيص داده مي شود ؟

با توجه به تعاريفي كه از دانش آموزان داراي مشكلات يادگيري گفته شد به نظر مي رسد معلمين از جمله اولين كساني هستند كه متوجه اينگونه دانش آموزان مي شوند و پس از اينكه روشهاي گوناگون ياد دهي – يادگيري را اجرا مي كنند ولي در مورد چنين كودكاني به موفقيت چشمگيري نمي رسند آنان را به مراكز آموزش وتوانبخشي مشكلات ويژه يادگيري هدايت مي كنند .
مراحل ارزيابي و تشخيص در مراكز آموزشي مشكلات ويژه يادگيري شامل:

1- پيشينه كاوي و مصاحبه : كه عموما شامل تهيه تاريخچه كلي از زندگي فرد كه به وسيله بازنگري پرونده هاي كودك مصاحبه با والدين ، معلمين و خود كودك تهيه مي شود .

2- مشاهدات باليني : مشاهده گر در حين مراحل ارزيابي اطلاعاتي را از خصوصيات و ويژگيهاي رفتاري كودك به دست مي آورد كه او را در امر تشخيص ياري مي دهد .

3- آزمون هاي رسمي

الف : آزمون روانی شناختي و كسلر :

يك تحول مهم در تشخيص و جايدهي كودكان ويژه دريافتهاي جديدي است كه از چگونگي استفاده از آزمونهاي رواني ، شناختي بدست آمده است . اين گونه ارزيابي و تشخيص ما را به اين حقيقت رهنمون مي شود كه خدمات آموزش و پرورشي بايد حوزه وسيعي را دربرگيرد و سعي شود تا دانش آموز كه در اكثر حيطه هاي يادگيري عادي است ولي مشكلات يادگيري خاصي دارد بتواند در كلاس عادي آموزش ببيند و در عين حال به كمك هاي تكميلي ويژه دسترسي داشته باشد .

براي نيل به اين اهداف آزمون و كسلر يكي از ابزارهاي نسبتا گويا و فراگير است كه جهت ارزيابي كودكان با مشكلات خاص يادگيري كاربرد فراواني دارد .

ب : آزمونهاي بينايي مانند: ديداري حركتي بندر – گشتالت – آزمون ادراكي بينايي فراستيگ

ج : آزمونهاي شنوايي وپمن

د: آزمون هاي پيشرفت تحصيلي : پيشرفت تحصيلي خواندن – پيشرفت تحصيلي نوشتن - پيشرفت تحصيلي رياضيات

ه : آزمون رشد حركتي لینکلن- اوزرتسكي

ي : آزمون برتري طرفي

* آيا شخص داراي اختلالات بعد از توان بخشي و آموزش به حالت اول بر
مي گردد ؟

بعد از انجام مراحل آموزشي و توانبخشي مربي به انجام مجدد آزمونهايي مي پردازد تا مطمئن شود كه ضعف هاي دانش آموز رفع گرديده آن گاه طي مشاوره با والدين و آموزگار مربوطه به كار با دانش آموز در مركز پايان مي دهد ، ولي تا مدتها بايد اولياء و معلمين در ارتباط با مربي مركز بوده و به تبادل نظر بپردازند و همواره كودك را مورد توجه قرار داده و فعاليت هاي ايشان را كنترل كنند ، در غير اينصورت اكر تعديل رفتار از سوي والدين و اولياي مدرسه صورت نگيرد و با اين تفكر كه كودك درمان شده و ديگر نيازي به مشاوره و راهنمايي ندارد و دانش آموز را رها كنند ممكن است به حالت قبلي بر گردد و مجددا دچار افت تحصيلي و يا رفتاري شود .

مراحل درمان مشكلات يادگيري

با انجام آزمونهاي تشخيص معلوم مي شود كه كودك در كلام زمينه مواجه با شكست و در چه سطوحي متوقف گرديده است و حدود يادگيري او تعيين مي گردد و اينكه مشكل يادگيري او به كداميك از مسائل ادراك ، حافظه ، زبان ، و … مربوط مي شود . سپس يك طرح آموزشي انفرادي (IEP) بر اساس زمينه هاي قدرت و ضعف كودك تهيه و تنظيم مي شود

( فريار - رخشان )
در فرايند درمان مربي :

- رابطه ي حسنه بين خود و كودك برقرار مي كند .

- كودك را در جريان كار و موفقيت ها و شكست هايش قرار مي دهد .

- درمان را از پايين ترين مرحله اي كه كودك در آزمون ناموفق بوده آغاز مي كند و از اسان به مشكل كار مي كند تا مهمترين نكته كه بالابردن خودپنداره ي كودك است تقويت كند .

- بيشتر برنامه هاي درماني را به صورت بازي ارائه مي دهد .

- فعاليت هاي يك مرحله را به اتمام مي رساند و سپس وارد فعاليت هاي مراحل بعد مي شود

( جزوه دلاكاتو )

فعاليت هاي لازم در زمينه مشكلات تحولي

الف : پرورش دقت و توجه

- دقت ديداري

- دقت شنيداري
ب : پرورش حافظه
- حافظه ديداري

- حافظه شنيداري

- حافظه لمسي – حركتي

ج : پرورش ادراك

- ادراك ديداري

- ادراك شنوايي

- ادراك لامسه اي – حركتي

- ادراك حس به حس


د: پرورش تفكر
- باز شناسي شباهت ها و تفاوت ها

- بيان مفهوم

- حل مساله

- طبقه بندي

ه : پرورش مهارتهاي زباني
- آموزش زبان شفاهي دريافتي

- آموزش زبان شفاهي تلفيقي

- آموزش زبان شفاهي – بياني
فعاليت هاي لازم در زمينه تحصيلي :

عبارتند از مشكلات خواندن ، نوشتن ، بيان شفاهي ( هجي كردن ) و رياضيات .

مربي براي رفع مشكلات فوق ابتدا فعاليت هايي كه در زمينه ي تحولي ذكر شد را بررسي كرده نقاط ضعف تحولي او را پيدا مي كند و برنامه ي درماني خود را از فعاليت هاي تحولي آغاز مي نمايد سپس ضعفهاي آموزشي كه ممكن است دانش آموز داشته باشد را با استفاده از روشها و الگوهاي تدريس مناسب رفع
مي نمايد .

تهيه كنندگان :
فاطمه ابراهيمي
سيده كبري موسوي
سيده مرضيه شجاعي لنگري

آموزگاران مركز آموزش و توانبخشي مشكلات ويژه ي يادگيري
ناحيه 2 ساري

منابع :

1-اچ ايلوارد ، اليزابت – ار براون ، فرانك ترجمه برادري ، رضا ، تشخيص و ساماندهي ناتواني هاي يادگيري ، ناشر ، سازمان آموزش و پرورش استثنايي ، چاپ اول ، زمستان 77.
2- تبريزي ، مصطفي ، درمان اختلالات خواندن ، انتشارات گفتمان خلاق ، چاپ اروين، چاپ اول 1380.
3- دلاكاتو ، كارل ، ترجمه سرحدي زاده ، فاطمه ، اختلال خواندن ، چاپخانه پرتو ، تهران چاپ اول 1368.
4- فريار ،اكبر ، رخشان ، فريدون ، ناتواني هاي يادگيري .

5- كرك ، ساموئل ، چالفانت ، جيمز ترجمه : رونقي ، سيمين ، خانجاني ، زينب ، وثوقي رهبري ، مهين، ناشر: سازمان آ.پ استثنايي ، چاپ اول زمستان 77 .

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:53  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

اختلالات خواندن

به بسياري از دانش آموزان كه داراي اختلالات خواندن هستند متاسفانه برچسب كودن و كم ذهن و عقب مانده و .... زده ميشود كه هيچ كدام صحيح نيستند اين دانش آموزان به علت مشكلي كه در خواندن دارند نمي توانند كتابهاي درس علوم و رياضي و....رابخوانند و بنابراين در آن درسها نيز با مشكلاتي روبرو مي شوند. تمامي مظالعات نشان مي دهد كه اين مشكل قابل حل است و حتي ممكن است بسياري از اين دانش آموزان در زمينه هاي متعدد به پيشرفتهاي چشمگيري دست يابند"همچون انيشتين " با اين همه اگر تصور كنيم كه درمان و باز پروري اين افراد با فعاليتي اندك صورت مي گيرد اشتباه كرده ايم . فرايند درمان مستلزم دانش ، مهارت ، هنر درمانگر و تلاش سخت و مجدانه و صبر و حوصله درمانجو و خانواده اوست .


تعريف :
اختلال خواندن با ناتواني شناخت كلمات ، و آهسته و نادرست خواني ، ضعف در درك و فهم ، وجود داشتن هوش عادي يا بالاتر و بدون داشتن نواقص حسي قابل توجه شناخته مي شود و اين اختلال با عناويني مانند نارسا خواني يا "ديس لكسيا " معرفي مي شود. البته بايد بدانيم كه با توجه به تحقيقات انجام شده توسط دانشمندان علت واحدي براي اختلال خواندن شناخته نشده است .
براي شناسائي اين دانش آموزان معلمين محترم مي توانند ويژگيهاي زير را مد نظر داشته باشند :
1- بيشتر اين كودكان پسر هستند " 4 برابر تعداد دختران "
2- در كلاسهاي درس غالبا مشكلات رفتاري و مسائل هيجاني دارند .
3- تمايل به خواندن ندارند
4- در توجه و تمركز مشكل دارند
5- احساس نااميدي – بي لياقتي و كم جراتي مي كنند
6-در خواندن شفاهي و كلامي ترديد مي ككنند و دچار لكنت مي شوند.
7- به جاي اينكه هنگام مطالعه چشمانشان را حركت دهند سرشان را جركت مي دهند.
8- كلمه به كلمه و با صداي كشيده و لحن يكنواخت مي خوانند.
9- به نقطه گذاري توجخ ندارند و از توجه به معني غافلند.
10- وقتي مطلبي را آهسته مي خوانند لبهايشان را تكان مي دهند.
11- كلماتي را كه تازه خوانده اند جابه جا يا تكرار ميكنند .
12- حافظه ديداري و شنيداري آنها ضعيف است .
13- فاقد تميز و تشخيص كافي شنيداري هسند.
14- محيط خانوادگيشان براي موفقيت ور مدرسه به آنها فشار مي آورد.

باتوجه به موارد ذكر شده معلمان محترم اگر با چنين دانش آموزي برخورد نمودند قبل از زدن هر گونه برچسبي به وي دانش آموز را جخت انجام ارزيابي هاي لازم و تشخيص صحيح به مركز اختلالات يادگيري كعرفي نمايند.
آرزومنديم كه پلي باشيم كه دانش آموزام دچار اختلال يادگيري را از سرزمين ياس و نااميدي يه سرزمين امن و پر اميد برسانيم.


اختلالات خواندن (1)

مركز آموزشي و توانبخشي مشكلات ويژه يادگيري پروين مجتهد زاده

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:53  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم می باشد. به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. کودکان زمان بازی را بسیار دوست داشته و این زمان را  بر هر چیز دیگری مقدم می دارند. انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است. چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می گردد و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می سازد. علاوه بر اینها، اسباب بازی باید از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار باشد. به اعتقاد انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی ( ACEI )[1]، اگر اسباب بازی های کودکان به دقت انتخاب شوند، موجب ارتقای کیفیت بازی و رشد کودک می گردند. اسباب بازی های آموزشی، نقش بسزایی در رشد کودکان پیش دبستانی ایفا می نمایند. آنها موجب بالا رفتن هوش، مهارتهای اجتماعی و همچنین رفتارهای احساسی کودکان می گردند. اینگونه اسباب بازی ها طراحی شده اند تا دید وسیع تری در گروه های سنی مختلف ایجاد نمایند.

هدف از اسباب بازی های آموزشی:

به طور کلی اسباب بازی های آموزشی دو هدف عمده دارند: یکی سرگرمی و دیگری توسعه مهارتهای کودکان. اولین هدف کاملا روشن است. کودکان دوست دارند که بازی کنند. بنابراین تمام اسباب بازیها به انضمام اسباب بازیهای آموزشی، برای کودکان جنبه سرگرمی دارند مگر اینکه کودک، خود تمایلی به بازی کردن نداشته باشد. دومین هدف اسباب بازی های آموزشی توسعه مهارتهای کودکان می باشد. اما این هدف برای همگان کاملا واضح  و روشن نیست. بیشتر والدین فکر می کنند که تنها هدف اسباب بازی ها تفریح و سرگرمی است. آنها نمی دانند که اسباب بازی های آموزشی برای کمک به آموزش بهتر کودکان طراحی شده اند. به همین دلیل است که در انتخاب اسباب بازی، بیشتر اسباب بازی هایی که جنبه لوکس و فانتزی دارند را برای کودکانشان خریداری می نمایند.

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

اسباب بازی های علمی و طبیعی:

اسباب بازی های علمی برای این گروه سنی، دنیایی از علم هستند. اینگونه اسباب بازی ها این شانس را به کودک می دهند که دنیای اطراف را کشف کرده و دامنه دانستنی های خود را افزایش دهند. اما متاسفانه والدین هنگام انتخاب اسباب بازی، کمتر به دنبال خرید اینگونه اسباب بازی ها هستند.

پازل ها و بازی های حل مسئله:

امروزه پازلها و بازیهای حل مسئله در اشکال و ابعاد مختلف به وفور در بازار یافت می شوند. کیفیت و طراحی آنها نیز روز به روز بهتر و متنوع تر می شود. پازلها با توجه به ماهیتی که دارند قدرت تمرکز، تفکر خلاق و منطقی را در کودکان افزایش داده و کودکان را وادار به تفکر می کنند. کودک با تمرکز بر روی پازل به راحتی قطعه ها را جابجا کرده و آنرا حل می کند. به طوری که در بعضی مواقع موجب حیرت والدین خود می شود. پازلها و بازیهای حل مسئله بهترین نوع اسباب بازی های آموزشی برای کودکان سنین پیش دبستانی هستند. زیرا  آنها چند بعدی و قابل لمس هستند، مدلهای مختلف برای سنین مختلف وجود دارد و کودک می تواند به تنهایی و یا با دوستان خود به بازی بپردازد.

لگو:

لگوها قطعاتی هستند که کودکان از طریق متصل کردن آنها به یکدیگر، اشکال مختلفی را می سازند. این بازی بسیار مورد توجه و علاقه کودکان می باشد. لگوها به تفکر، ابتکار و خلاقیت کودک کمک بسیاری می نمایند.

تخته سیاه یا وایت برد:

تخته سیاه یا وایت برد یکی از انعطاف پذیرترین اسباب بازی های گروه سنی پیش دبستانی است که برای رشد خلاقیت کودکان بسیار مفید هستند. کودک از طریق تخته سیاه یا وایت برد، نوشتن و نقاشی کردن را تجربه کرده و نقش افراد مختلف به ویژه معلم را بازی می کند.

ابزار و آلات موسیقی:

موسیقی نقش بسزایی در رشد فکری و شخصیتی کودک دارد. اگر کودک شما کوچکترین توجهی به موسیقی نشان می دهد، وقت آن است که او را با یک ابزار واقعی موسیقی آشنا کنید. والدین می توانند با در اختیار گذاشتن آلات گوناگون موسیقی همچون پیانو، گیتار و ... در سایز کوچک، دید کودک را در موسیقی گسترش داده و این فرصت را به کودک بدهند که نه تنها عشق و علاقه خود را به موسیقی افزایش دهد بلکه مهارتهای هنری خود را  نیز به معرض نمایش گذاشته و خود را کشف نماید.

دوچرخه:

داشتن دوچرخه به عنوان اسباب بازی، برای یک کودک پیش دبستانی نهایت آرزوست. والدین باید هنگام خرید دوچرخه دقت کرده و سایزی که مناسب با قد و جثه کودک است را خریداری نمایند و از سلامت و استاندارد بودن دوچرخه اطمینان حاصل نمایند.

منابع

1.Childrens Toys 5-8 Years. [Online at]: www.kiwifamilies.co.nz  /Topics/Toys/Childrens+Toys+5-8+Years.html

2.Evolution of Childhood Concept: From "Small Adults" to Educational Toys. [Online at]: www.comfyland.com/educational-toys/

3.Educational toys. [Online at]: www.en.wikipedia.org/wiki/Educational_toy

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:53  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

به جای قصه خواندن برای کودکانتان با آنها حرف بزنید

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند.

نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب می‌کنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام می‌دهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتاب‌ها هم تأثیر بسیار کم‌تری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق می‌کنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته می‌شود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمی‌گویند.

محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آ‌نها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبان‌آموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت می‌کنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش می‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن می‌گویند. آن‌ها لغات بیشتری را می‌دانستند، بهتر از کلمات استفاده می‌کردند و اشتباهات کم‌تری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آن‌ها را تصحیح می‌کردند. چه کودکانی که به داستان گوش می‌کردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون می‌پرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آن‌ها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود می‌شنوند و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کنند. والدین باید از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آن‌ها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:52  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

انواع بازی کودکان

بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. در ادامه انواع بازی کودکان شرح داده می شوند.

انـــــواع بـــــازی کودکـــــان

بازیهای جسمی:

بازیهای جسمی از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هر دوی آنها انجام گیرند.

بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند. کودک در آغاز به تقلید نقش مطمئن دوستان، والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد. در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می شود، الگوی رفتاری او نیز تغییر می یابد. از این سنین کودک ( نوجوان ) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم خوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.

بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بلازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد.

بازیهای نمادین:

بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.

بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود.نظریه پردازان معتقدند  رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.

بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل پازل نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیرتحمیلی به سوی آموزش است.

منبع:

مهجور، سیامک رضا ( 1383 ). " روانشناسی بازی ". تهران:ساسان.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:52  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

استرس در کودکان

چه وقت و چرا کودکان دچار استرس می‏شوند؟

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند.


تأثير فشار رواني روي كودك بستگي به شخصيت، ميزان پختگي، و نوع سازگاري او دارد. با اين حال، تشخيص اينکه چه وقت بچه‌ها زير بار فشارها خم مي‌شوند هميشه ساده نيست. براي کودکان اغلب توضيح دقيق احساسشان سخت است. ممکن است به جاي گفتن «من از پا افتاده‌ام» بگويند «معده‌ام درد مي‌کند». بعضي بچه‌ها وقتي تحت فشار رواني هستند گريه مي‌کنند، پرخاشگر مي‌شوند، گستاخ يا زودرنج مي‌شوند. برخي ديگر ممکن است خوب رفتار کنند اما نگران، ترسو و وحشت زده بشوند.


به همان نسبت استرس مي‌تواند بر سلامت جسمي کودک تاثير بگذارد؛ تنگي نفس (آسم)، تب يونجه، سردرد ميگرني و بيماري‌هاي معده مثل کوليت، سندرم روده تحريک‌پذير و زخم گوارشي بيماري‌هايي هستند که در موقعيت‌هاي تنش‌زا وخيم‌تر مي‌شوند.

 

والدين چه کار مي‌توانند انجام دهند؟

پدر و مادر مي‌توانند به کودکانشان کمک کنند تأثيرات فشار رواني را در حداقل نگه دارند.
1. والدين بايد سطوح فشار رواني خودشان را کنترل کنند. در تحقيقي پيرامون خانواده‌هايي که حوادث تلخ و ناگواري مانند زمين لرزه يا جنگ را تجربه کرده‌اند، بهترين مبناي پيش‌بيني چگونگي سازگاري کودکان با مشکلات، نحوه سازگاري والدينشان است. پدر و مادر بايد به خصوص از زماني که سطوح فشار رواني‌شان در روابط زناشويي تأثير مي‌گذارد آگاه باشند. دعواهاي مکرر بين والدين براي کودکان اضطراب‌آور است.


2. خطوط ارتباطي را باز بگذاريد. کودکان وقتي با والدينشان ارتباط خوبي دارند احساس بهتري نسبت به خود پيدا مي‌کنند.


3. کودکاني که دوستان نزديک ندارند، در مورد احساس فشار رواني ناشي از مشکلات در خطر هستند. والدين بايد با برنامه‌ريزي، قرارهاي بازي و ساير تفريحات، از روابط دوستانه کودکانشان حمايت کنند.


4. والدين بايد جدول زماني برنامه روزانه را با توجه به خلق و خوي فرزندشان در ذهن خود پيريزي کنند. اگرچه اغلب بچه‌ها در محيطي آشنا و کليشه‌اي با امور روزمره ثابت و حد و مرزهاي کاملاً امن رشد مي‌کنند اما ميزان تحملشان در مقابل تحريک متفاوت است.


5. مهم نيست جدول زمان‌بندي شده بچه‌ها چقدر شلوغ است؛ آنها در هر سني به بازي و آرامش نياز دارند. بچه‌ها از بازي براي شناخت دنياي اطراف، بررسي افکار و آرام کردن خودشان استفاده مي‌کنند.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:51  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

آموزش لمس بد و خوب به کودکان

يكي از موارد آموزنده كه بايد مورد توجه قرار بگيرد سوءاستفاده جنسي از كودكان است. در آمريكا هر ساله در حدود دويست‌هزار مورد سوءاستفاده جنسي گزارش مي‌شود كه هر ساله 10درصد به آن اضافه مي‌شود. بيش‌تر كارشناسان معتقدند كه بين 20 تا 30 درصد از اين تعداد را دختران و تقريبا نيمي از آن را قربانيان پسر تشكيل مي‌دهد.


با توجه به اين خطر، بسياري از مدارس برنامه‌هايي را براي جلوگيري از سوءاستفاده‌هاي جنسي از كودكان تنظيم كرده‌اند. در بيشتر اين برنامه‌ها آموزشهاي مختلفي درباره سوءاستفاده جنسي به بچه‌ها آموخته مي‌شود، براي نمونه آگاه كردن آنها در مورد تفاوت بين لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشيار كردن آنها نسبت به خطرات وتشويق كردن آنها براي گزارش كردن اين اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقيقات نشان داده است كه اين آموزشها در كاهش جرايم بي‌تاثير نبوده است اما بچه‌هايي كه تحت آموزشهاي جامع و گسترده شامل تقويت قابليتهاي اجتماعي و عاطفي مربوطه قرار داشته‌اند بهتر توانسته‌اند از خود در برابر تهديدات جنسي محافظت كنند. آنها بهتر از بچه‌هاي ديگر مي‌توانند از فرد خطاكار بخواهند كه آنها را رها كند، داد و هوار راه بياندازند و با فرد خلافكار گلاويز شوند، يا او را تهديد به لو دادن كنند، و هنگامي كه رفتار ناشايستي با آنها شد عملا آن را به والدين خود بگويند. ويژگي اخير ( گزارش كردن عمل خلافكار) يكي از بهترين راههاي پيشگيري‌كننده است.


در تحقيقي كه بر روي تعدادي كودك‌آزار چهل‌ساله صورت گرفت هريك از آنها به طور متوسط در هر ماه ( از دوران نوجواني خود به بعد) يك قرباني داشته‌اند. گزارشي درباره‌ يك راننده اتوبوس و يك معلم كامپيوتر نشان داد كه آنها هر ساله سيصد بچه را مورد آزار قرار داده‌اند ولي حتي يك بچه از سوءاستفاده جنسي آنها گزارش نداد تا اينكه يكي از پسرهايي كه توسط معلمش مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته بود همان عمل را با خواهرش انجام داد و بدين ترتيب راز خلافكاران برملا شد. بچه‌هايي كه تحت آموزش برنامه‌هاي جامع و مفصل‌تر قرار داشتند سه برابر بيش‌تر از بچه‌هايي كه برنامه‌های كوتاه مدت را پشت سر گذاشته‌ بودند احتمال داشت كه سوء رفتارهاي جنسي را گزارش دهند. مجريان اين برنام‌ها آموزش‌هاي مختلفي در مورد بهداشت و مسايل جنسي به بچه‌ها مي‌دهند و از والدين مي‌خواهند تا آنچه در مدرسه آموزش داده مي‌شود در خانه نيز براي بچه‌ها تكرار كنند. بچه‌هايي كه والدينشان چنين كرده‌اند خيلي بهتر از ديگران در مقابل تهديد به سوءرفتار جنسي مقاومت كرده‌اند.


علاوه بر آن قابليت‌هاي اجتماعي و عاطفي تاثير قاطعي در اين زمينه دارند. براي بچه كافي نيست كه فقط چيزهايي درباره‌ي لمس «بد» و «خوب» بداند بلكه او نياز به خودآگاهي دارد تا بفهمد چه زماني در موقعيت نامناسب يا ناراحت كننده قرار دارد. او بايد آنقدر اعتماد به نفس داشته باشد كه بتواند حتي در مقابل فرد بزرگسالي كه سعي دارد از او سوءاستفاده كند جسورانه بايستد و از خود محافظت كند. يك بچه همچنين نياز به روش‌هايي براي جلوگيري از سوء رفتار فرد خلافكار دارد، هرگونه عملي اعم از فرار تا تهديد به لو دادن او. براساس همين دلايل، برنامه‌هاي مفصل آموزشي به بچه‌ها ياد مي‌دهند كه چگونه بر خواسته‌هاي خود تاكيد ورزند و به جاي كناره‌گيري، بر احقاق حقوق خود پافشاري كنند و حد و مرز خود را بشناسند و از آنها دفاع كنند.


بنابراين موثرترين برنامه‌ها علاوه بر ارائه‌ اطلاعات جامع در مورد سوءرفتار جنسي، شامل آموزش مهارت‌هاي اجتماعي و عاطفي اساسي است. اين برنامه‌ها به كودك ياد مي‌دهد كه روش‌هاي مثبت‌تري را براي حل كشمكش‌هاي دروني خود بيابد، اعتماد به نفس بيش‌تري داشته باشد، اگر اتفاقي برايش رخ داد خودش را سرزنش نكند، و احساس كند كه در حمايت والدين و معلمان خود قرار دارد و مي‌تواند به آنها رجوع كند و اگر اتفاق ناخوشايندي برايش اتفاق افتاد بتواند آن را به ديگران بگويد.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:51  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

خودارضايی در كودكان

تعـــــــــريف

خودارضائــي يك رفتار خود تحريكي است كه به منظور كسب لذت صورت مي‌پذيرد. كودكان ممكن است خود را با دست يا شئي ديگري مالش دهند. آنها هنگام انجام اين عمل معمولاً مشغول، برافروخته و مبهوت به نظر مي رسند. ممكن است يك كودك اين عمل را چندين بار در روز يا فقط يك بار در هفته انجام دهد. خودارضايي به طور شايع زماني رخ مي‌دهد كه كودك خواب‌آلود، خسته و تحت فشار است يا مشغول ديدن تلويزيون مي‌باشد.

علـــــل:

بروز خودارضايي به صورت گهگاه رفتاري طبيعي در بسياري از نوپايان و كودكان پيش‌دبستاني است. قريب به يك سوم كودكان در اين محدوده سني وقتي مشغول كاوش درباره اندام خويش هستند پديده خودارضايي را كشف مي‌كنند و اغلب اين عمل را ادامه مي‌دهند چون احساس خوبي نسبت به آن پيدا مي‌كنند. برخي از كودكان به كرات خود را ارضا مي‌كنند چرا كه از چيزي ناراحت هستند، مثل وقتي كه پستانك از آنها گرفته شده است. برخي ديگر در واكنش به تنبيه يا فشار براي متوقف كردن كامل خودارضايي، آن را ادامه مي‌دهند. خودارضايي هيچ دليل پزشكي مشخصي ندارد. تحريك نواحي تناسلي (مثلاً در اثر عفونت) منجر به درد يا خارش ميشود، نه خودارضايي.

سيــــر قابـــــــل انتظــــار:

وقتي كودك شما به پديده خودارضايي پي مي‌برد، به ندرت آن را به صورت كامل كنار مي‌گذارد و ممكن است هر زمان ناراحتي يا منازعه‌اي در منزل رخ دهد به آن روي آورد. تا سن 5 يا 6 سالگي،‌اكثر كودكان برخي ملاحظات را درنظر مي‌گيرند و ممكن است فقط در خلوت خود به آن اقدام نمايند. در زمان بلوغ در پاسخ به جهش ناگهاني هورمون‌ها و سائق‌هاي جنسي خودارضايي به شكل پديده‌اي عمومي در مي‌آيد.

ســــــوء تعبيـــــرهاي رايــــــــج:

خودارضائــي به هيچ نوع آسيب يا صدمه جسمي منجر نمي‌گردد. اين پديده غيرطبيعي يا شديد محسوب نمي‌شود مگر آنكه به شكل ارادي و پس از 5 يا 6 سالگي در ملاء عام انجام شود. به خاطــر داشته باشيد خودارضايي بدين معنـــي نيست كه كودك شما انحراف جنســي دارد، بي‌مبالات است يا ميل جنسي در او بيش از حد افزايش يافته است. فقط در مواردي كه بزرگسالان در پاسخ به خودارضايي يك كودك واكنش شديد نشان دهند و آن را پديده‌اي كثيف يا پليد معرفـــي نمايند، ممكن است كودك از نظر هيجاني لطمه ببيند و مثلاً دچار احساس گناه شود.

نكاتــــــي را دربـــاره خودارضايـــــــــي كـــــــــودكان مــــــــرور كنيــم:

1- اهداف و نگرش واقعي داشته باشيد، خاتمه بخشيدن به خودارضايي غيرممكن است. اين واقعيت را بپذيريد كه كودك شما اين عمل را فرا گرفته است.

2- خودارضايــي را در هنگام چـــرت زدن و خوابيدن ناديده بگيريد. در چنين زمان‌هايي كــودك خود را تنها بگذاريد. كـــودك را از دمــر خوابيدن منـع نكنيد و اگــر دستانش ميان پاهايش است از او پـــرس و جو نكنيد.

3- در ساير وضعيت‌ها توجه كودك خود را به امر ديگري منعطف سازيد يا در مورد او انضباط مقرر را انجام دهيد. ابتدا سعي كنيد حواس او را به يك وسيله بازي يا فعاليت ديگر معطوف نماييد.
4- اين روش را با پرستار يا مربي مهد كودكتان در ميان بگذاريد. از مراقب يا مربي كودكتان بخواهيد مانند شما ابتدا سعي كنند حواس كودك را پرت نمايند. اگر اين مسئله كارساز نبود، آنها بايد با گفتن توصيه‌هايي مانند تو بايد الان به ما ملحق شوي،‌توجه او را به خودشان جلب نمايند. خودارضايي در مهد فقط در زمان خواب قابل چشم‌پوشي مي‌باشد.
5- تماس فيزيكي خود را با كودكان افزايش دهيد. برخي كودكان وقتي در طول روز بيشتر در آغوش گرفته ميشوند و مورد نوازش قرار مي‌گيرند كمتر دست به خودارضايي مي‌زنند. سعي كنيد مطمئن شويد كودكتان حداقل يك ساعت از زمان اختصاصي براي بودن با شما و دريافت عواطف به شكل تماس جسمي برخوردار مي‌باشد.
6- اشتباهات شايع. شايع‌ترين اشتباهي كه والدين انجام مي‌دهند سعي در خاتمه بخشيدن كامل به خودارضايي است. اين امر منجر به جنگ قدرتي مي‌گردد كه در نهايت والدين بازنده آن خواهند بود. كودكان نبايد به خاطر خودارضايي كتك بخورند، سخنراني بشنوند يا مورد عتاب قرار بگيرند. خودارضايي را با صفاتي مانند بد، كثيف، شيطاني يا گناه‌آلود ملقب نفرماييد. دستان كودك را نبنديد، هيچ نوع بند و بستي به كار نبريد. تمام اين روش‌ها تنها به مقاومت كودك و احتمالاً به مهار جنسي او در آينده منجر خواهد گشت.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:50  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

خلاقیت در کودکان

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهای جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

خانواده يكي از عوامل بسیار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي  كودكان  دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند. « كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند. بیان این نکته از آن روست که بگوییم هر چند می توان در محیطی غیر از خانواده (آموزشگاه یا جایی دیگر) به تقویت عناصر انگیزشی خلاقیت مبادرت ورزید، اما تاثیر این عوامل به اندازه و اهمیت عامل نخستین نیست. پس بهتر است که هدایت­ها و روش­های اتخاذ شده محیط دوم یعنی «محیط یادگیری» به محیط نخستین یعنی خانواده نیز انتقال یابد و در آنجا هم مورد تمرین و تقویت قرار گیرد؛ این انتقال زمینه­های تثبیت و تحکیم انگیزش خلاقه را بیش از پیش فراهم آورد.

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها باید فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند. زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد. محیط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادی وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنید زيرا خلاقيت او را محدود مي سازید.

تحقيقات نشان مي دهد كه والدين  كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي  بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه  كه هستند قبول دارند و آنها را  به كنجكاوي درباره اشياء  و امور تشويق مي  كنند و كودكان خود  را در انتخاب  موضوعات مورد علاقه  آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت  نظر دارند و پي گيري مي  كنند. شايسته  است والدين  تا آنجا  كه امكان دارد كودكان  خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان  را ياري كنند  و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا  شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات  كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن  احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن  را نيز بيازمايند، چراكه چنين  كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

اغلب  اوقات اگر كمي  وقت و حوصله  كنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. خلاقیت عامل مهم بازی است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند. كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي كند.ممكن است  يك جعبه خالي براي كودك خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق می توانند با توجه به موقعیت و مکان خاص بازی را تغییر دهند، بازیهای جدید ابداع کنند، مقررات خاصی وضع کنند، رهبری بازی را در دست گرفته و با سازمان بندی منسجم په به صورت فردی و چه به صورت گروهی بازی کنند. بازی این گونه افراد از تنوع و گوناگونی آکنده بوده و می توانند با توجه به علایق خود و بازی کنان هدفهای بازی را اعمال کنند. در مقابل کودکانی که از خلاقیت بی بهره بوده و یا خلاقیت کمی دارند در بازی ها نقش پیرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعایت کامل مقررات بازی می دانند، تخطی از قوانین را جایز نشمرده و بازی را بیشتر به عنوان وظیفه و کار تلقی می کنند تا وسیله ای برای رشد، بنابراین سهم آنها از لذت بازی کمتر از کودکان خلاق است.

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. كودكان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن  كاري دارند.

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني دارند.

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :

1- تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

2- ايجاد رقابت ميان كودكان

3- تاكيد افراطي بر جنسيت كودک

4- قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

5- عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

6- انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

7- بيهوده شمردن تخيلات كودک

8- عدم شناسايي علائق دروني كودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

10- تحميل نقش بزرگسال به كودک

برای افزایش خلاقيت كودكان باید:

1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

2. محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازید و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

منابــــع:

1. برات، نگين. ( 1382، 29 مهر ). خلاقیت و یادگیری در کودکان. همشهری، ص 19.

2. پیرخائفی، علیرضا. ( 138۲). خلاقیت و هوش ( مبانی نظری و پژوهشی ). تهران: انتشارات مهربرنا.

3. سليماني، افشين. ( 1381 ). كلاس خلاقيت. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

4. گريوز، گارگيلو، اسلادر. ( 1379 ). خلاقیت (شناخت  ويژگي هاي كودكان  و برخورد مناسب  با آنها )( ترجمه مهدی قراچه داغی ). تهران: پیک بهار.

5. مهجور، رضاسیامک. ( 1383 ). روان شناسی بازی. تهران: انتشارات ساسان.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:50  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

احساسات کودکان

یک روز بعدازظهر من برای کاری بیرون رفتم و دختر یازده ساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم. بیست دقیقه بعد برگشتم و دخترم را روی تخت در حالی که به شدت هق‌هق و گریه می‌کرد دیدم. مهربانانه پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده؟ موضوع چیه؟» اما او نمی‌توانست جواب بدهد و فقط هق‌هق می‌کرد. وحشت‌زده شده بودم، پرسیدم: «کسی اذیتت کرده؟» و او دستش را به علامت «نه» تکان داد. «خودت به خودت صدمه‌ای زدی؟» باز هم جواب «نه» بود. «برایانا! چه اتفاقی افتاده؟»

 

در میان هق‌هق گریه، شنیدم که گفت:«هم-هم-همستر». همستری در همسایگی ما بود که بچه‌ها بازی کردن با او را خیلی را دوست داشتند. من هراسان به اتاق بغلی دویدم. یواشکی نگاهی به قفس انداختم، کمی شیر روی زمین ریخته بود، اما همسترزنده بود و نفس می‌کشید! فریاد زدم: «همستر زنده است»، برایانا در حالی که همچنان اشک می‌ریخت وارد اتاق شد، او نمی‌توانست باور کند که همستر هنوز زنده است چون وقتی همستر را دیده بود پاهایش از قفس آویزان بوده و او مطمئن شده که گربه مرده است. برایانا گفت:« من دیوونه شده بودم، همستر رو برداشتم و پرتش کردم بیرون» ( چنین کاری برای دختر مهربان و نازک‌دل من واقعا کار خشنی محسوب می‌شود.) او هنوز آشفته به‌نظر ‌می‌رسید. گفتم:« آیا احساس گناه می‌کردی اگه همستر مرده بود و فکر می‌کردی در مرگ او تو مقصری؟». به هدف زده بودم! موضوع همین بود. او به علامت تایید سر تکان داد و دوباره شروع به گریه کرد، این بار من او را درآغوش گرفتم و اجازه دادم گریه کند. همچنان که او در حال آرام شدن بود ما ‌توانستیم درباره‌ی آن‌چه رخ‌داده بود و درباره‌ی واکنش او از ابتدای ماجرا تا به حال صحبت کنیم. حالا او تسلی خاطر پیدا کرده بود و از من نیز ممنون بود و ضمنا درس مهمی درباره‌ی پذیرفتن مسؤولیت بستن در اتاق موقع حضور همستر در آن‌جا ‌یادگرفته بود.

 

احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

 

بعضی راه‌ها که ما والدین ناآگاهانه احساسات بچه‌ها را از آن طریق سرکوب می‌کنیم عبارت اند از: 1. محافظت: «من به تو اطمینان می‌دم که گربه الان بیرون از خانه است. تو اصلا نگران این موضوع نباش»
2. تنبیه کردن:  «برای یک ماه از بازی با گربه محروم هستی»
3. حل مسأله: «چرا خوشحال نیستی؟ ما داریم می‌ریم بیرون که بستنی بخوریم و تو نباید در باره‌ اون ماجرا بیشتر از این فکر کنی»
4. نتیجه‌ اخلاقی گرفتن: «چه طور می‌تونی این‌قدر بی‌مسؤولیت باشی! من وقتی بچه بودم خیلی دختر مسؤولیت‌پذیری بودم و هرگز نمی‌ذاشتم چنین اتفاقی بیفته.»
5. انکار: «تو نباید احساس گناه کنی، تقصیر تونبود!»
6. تحقیر: «من نمی‌تونم باور کنم که تو گذاشتی چنین اتفاقی بیفته، چه طور این کار رو کردی، تو مایه‌ی خجالت هستی. من به دوستات می‌گم که تو چه‌کار کردی تا دیگه هرگز نذاری چنین اتفاقاتی بیفته.»
7. ترحم: «آه، عزیزم، اون گربه ی بد نباید می‌پرید و تو رو می‌ترسوند»
8. سخنرانی: «از حالا به بعد تو باید بیشتر دقت کنی خانوم کوچولو، من از تو می‌خوام که همیشه قبل از انجام کاری چک کنی که... »

 

و این تنها بخش کوچکی از لیست بلند سرکوب‌کننده های احساسات است. وقتی منظور ما این است که به فرزندمان به روش‌های بالا درسی بیاموزیم، اغلب نتیجه بسیار متفاوت از خواست ما از آب درمی‌آید. کودک به جای این که از اشتباهش درس بگیرد بیشتر به این توجه می‌کند که چه‌قدر ما بی‌انصاف هستیم یا چه‌قدر «آن‌ها» بد هستند. اگر ما می‌خوهیم فرزندان‌مان چیزی از خطای‌شان بیاموزند، یابد اول از احساسات صحبت کنیم و بعد در برخورد با موقعیت پیش‌آمده از احساسات مذکور استفاده کنیم.

 

بعضی روش‌ها برای حمایت از احساسات عبارت اند از:
1. همدردی: «من احساس تو رو درک می‌کنم، من هم همین احساس رو قبلا داشتم، احساس آزاردهنده‌ایه، نه؟»
2. اعتبار بخشیدن به احساسات: «این حق توئه که چنین احساسی داشته باشی، اگه این اتفاق برای من هم افتاده بود احتمالا همین احساس رو داشتم»
3. شناسایی احساسات: «مثل اینه که حس می‌کنی ....» یا «آیا احساس ناراحتی می‌کنی؟»
4. مصمم گوش کردن: «مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی»
5. کنجکاوی: «جالبه، من می‌خوام درباره‌ی احساس تو در مورد اون ماجرا بیشتر بدونم»
6. تصدیق احساسات: « تو واقعا ناراحت به‌نظر می‌رسی.» یا « من دارم ببینم که چه‌قدر عصبانی هستی»
7. دعوت به بیان احساسات: «به من بیشتر بگو. من می‌خوام بدونم چه حالی داری.»

وقتی احساسات کودک را تصدیق می‌کنید، احساس آسایش خاطر را در وجود او خواهید دید و احساس خوهید کرد که رابطه‌ی خیلی نزدیکی با هم دارید. این موقعیت فرصتِ شگفت‌انگیزی برای ارتباط با فرزندتان در اختیار شما می‌گذارد و زمانی برای نزدیک شدن احساس‌های شما به یکدیگر نیز هست. و درست در همین زمان است که شما احساس خواهید کرد واقعا به حرف یکدیگر گوش می‌کنید و حرف یکدیگر را می‌شنوید. اگر از این طریق رابطه‌ی نزدیکی با فرزندتان برقرار کنید درخواهید یافت که به این ترتیب تاثیر و نفوذ بیشتری بر افکار و تصمیمات فرزندتان خواهید داشت، حتی آن‌ها نظر شما را در مورد موضوعات مختلف خواهند پرسید!

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:50  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. بيشتر والدين كودكان نوپا آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته والدين منطقي است، چون كودك نوپا مي تواند اسباب بازي ها را بر دارد، با آن ها بازي كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند كه مي توانند خودشان كارهايي انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاري و سماجت به خرج مي دهند.

 

با اين همه يك بچه يك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدينش بچرخد، ما مي توانيم به او كمك كنيم كه بياموزد چگونه خود را سرگرم كند. جين فوي، متخصص كودكان در كاروليناي شمالي مي گويد: "كودكان نوپا اصولاً نمي توانند براي مدت طولاني به تنهايي بازي كنند". طولاني ترين زماني كه مي توانيد از يك بچه يك ساله انتظار داشته باشيد به تنهايي بازي كند چيزي حدود پانزده دقيقه است، دادن چنين فرصتي به كودك كاري است كه به انجام دادنش مي ارزد، اين كار تنها به اين دليل نيست كه شما فرصت داشته باشيد شام را آماده كنيد يا اتاق را جارو و گردگيري كنيد. دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و يادگيري دانشگاه كاروليناي شمالي در اين باره مي گويد:"تنها بازي كردن، تقويت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقيت، و مهارت هاي زباني است. اغلب مي بينيم كه يك كودك پانزده ماهه موقعي كه تنها بازي مي كند با خود چيزهايي زمزمه مي كند، چنين بازي هايي پايه و اساس رشد مهارت هاي زباني هستند.

 

"دكتر اسكالار مي گويد:" قابليت بچه ها براي تنها بازي كردن به حال و وضعيت آن ها هم بستگي دارد، اگر بچه گرسنه، خسته يا مريض باشد كمتر به تنها بازي كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براين شما از يك نوپاي كمي بزرگ تر هم نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه مدت طولاني تري تنها بازي كند." دكتر فوي معتقد است: "يك كودك بيست و دوماهه كه از نظر شناختي و زباني قابليت هاي بيشتري از كودك يك ساله يا پانزده ماهه دارد تمايل روز افزوني براي كسب استقلال در خود مي بيند، بنابراين بيش از پيش دوست دارد با شكستن حد و مرزهايي كه شما وضع كرده ايد آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراين اين نياز بيشتري به نظارت و توجه مداوم و از نزديك دارد".

 

براي افزايش ظرفيت كودكتان در تنها بازي كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپاريد:" علاقه،ايجاد عادت، سازماندهي، و جهت دهي".اول سعي كنيد كودكتان را به فعاليتي مشغول كنيد كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمي شلوغ كاري اشكالي ندارد به او اجازه دهيد اگر دوست دارد ليوان ها و قاشق ها را جابه جا كند يا لباس ها را از كشوي كمد بيرون بكشد. ژوليت كه يك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوي پايين كابينت آشپزخانه را پر از بطري، قاشق و پيمانه هاي پلاستيكي كرده تا هنگامي كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازي شود و كاري به كار او نداشته باشد.

 

بنابراين مي بينيم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش مي تواند او را به سمت تنها بازي كردن سوق بدهد.چنان كه گفتيم دومين نكته اي كه بايد به ذهن بسپاريد "ايجاد عادت" است. وقتي كودك شما كاملاً مشغول بازي شد، به آرامي كمي دور شويد يا يك مجله به دست بگيريد. وقتي او اسباب بازي به سمت شما مي اندازد تا شما را به بازي بكشاند، به راحتي اسباب بازي را به خودش برگردانيد و جمله كوتاهي درباره بازيش بگوييد و لبخند بزنيد. طي روزها و هفته هاي بعد بتدريج و آرام آرام سعي كنيد فاصله فيزيكي و ذهني خود را از او بيشتر كنيد و بيشتر پي كار خودتان باشيد، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنيد. دقت داشته باشيد در محلي كه كودك مشغول بازي است شئ يا موقعيتي وجود نداشته باشد كه امنيت و سلامت كودك را به خطر بيندازد.

 

كودك يك ساله در كي از خطر ندارد. نكته ديگري كه در اين مورد برشمرديم " سازماندهي " فعاليت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازي هاي جورواجوري كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگي و گيج شدن او مي شود. به جاي اين كار، هر بار تنها يك اسباب بازي در اختيار او بگذاريد و به نوبت اسباب بازي ها را عوض كنيد. تري مي گويد:"من وقتي مي خواهم كتابي بخوانم يا حساب خريدهاي روزانه ام را بكنم؛ از همين روش استفاده مي كنم، كتابم را به اتاق فرزندم مي برم و آن جا اول عروسك پشمالويش را به او مي دهم، بعد از چند دقيقه توپ را و بعد از مدتي دو تا كتاب در اختيارش مي گذارم، به اين ترتيب او مرتب مشغول بازي است و با هر اسباب بازي به نوبت حسابي بازي مي كند و سرگرم مي شود، و من هم به كارم مي رسم."

 

يك كودك يك ساله نياز به جهت دهي دارد، از اين رو وقتي احساس مي كنيد كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازي با يك اسباب بازي از دست مي دهد، با پرسيدن يك سؤال دوباره او را تحريك كنيد. مثلاً وقتي كودكتان مشغول بازي با بلوك هايش است، در حين اين كه مشغول كار خودتان هستيد بدون اين كه مستقيماً وارد بازي با او شويد، با او صحبت كنيد. مثلاً مي توانيد بگوييد:" عجب! تو سه تا مكعب رو روي هم گذاشتي. مي توني يكي ديگه هم بهشون اضافه كني؟"سعي كنيد برنامه تنها بازي كردن بخشي از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشينگتن مي گويد:"

 

كليد تقويت توانايي تنها بازي كردن در بچه ها اين است كه با افزايش تدريجي زمان تنها بازي كردن، او را به اين كار عادت دهيد." البته ممكن است اولين تلاش هاي شما براي وادار كردن كودك به تنها بازي كردن بيش از چند دقيقه نتيجه ندهد و كودك پس از دقايقي كوتاه داد و فرياد راه بيندازد و شما را بطلبد، در اين هنگام سعي كنيد سريع به او پاسخ ندهيد، به او فرصتي بدهيد تا خودش با مسأله كنار بيايد. يك زمان مناسب براي ايجاد عادت تنها بازي كردن، بعد از حمام يا ناهار است، اين زماني است كه كودك راضي و خشنود به نظر مي رسد. زمان هايي كه خودتان خسته هستيد براي اين كار انتخاب نكنيد. دكتر فوي مي گويد:" خستگي و تنشي كه شما در درونتان احساس مي كنيد ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود."

 

در ضمن به خاطر بسپاريد كه اين فرايند هميشه با يك الگو و با يك كيفيت ثابت نخواهد بود. كودكي كه يك روز خيلي خوب خودش را به تنهايي سرگرم مي كند، روز بعد ممكن است كاملاً از اين كار امتناع كند، اما شما بايد تلاش كنيد كه فرصت هاي لازم را براي او فراهم كنيد تا تنها بازي كردن را به مرور بياموزد. پيش از اين كه شما فكرش را بكنيد خواهيد ديد كه توانسته ايد پانزده دقيقه تمام به حال خودتان باشيد و كودك كاري به شما نداشته و شادمانه خود را در دنياي بازي غرق كرده است!

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:41  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

بازی بچه ها

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. بيشتر والدين كودكان نوپا آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته والدين منطقي است، چون كودك نوپا مي تواند اسباب بازي ها را بر دارد، با آن ها بازي كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند كه مي توانند خودشان كارهايي انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاري و سماجت به خرج مي دهند.

با اين همه يك بچه يك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدينش بچرخد، ما مي توانيم به او كمك كنيم كه بياموزد چگونه خود را سرگرم كند. جين فوي، متخصص كودكان در كاروليناي شمالي مي گويد: "كودكان نوپا اصولاً نمي توانند براي مدت طولاني به تنهايي بازي كنند". طولاني ترين زماني كه مي توانيد از يك بچه يك ساله انتظار داشته باشيد به تنهايي بازي كند چيزي حدود پانزده دقيقه است، دادن چنين فرصتي به كودك كاري است كه به انجام دادنش مي ارزد، اين كار تنها به اين دليل نيست كه شما فرصت داشته باشيد شام را آماده كنيد يا اتاق را جارو و گردگيري كنيد. دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و يادگيري دانشگاه كاروليناي شمالي در اين باره مي گويد:"تنها بازي كردن، تقويت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقيت، و مهارت هاي زباني است. اغلب مي بينيم كه يك كودك پانزده ماهه موقعي كه تنها بازي مي كند با خود چيزهايي زمزمه مي كند، چنين بازي هايي پايه و اساس رشد مهارت هاي زباني هستند.

"دكتر اسكالار مي گويد:" قابليت بچه ها براي تنها بازي كردن به حال و وضعيت آن ها هم بستگي دارد، اگر بچه گرسنه، خسته يا مريض باشد كمتر به تنها بازي كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براين شما از يك نوپاي كمي بزرگ تر هم نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه مدت طولاني تري تنها بازي كند." دكتر فوي معتقد است: "يك كودك بيست و دوماهه كه از نظر شناختي و زباني قابليت هاي بيشتري از كودك يك ساله يا پانزده ماهه دارد تمايل روز افزوني براي كسب استقلال در خود مي بيند، بنابراين بيش از پيش دوست دارد با شكستن حد و مرزهايي كه شما وضع كرده ايد آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراين اين نياز بيشتري به نظارت و توجه مداوم و از نزديك دارد".

براي افزايش ظرفيت كودكتان در تنها بازي كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپاريد:" علاقه،ايجاد عادت، سازماندهي، و جهت دهي".اول سعي كنيد كودكتان را به فعاليتي مشغول كنيد كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمي شلوغ كاري اشكالي ندارد به او اجازه دهيد اگر دوست دارد ليوان ها و قاشق ها را جابه جا كند يا لباس ها را از كشوي كمد بيرون بكشد. ژوليت كه يك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوي پايين كابينت آشپزخانه را پر از بطري، قاشق و پيمانه هاي پلاستيكي كرده تا هنگامي كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازي شود و كاري به كار او نداشته باشد.

بنابراين مي بينيم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش مي تواند او را به سمت تنها بازي كردن سوق بدهد.چنان كه گفتيم دومين نكته اي كه بايد به ذهن بسپاريد "ايجاد عادت" است. وقتي كودك شما كاملاً مشغول بازي شد، به آرامي كمي دور شويد يا يك مجله به دست بگيريد. وقتي او اسباب بازي به سمت شما مي اندازد تا شما را به بازي بكشاند، به راحتي اسباب بازي را به خودش برگردانيد و جمله كوتاهي درباره بازيش بگوييد و لبخند بزنيد. طي روزها و هفته هاي بعد بتدريج و آرام آرام سعي كنيد فاصله فيزيكي و ذهني خود را از او بيشتر كنيد و بيشتر پي كار خودتان باشيد، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنيد. دقت داشته باشيد در محلي كه كودك مشغول بازي است شئ يا موقعيتي وجود نداشته باشد كه امنيت و سلامت كودك را به خطر بيندازد.

كودك يك ساله در كي از خطر ندارد. نكته ديگري كه در اين مورد برشمرديم " سازماندهي " فعاليت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازي هاي جورواجوري كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگي و گيج شدن او مي شود. به جاي اين كار، هر بار تنها يك اسباب بازي در اختيار او بگذاريد و به نوبت اسباب بازي ها را عوض كنيد. تري مي گويد:"من وقتي مي خواهم كتابي بخوانم يا حساب خريدهاي روزانه ام را بكنم؛ از همين روش استفاده مي كنم، كتابم را به اتاق فرزندم مي برم و آن جا اول عروسك پشمالويش را به او مي دهم، بعد از چند دقيقه توپ را و بعد از مدتي دو تا كتاب در اختيارش مي گذارم، به اين ترتيب او مرتب مشغول بازي است و با هر اسباب بازي به نوبت حسابي بازي مي كند و سرگرم مي شود، و من هم به كارم مي رسم."

يك كودك يك ساله نياز به جهت دهي دارد، از اين رو وقتي احساس مي كنيد كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازي با يك اسباب بازي از دست مي دهد، با پرسيدن يك سؤال دوباره او را تحريك كنيد. مثلاً وقتي كودكتان مشغول بازي با بلوك هايش است، در حين اين كه مشغول كار خودتان هستيد بدون اين كه مستقيماً وارد بازي با او شويد، با او صحبت كنيد. مثلاً مي توانيد بگوييد:" عجب! تو سه تا مكعب رو روي هم گذاشتي. مي توني يكي ديگه هم بهشون اضافه كني؟"سعي كنيد برنامه تنها بازي كردن بخشي از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشينگتن مي گويد:"

كليد تقويت توانايي تنها بازي كردن در بچه ها اين است كه با افزايش تدريجي زمان تنها بازي كردن، او را به اين كار عادت دهيد." البته ممكن است اولين تلاش هاي شما براي وادار كردن كودك به تنها بازي كردن بيش از چند دقيقه نتيجه ندهد و كودك پس از دقايقي كوتاه داد و فرياد راه بيندازد و شما را بطلبد، در اين هنگام سعي كنيد سريع به او پاسخ ندهيد، به او فرصتي بدهيد تا خودش با مسأله كنار بيايد. يك زمان مناسب براي ايجاد عادت تنها بازي كردن، بعد از حمام يا ناهار است، اين زماني است كه كودك راضي و خشنود به نظر مي رسد. زمان هايي كه خودتان خسته هستيد براي اين كار انتخاب نكنيد. دكتر فوي مي گويد:" خستگي و تنشي كه شما در درونتان احساس مي كنيد ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود."

در ضمن به خاطر بسپاريد كه اين فرايند هميشه با يك الگو و با يك كيفيت ثابت نخواهد بود. كودكي كه يك روز خيلي خوب خودش را به تنهايي سرگرم مي كند، روز بعد ممكن است كاملاً از اين كار امتناع كند، اما شما بايد تلاش كنيد كه فرصت هاي لازم را براي او فراهم كنيد تا تنها بازي كردن را به مرور بياموزد. پيش از اين كه شما فكرش را بكنيد خواهيد ديد كه توانسته ايد پانزده دقيقه تمام به حال خودتان باشيد و كودك كاري به شما نداشته و شادمانه خود را در دنياي بازي غرق كرده است!

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:40  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

بازيهاي كامپيوتري كودكان را مي توان كنترل كرد

بسياري از متخصصين معتقدند كه بهتر است كودكان زير 3 سال اصلا با كامپيوتر و بازيهاي ويديويي آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازي هاي قابل لمس و واقعي مثل لگو و خانه سازي و ... سرگرم شوند بعبارت ديگر اسباب بازيهاي انتزاعي براي اين سن مناسب نيست . اما اگر كودك زير 5 سال شما قبلا دسترسي به اين بازيها پيدا كرده است و اين امر بعنوان عادتي براي او در امده است ، بايد هم اكنون به فكر شروع قانون و تعيين حدود براي بكارگيري اين بازي ها باشيد .   ابتداد بايد فهميد كه چقدر او بازي كامپيوتري انجام مي دهد و در بقيه زمان آزادش چه كارهايي مي كند . اغلب متخصصان رشد كودك پيشنهاد مي كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمايشگر _ كه شامل صفحه تلويزيون ، تماشاي فيلم ويديو و كارتون ، جستو جو در اينترنت ( براي كودكان بزرگتر ) و بازيهاي ويديوئي مي شود _ بايد بين يك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعيين شود . اگر كودك شما 45 دقيقه در روز ، بازي كامپيوتري دارد و بعد يك برنامه تلويزيوني مي بيند و مدتي را هم مشغول فعاليت فيزيكي و جست و خيز است ، عملا جاي نگراني نيست . ولي اگر ساعت ها جلوي كامصيوتر باشد و به دسته بازي بچسبد ، يعني بيش از حد مشغول بازي كامپيوتري است . اين چند پيشنهاد را براي به كنترل درآوردن مدت بازي كامپيوتري او طرح مي كنيم    قبل از ارائه بازي كامپيوتري يك محدوديت زماني مشخص را به كودك اطلاع دهيد . براي كودكان در اين محدوده سني مي توانيد از ساعتهاي زمان دار كه معمولا در آشپزخانه ها بكار مي رود ، استفاده كنيد . مثلا به او بگوييد تا اين ساعت زنگ بزند مي تواني بازي كني و عدد آن را براي مثال روي 30 دقيقه قرار دهيد . وقت بازي كه به سر آمد اگر كودك به قانون اهميت داد او را تشويق كنيد و براي تمام كردن بموقع بازي پاداش دهيد .ولي اگر زمان را نديده گرفت يا براي زمان بيشتري وارد چانه زني شد ، به آرامي قوانين بازي را به او توضيح دهيد . اگر مخالفت ادامه داشت مي توانيد بازي با كامپيوتر را به عنوام نتيجه قانون شكني ، براي مدت محددي متوقف كنيد ، مثلا زمان بازي فرداي كودك را بگيريد     براي اين اعتراص كودك كه " الان من وسط بازي ام . اينجا جاي خيلي حساس بازي است و .. " راه حلي بينديشيد .

اعلب بازي هاي كامپيوتري ، قابليت ذخيره سازي بازي را دارند . بنابراين ، بدون خراب شدن بازي، كودك قادر است وسط بازي هم، همه چيز را دست نخورده براي نوبت بعدي ذخيره كند . شايد لازم باشد كه اين ذخيره سازي را به او ياد بدهيد

چند سرگرمي ديگر براي وقتي كه "زمان بازي تمام شده است " براي كودك در نظر بگيريد . مثل كمك در آشپزي به مامام يا كتاب خواندن با بابا يا مامان ، نقاشي كشيدن و ...اين كار به انحراف توجه او از ابزي كمك مي كند و راحت تر دست از كامپيوتر مي كشد

به او بگوييد قبل از بازي كامپيوتري بايد همه كارهايش مثل جمع كردن اتاق و اسباب بازيهايش را انجام داده باشد . يا مثلا قبل از برنامه تلويزيون مورد علاقه بايد اين كارها انجام شده باشد

از قرار دادن كامپيوتر در اتاق كودك و هرجائي كه او بتواند دور از چشم شما به بازي مشغول شود ، خودداري كنيد . بطور كلي بهتر است كه كامپيوتر در محلي كه جنبه عمومي تر دارد مثل اتاق نشمين قرار داده شود و جلوي آن نيز امكان نشستن براي دو تا سه نفر فراهم آيد تا هم كاربرد اين وسيله زير نظر باشد و هم بعنوان يك وسيله، به اجتماعي شدن كودك كمك كند   عده اي معتقدند كه كامپيوتر باعث ايزوله شدن كاربر و ايجاد بيماريهايي مثل چاقي و تغيير يافت اسكلت بدن ( قوز، انحراف مهره هاي ستون فقرات و ... ) مي شود و البته چنبه هاي مثبت به كارگيري كامپيوتر در آموزش كودكان نيز غيرقابل انكار است : مواردي مثل ديكته، رياضي و درك متون و خيلي از مهارتهاي ديگر . همچنين تقويت مهارت حركتي ظريف كودكان و سرعت عمل آنها با اين بازيها عملي است . اما چراغ خطر مهم اين است كه كامپيوتر جاي روابط اجتماعي كودك را بگيريد و كودك به جاي پيدا كردن دوست با اين وسيله ارتباط برقرار كنند كه اين حالت حتي در كودكان فربيك هم به مراتب تقويت مي شود و عملا كودك در يك حلقه معيوب قرار مي گيرد

نكاتي در مورد خريد بازيهاي  كامپيوتري

لبته بازي بايد براي كودك جذاب و لذت بخش باشد تا كودك بتواند از محتواي آن نيز مسائلي را بياموزد . اين چند نكته به شما كمك مي كند انتخاب صحيح تري در خريد اين بازي ها داشته باشيد   بهتر است اول از همه  به فكر سرگرم كننده بودن بازي باشيد، زيرا كه در سن زير 5 سال خط مشخصي بين آموختن صرف و تفريح نمي توانيد براي كودك بكشيد . پس براي اينكه كودك چيزهائي ياد بگيرد لازم است قبل از آن لذت ببرد . مطمئن باشيد كه كودك بيشتر دوست دارد كه زمان خوشي را سپري كند بجاي آنكه اهداف آموزشي بزرگترها را برآورده كند .     بازيهايي را انتخاب كنيد كه بازي بيش از يك بازيكن در آنها تشويق شده و باعث مي شود كه دو يا سه نفر با هم بازي كنند .

به توصيه مركز ملي رسانه ها و خانواده ها، بهتر است خانواده ها كامپيوتر را به  يك وسيله اجتماعي تبديل كنند . بهترين نرم افزار موجود در اين خصوص Lapware  ذكر شده است كه به شما و  كودكتان اجازه مي دهد تجربه اي مشترك از كامپيوتر داشته باشيد .     بازيهايي را انتخاب كنيد كه به كودك فرصت هاي پيروزي را با روش هاي مختلف مي دهد . بعبارت ديگر لازم نباشد كه براي ادامه يافتن بازي، كاربر حتما از يگ مهارت به خصوص كه تكرار آن براي كودك دشوار است، استفاده كند . تصويرهاي كم تحرك و طولاني كه حتما با رمز و راز تغيير خواهد كرد، كودك را خسته مي كند . مزرعه هاي اعداد يا جنگل هاي پر از موسيقي كه كودك را بدنبال خود بكشد و هر چه كه ماهرتر شد بازي نيز ماهرانه تر قابل پياده شدن باشد، بهتر است

به ياد داشته باشيد نسخه نوشتاري يا ديداري _ شنيداري در يادگيري كودك از نسخه نرم افزاري مي تواند بهتر باشد، مثلا كتاب يك قهرمان خاص آموزنده تر از بازي آن قهرمان خاص براي كودك است .

هنگام خريد هميشه احتمال برگرداندن و پس دادن بازي خريداري شده را با فروشنده مطرح كنيد ، چرا كه اين احتمال  وجود دارد سيستم سخت افزاري شما متناسب نباشد يا بازي خريداري شده مانند لياس ، يك شماره كوچكتر به تن فرزند شما در آيد ! يا شما آن بازي را براي كودكتان مناسب ندانيد .

بنابر تحقيقات انجام شده، بازي هايي كه محتواي خشن دارند، كودك را در معرض افزايش رفتارهاي پرخاشگرانه قرار مي دهند ، بخصوص اگر به صورت هميشگي بازي شوند و عملا كودك، زمان خيلي زيادي را به اين بازيها اختصاص دهد . اين نكته ارزش يادآوري دارد كه همه بازيهاي ويديويي و كامپيوتري بد نيستند . بازيهاي پر كيفيت به كودك فرصت حل مسائل مختلف زندگي و مهارت تفكر منطقي را آموزش مي دهد . همچنين بازي كامپيوتري به تقويت مهارتهاي حركتي ظريف، مهارت، سرعت عمل و سرعت انتقال مي انجامد . البته كودك را به تكنولوژي اطلاعات علاقه مندتر مي سازد .   بهترين كار براي شما اين است كه تا فرصت باقي است و كودك هنوز اولين تجربه ها را در به كارگيري اين وسيله درك مي كند، به او كمك كنيد تا قوانين استفاده سالم و بي ضرر از آن را بياموزد .

به ياد داشته باشيد كودكان به آساني به مسائل مختلف عادت مي كنند ولي به سختي عادت نادرست را ترك مي كنند .

نكته آخر اينكه يك مصرف كننده هوشيار باشيد، آنچه را به صلاح كودكتان هست انتخاب كنيد چيزي كه مناسب سن او باشد و پيغام هاي نادرست به او ندهد .

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:39  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

انـــــواع بـــــازی کودکـــــان

ب

ازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. در ادامه انواع بازی کودکان شرح داده می شوند.

بازیهای جسمی:

بازیهای جسمی از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هر دوی آنها انجام گیرند.

بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند. کودک در آغاز به تقلید نقش مطمئن دوستان، والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد. در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می شود، الگوی رفتاری او نیز تغییر می یابد. از این سنین کودک ( نوجوان ) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم خوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.

بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بلازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد.

بازیهای نمادین:

بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.

بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود.نظریه پردازان معتقدند  رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.

بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل پازل نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیرتحمیلی به سوی آموزش است.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:38  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

بدغذایی کودکان

بدغذایی کودکان مشکل مشترک بسیاری از پدر و مادرهایی است که نگران نرسیدن مواد غذایی لازم و کافی به فرزندانشان هستند. کــــودکانی که با وسواس و دیرپسندی غذا می خورند به ۲ گــــروه تقسیم می شوند:

· عده ای میل ندارند غذاهای ناآشنا را تست کنند

· عده ای دیگر حتی با خوردن بسیاری از غذاهای معمولی مشکل دارند.

کودکانی که به امتحان غذاهای جدید تمایل ندارند و به عبارت دیگر نوگریز هستند، معمولاً به درجات بالاتری از اضطراب دچارند. اغلب مادران این بچه ها هم میل چندانی به امتحان غذاهای جدید ندارند. محققان معتقدند که این نوگریزی غذایی،یا یک ویژگی شخصیتی نسبتاً ثابت است و یا تا حدودی جزو خصیصه های طبیعی دوران کودکی است که کودکان با بزرگ شدن و مواجهه با غذاهای متنوع از آن دست برمیدارند، اما گروه دیگر،مشکل پسندان هستند که نسبت به خوردن بسیاری از غذاهای آشنا هم بی میلند. معمولاً این ویژگی از خصوصیات شخصیتی آنها نیست و با افزایش تجارب زندگی امکان تعدیل آن وجود دارد.مشکل پسندی در غذا میتواند بازتابی از یک دلزدگی و بی علاقگی دیرین نسبت به غذا باشد. خوارشدن غذا نزد این گروه می تواند مقاومتی در برابر تلاشهای کنترل کننده والدین تلقی شود. این دسته کودکان معمولاً مادرانی دارند که احساس میکنند زمان کافی برای صرف غذای کامل ندارند و در رژیم غذایی شان مواد غذایی گیاهی به اندازه کافی وجود ندارد.

پدر و مادرها نباید تصور کنند که با افزایش سن کودکان،عادت بدغذایی از سر آنها می افتد. از سنین 2 و 3 سالگی تا 8 سالگی،تعداد غذاهایی که کودک به خوردن آنها تمایل ندارد، تغییر نمی کند.در واقع، غذاهای جدید در سنین پایین تر بسیار راحت تر از سنین 4 تا 8 سالگی پذیرفته میشوند.پس با گمان اینکه فرزندانتان هنوز خیلی کوچک هستند، نباید آنها را از خوردن گستره وسیعی از غذاها بازدارید. برای این که بتوانید عادت خوب خوردن را در فرزندتان پایه گذاری کنید، باید، غذاهای سالم گوناگونی برای او آماده کنید. شگفت آور این که نوزادان معمولاً سبزیها و موادغذایی گیاهی بیشتری نسبت به کودکان نوپا دریافت می کنند. همین طور که نوزاد بزرگتر می شود، میزان سبزیهای دریافتی او نیز بسته به علایق مادر و سایر افراد خانواده دستخوش تغییر می شود. اگر تهیه سبزیها دشوار و زمان بر باشد و یا مورد علاقه دیگر اعضای خانواده نباشد، از چرخه غذایی حذف می شود. در نتیجه مصرف برخی غذاهای ضروری برای کودک محدود و محدودتر می شود. یافتن راههای سریع طبخ و آماده سازی سبزیها برای همه سودمند است و باید به عنوان اولویت در برنامه و رژیم غذایی قرار گیرد.

برای اینکه بتوانید ذائقه کودکتان را نسبت به غذاهای متنوع علاقه مند کنید، باید به او نشان دهید که چقدر از خوردن غذاهای سالم و گوناگون لذت می برید. کودکان معمولاً غذاهایی را انتخاب می کنند که نزدیکانشان آن غذاها را با شور و شوق می خورند. مادرانی که در سکوت محض و بدون هیچ توضیحی به کودک غذا می دهند، نسبت به آنها که با شور و شوق و علاقه به کودک غذا میدهند، اثر بسیار کمتری بر نوع تغذیه فرزندشان دارند. برای اینکه بتوانید اخلاق بد غذایی را کاهش دهید، هرگز غذا خوردن را به صحنه جنگ قدرت تبدیل نکنید، پزشکان و متخصصان تغذیه معتقدند پیامد چنین رفتار خشک و کنترل مآبانه ای باعث تشدید بدغذایی خواهد بود.

در زمینه تغذیه کودک کمی با او راه بیایید. بهتر است والدین و پرستار تصمیم بگیرند چه غذایی و در چه زمانی صرف شود و از سوی دیگر به کودک نیز چنین اجازه ای داده شود که خودش تصمیم بگیرد چه اندازه غذا بخورد. به این ترتیب، کودک یاد می گیرد چگونه به پیامهای گرسنگی داخلی بدن، برای خوردن مقدار مورد نیازش پاسخ دهد. قانون باید ته بشقابت را پاک کنی را کنار بگذارید. با به کار بستن همه این تدابیر و کمی بردباری می توانید امیدوار باشید که بر بدغذایی فرزندتان غلبه خواهید کرد

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:36  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

حقیقت نقاشی کودکان

اگر شما از كودك‌ خود بخواهید كه‌ خود و دوستان‌ خود را به‌ تصویر بكشد، معمولا گروهی‌ از بچه‌ها را در حال‌ بازی‌ یا انجام‌ یك‌ فعالیت‌ گروهی‌ به‌ تصویر خواهد كشید، در حالی‌ كه‌ اگر كودك‌ شما منزوی‌ یا ناسازگار باشد، اغلب‌ در محدوده‌ خارجی‌ گروه‌ و یا به‌ صورت‌ تنها كشیده‌ خواهد شد...

نقاشی‌ گروه‌ بچه‌ها در یك‌ صفحه‌:
اگر شما از كودك‌ خود بخواهید كه‌ خود و دوستان‌ خود را به‌ تصویر بكشد، معمولا گروهی‌ از بچه‌ها را در حال‌ بازی‌ یا انجام‌ یك‌ فعالیت‌ گروهی‌ به‌ تصویر خواهد كشید، در حالی‌ كه‌ اگر كودك‌ شما منزوی‌ یا ناسازگار باشد، اغلب‌ در محدوده‌ خارجی‌ گروه‌ و یا به‌ صورت‌ تنها كشیده‌ خواهد شد.
تصویر خواب‌ و رویا:
كودكان‌ و حتی‌ نوجوانان‌ معمولا خواب‌ و رویای‌ خود را به‌ صورت‌ نقاشی‌ ارائه‌ می‌دهند و سپس‌ آن‌ را توضیح‌ می‌دهند و در این‌ مورد تبحر خاصی‌ دارند، زیرا از تصویر كردن‌ آن‌ هیچ‌ ترسی‌ ندارند و خود را در هیچ‌ موردی‌ مقصر ندانسته‌ و همه‌ چیز را به‌ عهده‌ خواب‌ و رویا می‌گذارند! البته‌ نقاشی‌ خواب‌ و رویا ممكن‌ است‌ ترسها یا حتی‌ تمایلات‌ كودك‌ را به‌ تصویر بكشد. برای‌ این‌ مساله‌ تصویر كودك‌ قوی‌ و بزرگتر از دیگران‌ نمونه‌ای‌ است‌ كه‌ معمولا دیده‌ می‌شود.
خانه‌ و محل‌ زندگی‌:
در بیشتر نقاشیهای‌ كودكان‌، خانه‌ بیشتر از هر چیز دیگری‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود.
البته‌ كودكان‌ در آغاز، خانه‌هایی‌ معمولی‌ و پیش‌پاافتاده‌ را به‌ تصویر می‌كشند، اما با افزایش‌ سن‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ مهارت‌ كافی‌، خانه‌های‌ واقعی‌تر و پیچیده‌تری‌ را شاهد خواهید بود. اگر خانه‌ای‌ دلباز و یا همراه‌ با در و پنجره‌ و محیط‌ پر از گل‌ و حیاط‌ را در نقاشی‌ كودكان‌ مشاهده‌ كردید، این‌ امر می‌تواند دلیل‌ روحیه‌ سالم‌ فرزند شما باشد و می‌توانید اینگونه‌ تصور كنید كه‌ فرزند شما اعتمادبه‌نفس‌ كافی‌ دارد. در حالی‌ كه‌ اگر خانه‌ای‌ بسیار ساده‌ و بدون‌ در را شاهد هستید كه‌ به‌ صورت‌ منفرد و با دیوارهای‌ بلند تصویر شده‌ است‌، این‌ می‌تواند بیانگر وابستگی‌ كودك‌ شما به‌ شما در سنین‌ پایین‌تر از هفت‌سالگی‌ باشد و اگر كودك‌ شما این‌ زمان‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ باشد، كشیدن‌ اینگونه‌ خانه‌ها می‌تواند دلیلی‌ برای‌ عدم‌ وجود اعتمادبه‌نفس‌ در كودك‌ شما باشد.
خورشید و ماه‌ و ستارگان‌:
تصویر خورشید به‌ط‌ور معمول‌ بیانگر امنیت‌ و شادی‌ و قدرت‌ است‌ و به‌ عقیده‌ برخی‌ از محققان‌ و پژوهشگران‌ به‌ معنای‌ حضور پدری‌ مط‌لوب‌ و موثر در جمع‌ صمیمی‌ خانواده‌ای‌ متحد است‌. در حالی‌ كه‌ اگر این‌ رابط‌ه‌ چندان‌ درست‌ و اساسی‌ نباشد و یا كودك‌ از جمع‌ خانواده‌ احساس‌ رضایت‌ نكند و یا به‌ پدر و بخصوص‌ به‌ نوع‌ رفتار او علاقه‌ای‌ نداشته‌ باشد، خورشید به‌ صورت‌ نیمه‌پنهان‌ در پشت‌ كوه‌ كشیده‌ و یا اینكه‌ اصلا از كل‌ نقاشی‌ حذف‌ خواهد شد و معمولا اگر از كودك‌ خود بخواهید نقاشی‌ بكشد واو از ماه‌ و نقاشی‌ تاریك‌ استفاده‌ نماید، این‌ نشانگر دلگیر بودن‌ و عدم‌ رضایت‌ اوست‌.
استفاده‌ از درختها و سبزه‌زارها:
نكته‌ جالبی‌ كه‌ باید در مورد بررسی‌ نقاشی‌ای‌ كه‌ كودك‌ شما از درخت‌ كشیده‌ توجه‌ خاصی‌ داشته‌ باشید، آن‌ است‌ كه‌ در آغاز باید درخت‌ ترسیم‌شده‌ را به‌ سه‌ قسمت‌ ریشه‌، تنه‌ و شاخ‌ و برگها تقسیم‌ كنید. ریشه‌ نماد ناخودآگاه‌ فرزند شماست‌ و به‌ غرایز او مربوط‌ می‌شود. تنه‌ درخت‌ درحقیقت‌ شبیه‌ترین‌ چیز به‌ ((خود كودك‌)) است‌ و اگر تنه‌ای‌ بلند و استوار و قط‌ور را مشاهده‌ كردید، می‌توانید آن‌ را با اعتمادبه‌نفس‌ و احساس‌ رضایت‌ كودك‌ خود مرتبط‌ بدانید. این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ اگر درخت‌ كشیده‌شده‌ توسط‌ كودك‌ شما، دارای‌ شاخ‌ و برگ‌ كافی‌ باشد، نشاندهنده‌ این‌ مط‌لب‌ است‌ كه‌ كودك‌ دلبند شما با محیط‌ خارج‌ و همنوعان‌ خود به‌ اندازه‌ كافی‌ رابط‌ه‌ دارد و اگر شاخ‌ و برگ‌ و یا هر كدام‌ از بخشهای‌ درخت‌ را به‌ صورت‌ غیرعادی‌ دیدید، این‌ امر نشاندهنده‌ عدم‌ تعادل‌ در فرزند شماست‌.
اتومبیل‌ و وسایل‌ نقلیه‌ عمومی‌:
در جوامع‌ امروزی‌ اتومبیل‌ نمادی‌ از قدرت‌ به‌ شمار می‌رود و به‌ همین‌ دلیل‌ به‌خصوص‌ در نقاشی‌ پسرها به‌وفور دیده‌ می‌شود. پس‌ اگر مشاهده‌ كردید كه‌ كودك‌ شما از كشیدن‌ تصویر خود، خودداری‌ كرده‌ و به‌ اتومبیل‌ بها می‌دهد، می‌توانید این‌ امر را نشاندهنده‌ ارتباط‌ خوب‌ وی‌ با دنیای‌ خارج‌ بدانید.
حیوانات‌:
اگر كودك‌ شما در خانه‌ یا هر مكان‌ دیگری‌ شاهد حیوانات‌ باشد و سپس‌ آنها را به‌ تصویر بكشد، این‌ امر مساله‌ای‌ عادی‌ تلقی‌ می‌شود. اما اگر بی‌دلیل‌ از حیوانات‌ و بخصوص‌ به‌ صورت‌ خشن‌ استفاده‌ نماید، این‌ مساله‌ به‌ روحیه‌ ناسالم‌ او و یا احساس‌ گناهی‌ كه‌ نمی‌تواند به‌ صورت‌ مستقیم‌ آن‌ را به‌ تصویر بكشد مربوط‌ می‌شود.

اکرم امامی

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:35  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

چرا لباس پوشاندن به کودکان سخت است؟

از ديد کودکان درآوردن لباس و پوشيدن آن کار خوشايندي نيست و البته نبايد هم باشد

براي مثال، هنگامي که مي‌خواهيد لباس‌اش را بپوشانيد، اول، همه‌جا تاريک مي‌شود و ديگر هيچ چيز را نمي‌بيند؛ چون پيراهن روي سر اوست! بعدش هم به احتمال زياد، يقه لباس و چانه و صورت او اذيت مي‌شود تا بالاخره از شر پوشيدن پيراهن خلاص شود. وقتي مي‌خواهيد شلوار بچه را از پاي‌اش درآوريد، او بايد تعادل‌اش را روي يک پا حفظ کند و اين براي او راحت نيست. پس به او حق بدهيد که از اين کار خوش‌اش نيايد؛ به ويژه، اگر عجله داشته باشيد، آنوقت تمام اين اتفاقات ناخوشايندتر هم مي‌شود؛ مثلا ممکن است هنگام بالا کشيدن زيپ لباس، پوست کودک زخمي شود و به او آسيب برسد. براي اينکه بچه را تشويق کنيد لباس بپوشد چند راه‌حل و توصيه دارم:

او را در پوشيدن لباس مشارکت دهيد تا جبر، عجله و فشار را احساس نکند؛ مثلا در تمام مدت با او صحبت کنيد و به او بگوييد داريد چه کار مي‌کنيد: «خب، الان مي‌خوام پيرهنت رو تن‌ات کنم... مي‌شه اين دست‌ات‌رو بکني تو آستين‌ات؟ آفرين، آهان! حالا اون يکي دست‌ات و ...» و در حين کار تعريف و تمجيد کنيد تا مشارکت بيشتري انجام دهد.

بهتر است لباس‌هايي را براي او انتخاب کنيد که پوشيدن و درآوردن‌اش آسان باشد و بچه‌ها قادر به يادگيري اين کار باشند و به پوشيدن و در آوردن آنها تشويق شوند؛ مثلا بستن کفش‌هاي بنددار براي کودکان، سخت است اما اگر سگک کفش چسبي باشد، آنها به تنهايي قادرند کفش بپوشند يا بستن دکمه‌هاي فشاري لباس سخت است اما راحت مي‌توانند لباس زيپ‌دار را بپوشند.

سعي کنيد لباس پوشيدن را به شکل بازي و تفريح انجام دهيد. او را رها کنيد. براي او وقت بگذاريد و هميشه بدانيد عجله در اين کار، او را به نحسي مي‌کشاند و اعصاب‌تان را بر هم مي‌زند.

لباس مناسبي که برا‌ي‌اش در نظر گرفته‌ايد از شب قبل مشخص و آماده کنيد. هرگز به او نگوييد: «امروز چه لباسي مي‌خواهي بپوشي؟» اين سوال به نظر کودک نوپا دو معنا دارد: اول اينکه شما نمي‌دانيد او بايد چه بپوشد. دوم اينکه لباس پوشيدن بايد مطابق ميل او باشد. او هنوز معناي انتخاب را درک نمي‌کند. در نتيجه شما با شرايطي مواجه مي‌شويد که در اوج سرماي زمستان، او تمايل به پوشيدن لباس تابستاني دارد! براي پيشگيري از اين مشکل بايد در پايان هر فصل، لباس‌هاي فصل را جمع‌آوري کنيد.

مي‌توانيد به بچه3ساله اجازه بدهيد از بين لباس‌هاي مناسبي که شما برحسب شرايط و فصل در نظر گرفته‌ايد و از ميان 3گزينه‌اي که پيشنهاد مي‌دهيد، يکي را انتخاب کند. اما به‌ بچه‌هاي کوچک‌تر که معناي انتخاب را نمي‌دانند، بايد يک پيشنهاد بدهيد.

اگر به اين نکات اهميت ندهيد و مشکل را اصولي و از پايه حل نکنيد، لباس پوشاندن به خردسال وقت و انرژي زيادي از شما مي‌گيرد.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:33  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

هوش معنوی

هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد.
این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد.
هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.
با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.
یکی از نمادهایی که معمولا در توضیح این هوش به کار گرفته می شود، نماد گل نیلوفر است که در آن با تلفیق سنت و عقاید موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمی، مدلی قابل لمس و زیبا برای SQ ارائه داد.
در این مدل هر سطح از گلبرگ ها یکی از سه توان پایه ای در بشر هستند. بیرونی ترین گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوی یکی از توانایی های ذاتی و فطری در انسان است که همانند سایر هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گیرد می تواند پرورش یافته و توسعه یابد.
به عبارتی SQ قابل توصیف و توضیح و اندازه گیری است. برای اندازه گیری این هوش می توان به سنجش مهارت ها و توانایی هایی که ناشی از این هوش است بپردازیم.
افرادی که دارای هوش معنوی هستند دارای این صفات می باشند:
-
قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها
-
بالا بودن خودآگاهی در این افراد
-
حسی که این افراد را هدایت درونی می کند
-
درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
-
از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن
-
توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم
-
گفتن «چرا؟»
-
پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
-
توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
-
برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمی آغاز می شود با PQ نمایش می دهند.
این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلا نی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.
پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.
آخرین لا یه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملا یمت و مهربانی را شامل می شود.
IQ
به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهیم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.
EQ
و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند.
بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود.
باید دانست که کامپیوترها نیز از میزان IQ بالا یی برخوردارند و اغلب حیوانات دارای EQ بالا یی هستند اما این تنها انسان است که از هوش معنوی SQ برخوردارند، هوشی تحول پذیر، توانایی ای که به او قدرت می دهد تا خلا ق باشد و قوانین و نقش ها را دستخوش تغییرات خودنماید، بتواند تحولا ت اساسی ایجاد کند و دنیای اطرافش را به بهترین شکل متحول سازد.






نویسنده : ناهید ابراهیمی

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:33  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

گریه کردن

وقتی که احساسی همچون غم یا شادی مفرط داریم، اشکهایمان ناخودآگاه جاری می‌شود، اما این اشکها چرا و به چه هدفی جاری می‌شوند؟
یکی از دانشمندان و پژوهشگران زیست شناسی تکاملی در دانشگاه تل آویو اسرائیل به نام ارن هاسن، نظریه ی جدیدی در مورد ایجاد اشک و گریه کردن، ارائه کرده است. وی عنوان می‌کند : “اشکها می‌توانند به عنوان علائمی جهت نشان دادن اینکه قدرت تحمل فرد پایین آمده، عمل کنند.”
ارن هاسن چنین می‌گوید “گریه کردن یکی از بزرگترین رفتارهاییست که افکار شما را نمایان می‌کند. تحلیل ها و بررسی های وی نشان می‌دهد که اشکها همزمان با تیره کردن بینائی، میزان تحمل و عملکردهای وابسته را کاهش می‌دهند. برای مثال تسلیم شدن، گریه برای درخواست کمک، و حتی در ابراز وابستگی متقابل.
اشکهایی که از روی احساسات جاری شوند تنها منحصر به انسان هستند. در گذشته، محققان می‌پنداشتند که گریه کردن مواد شیمیایی استرس زا را از بدن دور کرده یا احساس آرامش به انسان دست می‌دهد و همچنین باعث می‌شود نوزادان و کودکان مشکلات سلامتی خود را از این طریق بروز دهند.

اخیرا
پروفسور هاسن متذکر شده است که وقتی اشکها بینائی را تیره می‌کنند، می‌توانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز جلوگیری کنند. به عنوان مثال: اشکها آسیب پذیری فرد را نشان می‌دهند، یک استراتژی که دیگران را از لحاظ احساسی نسبت به شما صمیمی تر می‌کند.
پروفسور هاسن به اضافه می‌نماید “بوسیله گریه کردن و بویژه جاری شدن اشک می‌توان روابط شخصی را ساخت یا قوی تر نمود. برای مثال: شما می‌توانید نشان دهید که در برابر یک مهاجم تسلیم هستید بنابراین به طور بالقوه رحم و عطوفت را در یک فرد ظالم ایجاد می‌کنید یا می‌توانید از دیگران همدردی را جذب کرده یا شاید بتوانید مساعدت و یاری آنها را طلب کنید.
همچنین پروفسور هاسن معتقد است به وسیله بروز اشکهایتان در مقابل دیگران می‌توانید ابراز متقابلی از مقاومت های کاهش یافته داشته باشید و این بدین معنیست که با داشتن احساسات مشترک، از لحاظ عاطفی به یکدیگر پیوند خورده و صمیمیت خود را نشان دهید که این شیوه فقط مختص انسانهاست”.
البته پروفسور هاسن افزوده است که اثر این رفتار تکاملی همیشه بستگی به فردی دارد که هنگام گریه کردن در کنار شماست و معمولاً در مکان هایی مانند کار که باید به دور از احساسات بود، مؤثر نخواهد بود.
پروفسور هاسن تحقیقات خود را در مجله Evolutionary Psychology به تفصیل شرح داده است.

WwW.GuilanPS.CoM

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:32  توسط کلیک هوشمند گیلان  | 

مطالب قدیمی‌تر
 
............... .........................